گزارشدهی مالی سنتی و فاصله آن با گزارشدهی نوین
عبدالرضا تالانه
1382
 
 
گزارشدهی‌مالی به فرایندی گفته می‌شود که اطلاعات لازم را تهیه و به مخاطبان برون سازمانی ابلاغ می‌کند. گزارشدهی مالی تحت تاثیر سه عامل قرار دارد: نیازهای اطلاعاتی مخاطبان، محیط اقتصادی، و مقررات حاکم بر گزارشدهی. گزارشدهی‌مالی معلول نیازهای اطلاعاتی مخاطبان است و بنابراین، با تغییر نیازهای اطلاعاتی آنان، دستخوش تغییر خواهد شد اگرچه با تاخیر. علاوه بر نیازهای اطلاعاتی مخاطبان گزارش‌های مالی، محیط اقتصادی که در آن شرکت‌ها فعالیت می‌کنند نیز بر گزارشدهی مالی و حتی بر نیازهای مخاطبان آن اثرگذار است. مقررات حاکم بر گزارشدهی مالی نیز به عنوان یک عامل برجسته در این میان ایفای نقش می‌کند.
 
هر یک از سه عامل پیشگفته یعنی نیازهای مخاطبان، شرایط اقتصادی، و مقررات در بستر زمان به روشنی قابل بررسی است. بنابراین، در این نوشته گزارشدهی مالی و سمت و سوی آن در بستر زمانی بررسی خواهد شد. در بخش اول، ابتدا سیر تاریخی حسابداری و گزارشدهی مالی مرور خواهد شد. این بررسی نشان خواهد داد گزارشدهی مالی کنونی، که میراث گذشته است، در تهیه و ابلاغ اطلاعات مفید برای مخاطبان خود ناتوان شده است. در بخش دوم، با اشاره به جدیدترین کوشش‌های انجام شده در جهت بهبود گزارشدهی مالی و رفع ناتوانی آن، اهم نکاتی که پیشگامان در جهت بهبود گزارشدهی ارائه کرده‌اند، فهرست می‌گردد. در بخش پایانی این نوشته، گزارشدهی مالی در ایران از منظر محیط اقتصادی و مقررات‌گذاری‌ به اجمال بررسی خواهد شد.
 
بخش اول: سیر تاریخی
اطلاع دقیقی از منشا گزارشدهی‌مالی و شکل‌های اولیه آن در دست نیست اما می‌توان حدس زد که برخاسته از حق پاسخ‌خواهی مالکان در دوران قدیم باشد. سیر تحولات گزارشدهی‌مالی را در سه دوره زمانی می‌توان بررسی کرد. در هر یک از این دوره ها عامل یا عواملی بر حسابداری و گزارشدهی‌مالی اثرگذار بوده است:
 
الف. دوره اول، از اوایل قرن سیزدهم تا اواسط قرن هفدهم، 
ب. دوره دوم، از اواسط قرن هفدهم تا اواسط قرن بیستم،
ج. دوره سوم، از اواسط قرن بیستم تا امروز.  
 
دوره اول 
دوره اول، از اواخر قرن سیزدهم شروع و تا اواسط قرن هفدهم، یعنی پیش از انقلاب صنعتی، ادامه می‌یابد. در اوایل این دوره، استفاده از حسابداری دو مدخلی، به دلیل رونق تجارت در ایتالیا، آغاز شد و رواج یافت. تا قبل از انقلاب صنعتی، محرک حسابداری و گزارشدهی‌مالی به احتمال زیاد برخاسته از مالکیت و حق پاسخ‌خواهی مالکان است. مالکیت از حقوق اساسی افراد و حق پاسخ‌خواهی مالک منبعث از حق مالکیت اوست. در گذشته‌های دور مالکان اموال خود را به پیشکاران می‌سپردند، و آنها نیز در پایان دوره مباشرت خود، گزارشی از اموال مالک تهیه و به او ارائه می‌دادند. پیشکاران شکل ساده‌ای از گزارشدهی‌مالی را برای ادای وظیفه پاسخگوئی به کار می‌بردند. در این دوران نیازهای اطلاعاتی مالکان به اطلاعاتی در باره تمامیت دارائی‌های امانت داده شده خلاصه می‌شد و هدف اساسی این نوع گزارشدهی معطوف به ارزیابی صداقت و امانت‌داری پیشکاران و اطمینان از تمامیت ثروت مالکان بود. در این دوران وظیفه حسابداری و به تبع آن گزارشدهی، ثبت ثروت و دارائی‌های تحویل گرفته شده از مالکان و گزارش دادن نتیجه به شکلی ساده در پایان دوره بود (1). این شکل کهنه گزارشدهی، که بیشتر به حسابداری مباشرتی (2) شناخته شده است، با قدری تغییر پس از انقلاب صنعتی استفاده شد. برینبرگ این دوره را دوره مباشرتی محض می‌خواند (3).
 
دوره صنعتی
دوره دوم از 1650 شروع و تا سال‌های 1950 ادامه دارد. در این دوره حوادثی رخ داده است که تاثیر زیادی بر حسابداری و گزارشدهی‌مالی داشته است. اولین حادثه اختراع ماشین است. با وقوع انقلاب صنعتی تولید ثروت تسهیل گردید. ماشین جای انسان را در عرصه تولید گرفت و تولید پیشه‌وری به تولید انبوه و ماشینی تغییر یافت (4). تولید به کمک ماشین تا حدی بر حسابداری اثرگذار بود، اما در این ایام وظیفه حسابداری و گزارشدهی‌مالی هنوز از نقش مباشرتی حسابداری دوران قبل تاثیر می‌گرفت و فرایند حسابداری و گزارشدهی‌مالی بر ثبت و گزارش کردن ثروت یا دارائی مالکان متمرکز بود. ظهور شرکت‌های سهامی، و ایجاد و رونق بورس‌های سهام و ارواق بهادار حوادثی هستند که هر کدام تاثیر زیادی بر حسابداری و گزارشدهی مالی داشتند.  
 
ظهور شرکت‌های سهامی
با فراگیر شدن ماشین در عرصه‌های مختلف، تولید ثروت بیشتر، متنوع‌تر و سریع‌تر شد و بستر لازم برای ظهور شرکت‌های سهامی فراهم آمد. راه‌اندازی صنایع بزرگ مثل راه‌آهن و حمل و نقل نیاز به مقادیر هنگفتی سرمایه داشت که فراهم کردن آن از طریق شرکت‌های سهامی ممکن بود. در این دوران، تشکیل شرکت‌های سهامی با تعداد کثیری از مالکان باعث تشدید جدائی مالک و مدیر شد و نیازهای اطلاعاتی مالکان قدری تغییر کرد. در دوره ظهور شرکت‌های سهامی، به دلیل تشدید شدن جدائی مالک و مدیر، نیاز به اطلاعاتی در باره چگونگی به کارگیری دارائی‌های مالک نیز محسوس‌تر شد. اما حسابداری و گزارشدهی‌مالی هنوز از همان شکل کهنه حسابداری متاثر بود و با قدری تغییر در عمل به کار می‌رفت.
 
پیدایش بورس‌های اوراق بهادار
با ظهور و فراگیر شدن شرکت‌های سهامی، بستر لازم برای تشکیل بازارهای معاملات سهام و دیگر اوراق بهادار فراهم شد. بازار سرمایه از مهمترین عوامل اثرگذار بر گزارشدهی‌مالی در این دوره است. بورس‌های سهام و اوراق بهادار امکان ورود افراد به و خروج مالکان را از حوزه مالکیت تسهیل و تسریع کرده است. در این دوران محور گزارشدهی‌مالی که هنوز متاثر از حق پاسخواهی مالک و الزام به پاسخگوئی مباشر یا مدیر تاثیر می‌پذیرد، کماکان بر ترازنامه متمرکز است اگرچه اندازه‌های سود هم گزارش می‌شد. به اعتقاد بلکوئی تا قبل از وقوع بحران 1929 حسابداری و گزارشدهی‌مالی در آمریکا تابع نظم و مقررات خاصی نبود و سلیقه شخصی مدیران در عمل حاکم بود. در این دوران تنها عاملی که تا حدی به گزارشدهی‌مالی سمت و سو می‌داد فشاری بود که از طرف بانک‌ها و سایر اعتباردهندگان بر شرکت‌ها وارد می‌آمد و در نتیجه تمرکز گزارش‌های مالی بر ترازنامه و گزارش دادن دارائی‌ها و بدهی‌ها و توان بازپرداخت شرکت بود (5). البته در همین دوران میل به هموارسازی سود در مدیران شرکت‌ها و توجه مدیران به حداقل کردن مالیات از سوی اسکینر گزارش شده است (6). 
 
با رونق بورس‌های سهام و اوراق بهادار، مالکان ترغیب به خروج از مالکیت و افراد دیگر ترغیب به ورود به حوزه مالکیت می‌شوند. همین امکان تغییر در ترکیب مالکان باعث تغییر افق زمانی تصمیم‌گیری و تغییر نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان شده است. رونق بورس‌ها باعث کم‌رنگ شدن مفهوم مالک و پر رنگ شدن مفهوم سرمایه‌گذار شده است. در حوزه شرکت‌های بورسی مالکان می‌آیند و می‌روند یا دست کم حق مالکانه آنها دائماً در حال تغییر است. در بورس‌ها مردم به جای آنکه به مالکیت بیاندیشند به سرمایه‌گذاری فکر می‌کنند. در بورس‌ها بسیاری از مالکان، که بهتر است به آنها سرمایه‌گذار بگوئیم، به جای توجه به شرکت و چگونگی اداره آن بیشتر به پورتفولیو و اداره آن توجه دارند. این سرمایه‌گذاران خیلی خواهان ارزیابی نقش امانت‌داری یا نقش مباشرتی مدیران شرکت‌ها نیستند، بلکه بیشتر به بازده سرمایه‌گذاری خود و افزایش قیمت سهم توجه دارند. این گونه افراد احتمالاً در انتخاب مدیران هم نقش فعالی ندارند. این افراد در مقابل آن گروه که مالک هستند افق تصمیم‌گیری کوتاه‌تری دارند.
 
رونق و همه‌گیر شدن بورس‌ها با تاثیرگذاری بر خصیصه روانی مالکان، امکان درگیر شدن مردم با حوزه مالکیت را تشدید کرد. با درگیر شدن مردم در حوزه حق مالکیت شرکت‌های بورسی، وضع مقررات و قوانین برای تنظیم روابط بین افراد ضروری شد و نظارت بر کارکرد بورس به منظور حمایت از مردم و تنظیم روابط حقوقی بین آنها ضرورت یافت و به دنبال آن مقررات معاملاتی، مقررات افشا و استانداردهای حسابداری و گزارشدهی‌مالی یکی پس از دیگری عملی شدند.
 
علاوه بر این، بورس محرکی برای باز شدن پای گروه‌های دیگر استفاده‌کننده از اطلاعات است. تحلیلگران اطلاعات، واسطه‌های معاملاتی، دولت، و مهمتر از این‌ها حسابرسان هم به حوزه افراد علاقمند به اطلاعات مالی شرکت‌ها اضافه می‌شوند. هر یک از این گروه‌ها یا افراد نیز به نوبه خود بر فرایند حسابداری و گزارشدهی‌مالی اثرگذار یا باعث ایجاد تقاضای جدید برای اطلاعات حسابداری می‌شوند. برای مثال، تحلیل‌گران مالی از افرادی هستند که علاقه وافر به دریافت اطلاعات مجانی دارند و در این میان برای تولید بیشتر اطلاعات از سوی شرکت‌ها فشار می‌آورند (7). حسابرسان نیز با پرهیز از حسابرسی اطلاعات مالی قضاوتی یا پیش‌بینی‌های مدیران به نوعی در این میان نقش اثرگذار خود را ایفا می‌کنند. بنابراین رونق و همه‌گیر شدن بورس‌ها، اثرگذارترین عامل بر حسابداری و گزارشدهی‌مالی است. اصطلاح صورت‌های مالی چند منظوره یا با مقاصد عمومی از پیامدهای رونق بورس است. بنابراین و با توجه به توضیحات پیشگفته حسابداری و گزارشدهی مالی در حوزه بورس‌های اوراق بهادار معنی و جلوه خاصی می‌یابد. از آنجا که بورس‌ها به عنوان بازار ثانویه سازو کار تعیین قیمت و بستر تخصیص بهینه منابع را فراهم می‌کنند و منافع مردم در حوزه بورس‌ها متمرکز می‌گردد، وضع مقررات نظارتی بویژه از جنبه اطلاع‌رسانی ضرورت می‌یابد.
 
عصر اطلاعات
دوره سوم، دوره حاکمیت اطلاعات یا همان عصر اطلاعات است. برجسته ترین ویژگی این دوره تغییرات سریع فناوری است. در این دوره سرعت تغییرات اقتصادی زیاد شده و استفاده از کامپیوتر و اینترنت همه چیز را متحول کرده است. نحوه تشکیل سازمان‌ها و شیوه‌های تصمیم‌گیری آنها تغییر کرده است. بخش خدماتی در برابر بخش تولید بزرگتر شده، و مهم‌تر از همه این‌ها اقتصاد عصر اطلاعات بر دانش استوار است. تکنولوژی اطلاعات در حال تغییر دادن همه چیز است. تکنولوژی جدید اطلاعات، یک پارادایم جدید خلق ثروت را معرفی می‌کند که در حال جایگزینی پارادایم صنعتی است و بر سر راه خود همه امور اقتصادی و تجاری را عوض کرده یا عوض خواهد کرد. به دلیل این تغییرات در عرصه تجارت، تصمیماتی که مدیران باید اتخاذ کنند با تصمیمات قبلی کاملاً متفاوت خواهد بود. اگر هدف اطلاعات حسابداری پشتیبانی از تصمیمات تجاری است و انواع تصمیمات مدیران در حال تغییر است پس به طور طبیعی باید انتظار داشته باشیم که حسابداری از جنبه‌های مختلفی مثل آموزش، تحقیق، اطلاع‌رسانی درون‌سازمانی و گزارشدهی‌مالی هم باید تغییر کند (8).
 
پدیده کشاورزی در ده هزار سال قبل محرکی برای تغییرات اقتصادی و اجتماعی در بین انسان‌ها شد و شیوه و سبک زندگی را متحول کرد. پارادایم خلق ثروت کشاورزی حدود ده هزار سال دوام آورد تا آنکه در قرن هفدهم و به تدریج پارادایم صنعتی جای آن را گرفت و ماشین به جای نیروی انسانی حاکم شد. صنعتی شدن پیامدهای خاص خود را به همراه آورد: شهر‌ها به سرعت رونق یافتند و بر جمعیت آنها افزوده شد. به مدد صنعت اشتغال بیشتری فراهم آمد، بازارها رونق بیشتری نسبت به بازارهای دوره کشاورزی گرفتند و سطح رفاه مردم بیشتر شد.
 
پارادایم صنعتی خلق ثروت برای دوره زمانی کوتاه‌تری حدود 300 سال دوام آورد و در اواسط قرن بیستم، و همزمان با وارد بازار شدن اولین کامپیوترهای تجاری بساط خود را برچید. در عصر اطلاعات سیستم مولد نه نیروی کار است و نه ماشین، بلکه دانش و اطلاعات است. در این عصر کشورهایی که به دانش و اطلاعات توجه کردند از دیگران پیشی گرفتند. موج سوم برخی نظام‌های سیاسی را نیز درهم کوبید.
 
نارسائی‌های حسابداری و گزارشدهی مالی مرسوم
این تغییرات بی‌شک فرایند حسابداری و گزارشدهی‌مالی را وادار به تغییر خواهد کرد. همچون دو تغییر قبلی، اکنون هم باید انتظار تغییرات اجتماعی و اقتصادی را داشت. اما آیا گزارشدهی کنونی مناسب این دوره است؟ پاسخ منفی است. در واقع علت اصلی این نارسائی گزارشدهی مالی کنونی ریشه در اختلاف زمانی دو نظام دارد. از یک سو نظام اقتصادی با ویژگی‌هایی مثل تغییرات سریع فناوری در حال پیشرفت و تحول است و از سوی دیگر نظام گزارشدهی مالی کشان کشان به دنبال آن حرکت می‌کند.
 
الیوت معتقد است که عرف کنونی حسابداری و گزارشدهی مالی میراث دوره صنعتی شدن است. او با مقایسه تحولات اقتصادی و تحولات حسابداری تحلیل جالبی را ارائه می‌کند. سه موج اقتصادی زندگی بشر را دستخوش تحول ساخته است. موج اول موج کشاورزی است که از ده هزار سال قبل آغاز شد. موج دوم که با اختراع ماشین در حدود اواسط قرن هفدهم آغاز شد بستر را برای صنعتی شدن فراهم کرد. و دست آخر با اختراع ترانزیستور و کامپیوتر زندگی اجتماعی و اقتصادی بشر پا به دوره جدید یعنی عصر اطلاعات گذاشت.
 
با آغاز هر موج جنبه های مختلف زندگی بشر دستخوش تغییر شد و حسابداری نیز به دنبال آن متحول شد، اگر چه برخی بر این باورند که حسابداری نیز در این تحولات سهم زیادی داشته است. جدول زیر نشان می دهد که در هر دوره و با شروع هر موج حسابداری و گزارشدهی مالی چگونه بوده است. و در عصر اطلاعات هنوز بلاتکلیف مانده است (9). 
 
تکنولوژی/ موج
کشاورزی
صنعتی
اطلاعات
فیزیکی
کارگر
ماشین آلات
ترانزیستور
اطلاعاتی
نوشتن
چاپ
کامپیوتر
حسابداری
یک مدخلی
دو مدخلی
؟
تمرکز گزارشدهی
ثروت (دارائی)
تغییر ثروت (سود)
؟
    
حسابداری و گزارشدهی‌مالی کنونی مخلوق موج دوم است. تاکید بر ثروت و سود از نشانه‌های موج دوم است. در حال حاضر گزارشدهی برون‌سازمانی به ارائه اطلاعات مالی محدود شده است. در حالی که شرکت‌های عصر اطلاعات ضرورت‌هایی برای گزارشدهی دارند که از محدوده‌های مالی فراتر می‌رود. در عصر جدید به نظر می‌رسد بیشتر اطلاعاتی که استفاده‌کننده   خواهان آن است از نوع اطلاعات غیر مالی باشد. اهداف، رسالت‌ها، استراتژی، وضعیت رقابتی و رضایت مشتری از مقوله‌هایی است که استفاده‌کننده امروزی به دنبال آن است. این گونه نیازهای اطلاعاتی استفاده‌کنندگان را به سادگی نمی‌توان به ارقام مالی تبدیل کرد.
 
اصول پذیرفته شده حسابداری در حال حاضر بر چند نکته تاکید می‌ورزد: گزارشدهی‌مالی ادواری، تاکید بر بهای تمام شده، تکیه بر مبادله و رویداد مستقل، صورت‌های مالی کاغذی، و تاکید بر دارائی‌های مشهود از ویژگی‌های گزارشدهی‌مالی کنونی است.
 
فرض دوره مالی به نظر می‌رسد که از اصطلاحات برساخته موج اول یعنی عصر کشاورزی باشد. در برخی کشورها مثل امریکا و چند کشور دیگر گزارشدهی سه ماهه مرسوم شده است لیکن در حال حاضر تکنولوژی جدید امکان گزارشدهی همزمان و برخط را فراهم کرده در حالی که هنوز بر گزارشدهی ادورای تاکید می‌شود.
 
در عرف کنونی گزارشدهی‌مالی، فراهم کردن اطلاعاتی در باره جریان‌های نقدی برای انجام پیش‌بینی از سوی استفاده‌کننده الزامی است، لیکن موج سوم سرعت تغییرات اقتصادی را زیاد کرده است. در چنین اوضاعی شاید ارائه اطلاعات گذشته شرکت‌ها کمکی به پیش‌بینی آینده آنها نکند.
 
گزارشدهی‌مالی کنونی هنوز کاغذی است. گزارش‌های کاغذی محصول موج دوم و اختراع ماشین‌چاپ است که در حال حاضر استفاده می‌شود. حتی در بسیاری از کشورهای پیشرفته نیز به صورت کاغذی انجام می‌شود در حالی که موج سوم ابزار الکترونیکی را در اختیار ما قرار داده است. بنابراین، گزارشدهی رایج هنوز متاثر از موج دوم است.
 
اصول پذیرفته شده حسابداری در حال حاضر بر نکته دیگری تاکید دارد که موج سومی نیست. عرف کنونی گزارشدهی بر اطلاعات برخاسته از رویداد و مبادله تاکید می‌کند و به درون شرکت توجه دارد در حالی که باید به بیرون و به مشتری توجه نماید. این نکته با شیوه و رویکرد مدیریت در تصمیم‌گیری هم ناسازگار است. همین مشکل در باره دارائی‌های نامشهود هم وجود دارد. در حال حاضر به اندازه‌گیری‌های مشهود تاکید می‌گردد و دارائی‌های نامشهودی مثل سرمایه‌های انسانی نادیده گرفته می‌شود.
 
تغییرات فناوری و تغییرات محیطی مسائل جدیدی را مطرح می‌سازند که نیازمند استفاده از راهکارهای جدید گزارشدهی‌مالی است. چنین تغییراتی بر مفهوم شناخت و اندازه‌گیری در فرایند حسابداری اثرگذار است و موجب شده تا صورت‌های مالی سنتی نتوانند محرک‌های خلق ارزش در اقتصاد جدید را بگیرد. بنابراین با مشکلی مواجه هستیم که از آن به نام شکاف بین گزارشدهی‌مالی و نیازهای استفاده کننده در اقتصاد جدید یاد می‌شود.
 
به هرحال، علمای حسابداری بر این باورند که اقتصاد جدید کاملاً متفاوت از اقتصاد 50 سال پیش است و صورت‌های مالی سنتی قادر نیست این تفاوت‌ها و محرک‌های خلق ارزش در اقتصاد نوین را در بر گیرد. در نتیجه گزارشدهی‌مالی رایج نمی‌تواند نیازهای استفاده‌کنندگان عصر حاضر را به خوبی برآورده سازد. مقایسه تفاوت بین ارزش دفتری و ارزش بازار یک شرکت گویای ناکارآمدی گزارشدهی مالی کنونی است. در امریکا در سال 1982 ارزش بازار یک شرکت به طور متوسط 3/1 برابر ارزش دفتری آن بوده است، در حالی که همین نسبت در سال 1992 چیزی حدود 6 است. این نکته نشان می‌دهد که در طی حدود 10 سال گزارشدهی مالی از اظهار ارزش شرکت‌ها چقدر عقب مانده است. می‌توان حدث زد که علل این تفاوت در عواملی باشد که در جدول زیر ارائه شده است:
 
ارزش دفتری شرکت
×××××
ارزیابی بازار از تفاوت‌های بین اندازه‌های حسابداری و ارزش‌های واقعی دارائی‌، و بدهی‌های شناسائی شده در صورت‌های مالی
×××
ارزیابی بازار ارزش دارائی، و بدهی هایی که شناسائی نشده‌اند
×××
ارزیابی بازار از محرک‌ها و مخرب‌های نامشهود خلق ارزش که در تعریف دارائی و بدهی قرار نمی گیرند مثل اخلاق
×××
ارزیابی بازار از فرصت‌ها، برنامه ها و تهدیدهای آتی شرکت
×××
سایر عوامل از جمله خوش‌بینی و روانشناسی بازار
×××
ارزش بازار شرکت
×××××
 
به سوی گزارشدهی بهتر
با اعتقاد به نارسائی‌های گزارشدهی‌مالی کنونی، تحقیقات و کوشش‌هایی در جهت بهبود کیفیت گزارشدهی‌مالی از سوی مجامع حرفه‌ای، استانداردگذاران، دانشگاهیان، و دولتمردان در کشورهای انگلیسی زبان انجام شده است. پیشگامان عرصه بهبود گزارشدهی بیشتر موسسات، سازمان‌ها و انجمن‌های حرفه‌ای هستند (10). در کارهای انجام شده، محققان به مشکل گزارشدهی در اقتصاد جدید از زاویه خاصی نگریسته‌اند و هر یک رویکرد خاصی را برای رفع مشکل برگزیده‌اند. این کوشش‌ها و تحقیقات را در سه دسته زیر می‌توان طبقه‌بندی کرد:
 
الف. به یک پارادایم جدید برای حسابداری و گزارشدهی‌ نیاز است.
ب. سنجه های جدید برای اندازه‌گیری محرک‌های غیرمالی خلق ارزش نیاز است.
ج. معیارهای اندازه‌گیری و ثبت دارائی‌های نامشهود باید بازنگری و تصحیح شوند.
 
مدل‌های جدید گزارشدهی
تقریباً همه کوشش‌هایی که از سوی مجامع حرفه‌ای و محققان و افراد دانشگاهی و حرفه‌ای انجام شده است، بر مورد ب بالا تاکید دارند و کوشش‌هایی که به طرح و معرفی یک مدل جدید گزارشدهی می‌پردازند بسیار اندک است. هیات استانداردها در گزارش ویژه خود تنها به دو مورد مدل جدید گزارشدهی اشاره کرده است که عبارتند از: سیتم خلق ارزش فراگیر (11)، و حسابداری ارزش آینده (12).
 
سیستم خلق ارزش فراگیر (TVC)
انجمن حسابداران رسمی کانادا سیستم خلق ارزش فراگیر را به عنوان پارادایم جدید گزارشدهی معرفی کرده است. طراحان این سیستم مدعی هستند که همه بازیگران می‌توانند از آن برای ارزیابی عملکرد سازمان استفاده نمایند و ببینند شرکت تا چه حد در خلق ارزش موفق است. به اعتقاد طراحان، این مدل از مدل ارزش افزوده و کارت ارزیابی متوازن فراتر می‌رود. این سیستم برای اندازه‌گیری و گزارشدهی عملکرد شرکت در خلق ارزش مناسب است. در این سیستم کار با گزارشدهی مالی شروع و با عبور از سنجه‌های غیرمالی عملکرد به تکنیک‌هایی می‌رسد که ارزش خلق شده را به عملکرد مرتبط می‌سازد. این سیستم عملکرد مالی و غیرمالی را ردیابی و طوری گزارش می‌دهد که با آن مدیریت و دیگران می‌توانند سناریوهای مختلف را ارزیابی و بهترین را برای اجرا برگزینند. مبانی سیستم خلق ارزش فراگیر بر موارد زیر متکی است:
 
        ·          یک مدل تنزیلی کامل مبتنی بر مفروضات افشا شده با استفاده از یک چارچوب استاندارد
        ·          افشای مداوم و برخط تغییرات در مفروضات
   ·    شفافیت کامل، به طوری که به خواننده اجازه می‌دهد مفروضات را تغییر داده و اثر تغییرات را روی جریان های نقدی تنزیل شده ببینند
   ·    اطمینان‌بخشی حرفه‌ای در باره تمامیت و سازگاری درونی مفروضات افشا شده، سازگاری مدل جریان نقدی تنزیل شده، و به کارگیری صحیح سیستم
        ·          کوشش معقول در باره مفروضات افشا شده
        ·          افشا و تحلیل انحرافات
 
این سیستم مکمل گزارشدهی رایج است و به خلق ارزش تا پیش از نقطه مبادله توجه دارد و مدل سنتی نیز خلق ارزش در نقطه مبادله را می‌سنجد.
 
 
حسابداری ارزش آینده (AFTF)
در 1998 پروفسور ناش در تک‌نگاریش با عنوان « رویکرد نظام‌مند در حسابداری ارزش افزوده» روش ارزش افزوده را برای حسابداری معرفی می‌کند. در این رویکرد نویسنده از همان اصطلاحات دارائی، بدهی، و سرمایه اما با معانی جدید کمک می‌گیرد. در این مدل دارائی‌ها به صورت ارزش فعلی جریان‌های نقدی آتی ورودی به شرکت تعریف می‌شوند که با نرخ بازار هزینه سرمایه شرکت تنزیل شده‌اند. به طریق مشابه، بدهی‌ها ارزش فعلی جریان‌های نقدی آتی خروجی از شرکت هستند. ارزش مالکانه شرکت در هر لحظه زمانی، برابر اختلاف بین دارائی و بدهی است. و تفاوت بین ارزش مالکانه در دو نقطه زمانی معرف ارزش خلق شده در طی دوره زمانی است.
 
سنجه‌های جدید
در عصر اطلاعات، محققان اذعان دارند که محرک‌های ارزشی در اقتصاد جدید بیشتر غیرمالی هستند و صورت‌های مالی سنتی نمی‌تواند آنها را در برگیرد. اما می‌توان سنجه‌هایی را تدوین کرد که به کمک انها سرمایه‌گذاران و استفاده‌کنندگان بتوانند شرکت‌ها را ارزیابی و با یکدیگر مقایسه نمایند. تدوین و ارائه سنجه‌های جدید که بتواند محرک‌های خلق ارزش را اندازه‌گیری و گزارش نماید از سوی تمامی موسساتی که دستی به تحقیق داشتند به عنوان راهکار اشاره شده است. تقریباً همه سازمان‌ها، موسسات و انجمن‌های حرفه‌ای، و افراد دانشگاهی و حرفه‌ای در جهت خلق اندازه‌های جدید غیرمالی کوشیده‌اند. اگرچه گزارشدهی سنتی به گونه‌ای برخی سنجه‌های غیرمالی مثل ظرفیت تولید، و سهم بازار را مورد توجه قرار داده است اما در کوشش‌های جدید انجام شده به سنجه های دیگری مثل سرمایه‌انسانی، مشتریان، و خلاقیت توجه شده است. برخی از این کوشش‌ها عبارتند از:
 
انجمن حسابداران رسمي امريكا (AICPA)
در 1991 اين انجمن كميته ويژه گزارشدهي‌مالي را تاسيس كرد. اگرچه علت ايجاد كميته بررسي مشكلات مالي گزارشدهي در اقتصاد جديد نبود، اما اين كميته در گزارش 1994 خود متذكر شده است كه رقابت فزاينده و پيشرفت سريع فناوري منجر به تغييرات شديد اقتصادي شده است. نحوه تاسيس، شيوه مديريت، روش انجام كارها، مديريت ريسك و روابط شركت‌ها با ديگر سازمان‌ها تغيير كرده است. در عرصه اقتصاد امروزي برندگان آنهائي هستند كه به مشتري توجه دارند، فعاليت‌هاي كم ارزش را رها مي‌كنند، شيوه تصميم‌گيري را غير متمركز مي‌كنند، زمان انجام كارها و توليد را كوتاه‌تر مي‌كنند، با مشتري، عرضه كنندگان، و حتي با رقبا سازگار مي‌شوند. شركت‌هاي پيشتاز در اقتصاد امروزي بستر را براي رقبا فراهم مي‌كنند.
در پاسخ به اين تغييرات سيستم‌هاي اطلاعاتي اين شركت‌ها هم عوض شده است. اين شركت‌ها سنجه‌هاي غير مالي عملكرد را فراهم مي‌كنند. براي ارضاي نيازهاي در حال تغيير استفاده‌كنندگان، اين گزارش معتقد است كه گزارشدهي‌مالي بايد:
 
الف. اطلاعات آينده‌نگر شامل داده‌هايي در باره برنامه‌هاي مديريت، فرصت‌ها و تهديدها، و اندازه‌گيري ابهام فراهم نمايند.
ب. بر عوامل بلند مدت خلق ارزش شامل سنجه‌‌هاي غيرمالي تمركز داشته باشد.
ج. اطلاعات برون سازماني با اطلاعات مديريتي همسوئي و سازگاري بيشتري يابد.
 
هيت استانداردهاي حسابداري مالي (FASB)
هيات استانداردهاي حسابداري مالي در 1996 توصيه‌هاي كميته ويژه انجمن حسابداران رسمي امريكا AICPA و انجمن مديريت سرمايه‌گذاري و تحقيق AIMR را به نظرخواهي گذاشت و پس از جمع بندي نظرات، كميته‌ي موارد افشاي داوطلبانه را تاسيس و مامور بررسي كرد. گزارش اين كميته چارچوبي براي افشاي داوطلبانه ارائه مي‌دهد كه مشتمل بر پنج عنصر است:
 
الف. شناسائي جنبه‌هاي مهم موفقيت شركت
ب. شناسائي برنامه‌ها و استراتژي‌هاي مديريت براي اداره عوامل موفقيت
ج. شناسائي سنجه‌هاي مورد استفاده مديريت براي سنجيدن و اداره برنامه‌ها و استراتژي‌ها
د. در نظر داشتن مواردي از افشاي داوطلبانه كه مي تواند بر وضعيت رقابتي شركت تاثير منفي داشته باشد و توجه به هزينه منفعت آن
ه. انتخاب بهترين موارد افشا و تشريح و افشاي مداوم ماهيت سنجه‌هاي استفاده شده
 
انجمن حسابداران رسمي كانادا (CICA)
اين انجمن از 1990 روي موضوع گزارشدهي مالي مناسب اقتصاد جديد كار كرده است. مجموعه كار اين انجمن با عنوان پيشگامي گزارشدهي عملكرد كانادا در دست انجام است. ليكن اين انجمن در گزارش اوليه خود با عنوان « اندازه‌هاي عملكرد در اقتصاد جديد» كه توسط مك‌لين نوشته شده و در 1995 منتشر شد نتايجي را به شرح زير گزارش كرده است:
 
الف. مدل كنوني حسابداري واقعيت اقتصادي واحدهاي دانش‌بر را منعكس نمي‌كند و خلق يك مدل جديد حسابداري لازم است.
ب. آخرين تحول حسابداري تاكيد را از ترازنامه به سودو زيان برد و مدل جديد حسابداري احتمالاً تاكيد برابري را به ترازنانه و سودزيان خواهد داد.
ج. اين مدل جديد حسابداري احتمالاً به شركت‌هاي دانش‌بر و حسابداري سبز توجه دارد.
 
انجمن در كار اصلي خود پروژه‌هايي را در دست اجرا دارد كه عناوين آن عبارتند از:
 
        ·          گزارشدهي يكپارچه عملكرد Integerated Performance Reporting
        ·          مديريت سرمايه فكري معنوي Intelectual Capital Management
        ·          خلق ارزش سهامدارن Shareholders Value Creation
   ·    اندازه‌گيري و گزارشدهي عملكرد محيطي Environmental Performance Measurement And Reporting
        ·          و خلق ارزش فراگير Total Value Creation
 
موسسه بروكينگز (Brookings Institution)
موسسه بروكينگز دو گزارش تحقيقاتي دارد كه گزارش اول با عنوان « ثروت ناديده: درك منابع نامشهود ارزش» توصيه‌هاي زير را براي گزارشدهي‌مالي دارد:
 
الف. هزينه يا دارائي كردن مخارج تحقيق و توسعه مشكل گزارشدهي‌مالي نيست؟ استفاده‌كنندگان اطلاعاتي در باره ارزش مي‌خواهند.
ب. مدل گزارشدهي‌مالي جديد بايد به صورت يك سيستم مكمل بهاي تمام شده حركت به سوي ارزش گذاري دارائي‌هاي مشهود و نامشهود را آغاز كند.
ج. افشاي محرك‌هاي خلق ارزش بايد در سطح كل و در سطح بخش‌هاي عملياتي شركت گزارش شود.
د. كميسيون نظارتي بورس و اوراق بهادار بايد حيطه عمل خود را تا در برگرفتن محرك‌هاي نامشهود خلق ارزش گسترش دهد.
 
آژانس توسعه تجارت و صنعت دانمارك ((Danish Agency for Development of Trade and Industry)
اين آژانس با همكاري ده شركت مجموعه صورت‌هاي مالي را منتشر كرده است كه داده‌هاي لازم را در چهار دسته عرضه مي‌كند:
 
الف. منابع انساني: گزارشي در باره تركيب، مديريت، و رضايت منابع انساني
ب. مشتريان: گزارشي در باره تركيب، مديريت و رضايت مشتريان
ج. فناوري: گزارشي در باره دامنه، كاركرد و استفاده از سيستم اطلاعاتي
د. فرايندها: گزارش‌هايي در باره دامنه، تجهيزات، و كارائي فعاليت‌هاي تجاري
 
وزارت امور اقتصادي هلند (NMEA)
اين وزارت در 1999 گزارش « دارائي‌هاي نامشهود: موازنه دانش» را منتشر كرده است. اين گزارش با همكاري 4 موسسه حسابرسي معروف به منظور تدوين مدلي براي ارائه اطلاعات درباره دارائي‌هاي نامشهود تهيه شده است.
موسسه پيت مارويك: يك داشبورد حاوي امتيازبندي ويژگي‌هاي اصلي صلاحيتي شركت را به تصوير كشيده و پيشنهاد مي‌كند.
موسسه ارنست اند يانگ: روش مغايرت‌گيري را براي اندازه‌گيري سرمايه فكري شركت‌ها ارائه مي‌دهد. در اين روش ارزش بازار دارائي‌هاي مشهود و نامشهود شناسائي شده را از ارزش بازار شركت كسر و باقيمانده را به عنوان ارزش سرمايه فكري شركت مي‌داند.
موسسه كوپرز: رويكردي را كه اطلاعات مالي بهاي تمام شده را با سنجه‌هاي غيرمالي عملكرد تركيب مي‌كند پيشنهاد داده است.
موسسه والمور: شناخت دارائي‌هاي نامشهود قابل شناسائي در ترازنامه را با همان اندازه‌هاي مبتني بر انباشت سنتي هزينه توصيه مي‌كند.
 
سازمان توسعه و همكاري‌هاي اقتصادي (OECD)
اين سازمان در 1999 سمپوزيومي در باره « اندازه‌گيري و گزارشدهي سرمايه فكري: تجربه، مشكلات، و دورنما » را حمايت مالي كرد. در پايان چرمن اين سمپوزيوم نتايج زير را اعلام كرده است:
   ·    فرايند خلق ارزش شركت‌ها در حال تغيير است. اطلاعاتي در باره سرمايه‌هاي فكري، رابطه آن با سرمايه فيزيكي، و نقش آن در خلق ارزش لازم است. داده‌هاي مالي به تنهايي كافي نيست.
   ·    دست دركاران بايد با آزمايش‌كردن، به اصول و رهنمودهاي گزارشدهي نماگرهاي كليدي خلق ارزش و سرمايه‌هاي فكري برسند.
   ·    چارچوبي براي كمپايل كردن برخي نماگرهاي كليدي در سطح شركت با تمركز بر عملكرد لازم است.
   ·    كاركنان، عرضه‌كنندگان، و مشتريان در فرايند خلق ارزش دخيل هستند و گزارشدهي‌مالي بايد با در نظر داشتن اطلاع‌رساني بهتر به آنها بهبود يابد.
·   درك بهتر خلق ارزش مستلزم نوآوري در گزارشدهي‌مالي است. سمت و سوي جديد در گزارشدهي به گزارشدهي اينترنتي متوجه است. اطلاعات در باره شركت از چند منبع مي‌آيد و اطلاعات درون سازماني با امكان اينترنت بيشتر در اختيار استفاده‌كننده خواهد بود.
 
 
انجمن حسابداران رسمي انگليس و ولز (ICAEW)
«اندازه‌هاي جديد براي اقتصاد جديد» عنوان كوشش اين انجمن است كه در مارچ 2000 منتشر شده است. اين تحقيق سه رويكرد را معرفي كرده است:
رويكرد اول در جستجوي ارزش دارائي‌هاي نامشهودي است كه ترازنامه سنتي ناديده مي‌گيرد. با ارئه اطلاعاتي درباره دارائي‌هاي نامشهود صورت‌هاي مالي و گزارشدهي‌مالي سنتي ارتقا خواهند يافت. اين رويكرد با روش‌هاي حسابداري مورد استفاده در تحصيل‌هاي شركت براي ارزيابي دارائي‌هاي نامشهود و ارزيابي‌هاي شبهه بازار ناشي از تكنيك‌هايي مثل اختيار واقعي سرو كار دارد.
رويكرد دوم تهيه ترازنامه جديدي حاوي سرمايه فكري شركت است كه دارائي‌هاي نامشهود را در مركز توجه خود دارد. در اين ترازنامه اطلاعات مالي هم منظور مي‌شوند اما به عنوان سنجه‌هاي موفقيت و به عنوان منبعي براي سرمايه‌گذاري. توليد و گسترش دارائي‌هاي نامشهود در ثقل اين مدل جديد قرار دارد.
رويكرد سوم درگير تغييرات بيشتري است. اين تغييرات نه تنها شيوه ارزيابي مديران و حسابداران از دارائي نامشهود را تغيير مي‌دهد بلكه ارزشگذاري جامعه را نيز تغيير مي‌دهد.
 
كارت ارزيابي متوازن (BSC)
كارت ارزيابي متوازن سيستم اندازه‌گيري عملكرد است كه از سوي كاپلان و نورتون در 1992 معرفي شده است. بنا به ادعاي اخير ايشان، اين سيستم قابل استفاده براي گزارشدهي برون سازماني هم مي‌باشد. اين دو نويسنده گفته‌اند كه مجموعه‌اي از 23 تا 25 اندازه در چهار حوزه بايد با هم تركيب شوند: اين اندازه‌ها در پاسخ به سوالات معيني قابل دستيابي است:
 
·        اندازه هاي مالي در پاسخ به اين سوال كه چگونه به سهامداران مي‌نگريم؟
·        اندازه‌هاي مشتريان در پاسخ به اين سوال كه مشتريان ما را چگونه مي‌بينند؟
·        فرايندهاي داخلي در پاسخ به اين سوال كه در چه زمينه‌اي بايد برنامه‌ريزي كنيم؟
·        آموزش و رشد در پاسخ به اين سوال كه آيا مي‌توان بهبود يافت و خلق ارزش كرد؟
 
در هر يك از گروه‌هاي چهارگانه اطلاعاتي در باره اهداف كلان، سنجه‌هاي اندازه‌گيري، اهداف قابل دسترسي، و پيشگامي‌هاي شركت ارائه مي‌گردد.
 
گروه كنراد (Konrad Group)
در 1998 تعدادي از شركت‌هاي خدماتي و حسابرسي كوچك موسوم به گروه كنراد مجموعه ترازنامه نامرئي را منتشر كردند كه تئوري دارائي هاي نامشهود را به صورت سرمايه مشتري، سرمايه ساختاري، و سرمايه انساني شرح مي داد. اين گزارش 38 نماگر كليدي را براي يك شركت تعريف مي‌كند كه شامل نماگرهاي مالي عملكرد و نماگرهاي غير عادي براي سرمايه انساني و است.
 
كارل اريك سويبي از طرفداران اين موضوع كه سنجه‌هاي اقتصاد جديد يك مونيتور دارائي نامشهود را معرفي مي‌كند كه از سه بخش نماگرهاي ساختار خارجي، ساختار داخلي، و شايستگي تشكيل شده است. هر گروه سپس به سه مجموعه از نماگرهاي جزئي‌تر كه تجديد/ رشد، كارائي، و پايداري را گزارش مي‌دهند تقسيم مي‌گردد.
 
تابلوي امتياز زنجيره ارزش (Value Chain Scoreboard)
بروس ليو در گزارش خود براي موسسه بروكينگز يك تابلوي امتياز زنجيره ارزش را معرفي مي‌كند كه براي انتقال اطلاعات در باره فرايند بنيادي اقتصادي نوع‌آوري طراحي شده است. آقاي ليو ادعا دارد كه هر شركت حدود 10 تا 12 قلم را بايد ارائه دهد كه در جدول بالا مشهود است. او براي انتخاب هر يك از سنجه‌ها سه معيار را معرفي مي‌كند:
 
الف. نماگرها بايد كمي و قابل سنجش باشند،
ب. براي مقايسه بهتر بايد همه نماگرها استاندارد شوند يا قابل استاندارد شدن باشند، و
ج. نماگر بايد براي استفاده‌كننده مربوط باشد و همبستگي آن با بهره‌وري و بازده سهام ازمون شده باشد.
 
شاخص خلق ارزش (Value Creation Index)
كريس ايتنر و ديويد لاكر شاخصي را طراحي كردند كه مي‌كوشد اهميت سنجه‌هاي غيرمالي مختلف در توضيح دادن ارزش بازار شركت را اندازه گيري كند. مولفه‌هاي لحاظ شده در اين شاخص عبارتند از:
 
رضايت مشتري، توان جذب كاركنان مستعد، نوآوري، سرمايه‌گذاري در برند، فناوري، كيفيت فرايندها، محصولات و خدمات، عملكرد محيطي.
 
انتشار اين مطلب همراه بود با انجام تحقيقي در مجله فوربز كه از خوانندگان خواستند نماگرهاي كليدي خلق ارزش را رتبه بندي نمايند. نويسندگان نماگرها را با داده‌هاي واقعي بازار آزمون كردند. نتيجه نشان داد كه ديدگاه بازار با ديدگاه مديران پاسخگو به تحقيق تفاوت زيادي دارد. اين تحقيق پيام مهمي دارد مبني بر اين كه هر چه مديران مي گويند الزاماً هماني نيست كه بازار مي‌خواهد.
 
ارزيابي
موج سوم اقتصاد را متحول كرده است. به نظر مي‌رسد با توجه به نارسائي‌هاي گزارشدهي موجود هنوز حسابداري و گزارشدهي كاملاً متحول نشده است. كوشش‌هاي انجام شده در دو دهه گذشته گوياي اين امر است كه تغييرات تازه شروع شده‌اند و هنوز به يك نتيجه نهائي كه مورد قبول همگان واقع گردد دست نيافته‌اند. تقريباً همه كارهاي انجام شده دچار مشكلاتي هستند كه فراگير شدن آنها را در عمل با ترديد روبرو مي‌سازد. اين مشكلات عبارتند از:
 
الف. خاستگاه همه اين كوشش‌ها به غير از يك يا دو مورد، حوزه حسابداري مديريت است. مدل‌ها يا سنجه‌هاي مالي و غيرمالي جديد ارائه شده با قصد استفاده مديران طراحي شده‌اند و بنابراین برای استفاده از آنها در گزارشدهی برون‌سازمانی باید تصحیح شوند.
ب. به نظر می‌رسد ارتباط این کارها با فرایند تصمیم‌گیری افراد در بازار اوراق بهادار هنوز نامعلوم است. برای مثال نماگرهای کلیدی استفاده شده در شاخص خلق ارزش از دید استفاده‌کنندگان اهمیتی متفاوت با نظر مدیران دارد.
ج. قابلیت فهم سنجه‌ها کم است. سنجه‌های مالی در باره مقوله‌هایی مثل دارائی، بدهی، درآمد و هزینه برای همه آشناست و از سوی استفاده‌کننده به خوبی درک می‌گردد. اما ارائه سنجه‌هایی در باره فناوری، مشتریان، سرمایه‌های فکری و که بیشتر غیرمالی هستند به سختی درک می‌شوند.
د. سنجه‌های مالی قابلیت مقایسه را به خوبی فراهم می‌کنند. اما سنجه‌های غیرمالی احتمالاً قابلیت مقایسه خوبی بین شرکت‌ها و حتی بین سال‌های یک شرکت ممکن است فراهم نکند. استفاده از سنجه‌های غیرمالی جدید بویژه در شرکت‌های بسیار بزرگ که هولدینگ هستند قابلیت مقایسه را تامین نمی‌کنند.
ه. استفاده از مدل‌های جدید یا سنجه‌های جدید در گزارشدهی مستلزم صرف هزینه است. در بیشتر موارد یک سیستم موازی سیستم کنونی لازم است تا بتواند داده‌های لازم را اندازه‌گیری، ثبت و گزارش کند. بنابراین، شاید استفاده از آنها در عمل مقرون به صرفه نباشد.
 
گزارشدهی مالی در ایران
همان‌طور که در بخش اول بحث شد، اصطلاح گزارشدهی مالی برای حوزه بورس معنی‌دار است. در حالی که حسابداری در ایران حدود هفتاد سال سابقه شناخته شده دارد، سابقه گزارشدهی مالی با توجه به تاریخ تاسیس بورس تهران کمتر از آن است. مهم‌ترین تحولات اخیر که بر حسابداری و گزارشدهی مالی در ایران اثرگذار بوده است عبارتند از: تشکیل سازمان حسابرسی، و تشکیل جامعه حسابداران رسمی ایران. کوشش‌های سازمان حسابرسی در دو دهه گذشته توانسته است تا حد زیادی سطح آموزش حسابداری و دانش کارورزان را به سطح قابل قبول و همتراز سایر نقاط دنیا برساند. بنابراین، در حال حاضر آنچه که اصول و مبنای گزارشدهی مالی در ایران را تشکیل می‌دهد مشابه همتای خود در جاهای دیگر است.
 
گزارشدهی مالی در ایران را از دو منظر می‌توان بررسی کرد: از منظر محیط اقتصادی و سازگاری گزارشدهی با پیچیدگی اقتصاد ایران، و از منظر مقررات حاکم بر گزارشدهی. در مورد اول می‌توان پرسید آیا موج سوم اقتصاد ایران را متحول کرده است؟ آیا واژه اقتصاد جدید درباره اقتصاد ایران صدق می‌کند؟ از نظر نگارنده پاسخ این دو سوال تقریباً منفی است. زیرا فرایند تحول در بیشتر کشورهای در حال توسعه طولانی است. بنابراین می‌توان نتیجه گرفت که حسابداری و گزارشدهی مالی در ایران جلوتر از اوضاع اقتصادی ایران است. اما بی‌تردید و بزودی اقتصاد ایران نیز با موج اطلاعات شسته خواهد شد و به دنبال آن نیز حسابداری و گزارشدهی در ایران نیز تغییر خواهد کرد.
 
گزارشدهی مالی از قوانین نظارتی بر بورس اوراق بهادار نیز متاثر می‌گردد. نظارت بر سازوکار بورس و معاملات اوراق بهادار نیازمند وجود یک نهاد نظارتی مستقل در سطح بازار است. چنین نهاد نظارتی معمولاً سه وظیفه اساسی زیر را بر عهده می‌گیرد: انجام تحقیقات سطح بازار، وضع مقررات اطلاعاتی بازار، و نظارت بر رعایت مقررات و کارکرد بازار.
 
وضع مقررات اطلاعاتی معمولاً مباحثی مثل برقراری الزامات افشای اطلاعات، استانداردهای حسابداری، و سایر مقررات درگیر با اطلاعات را در بر می‌گیرد. در ایران، امر نظارت بر بورس بر عهده تشکیلات بورس است. سازمان حسابرسی به عنوان یک سازمان دولتی با تدوین استاندارد درگیر است. جامعه حسابداران رسمی نیز در حوزه حسابرسی فعالیت دارد. آنچه که باعث تخریب کارکرد گزارشدهی مالی یا برون سازمانی خواهد شد، نا معلوم بودن نهاد نظارت بر بازار است. در حال حاضر ظاهراً تشکیلات بورس بر کار خودش هم نظارت دارد. اگرچه در ساختار و ارکان این تشکیلات نمایندگان مختلف حضور دارند، اما نمایندگان مردم یا معامله‌گران سهام غایب هستند. به دلیل نبود یک نهاد نظارتی مستقل است که هنوز حرفه حسابداری و حسابرسی بویژه در زمینه استانداردها سرگردان مانده است.
 
 
منابع:
1. پوریا نسب، امیر و عبدالرضا تالانه، «تاریخ چهارهزار ساله حسابداری»، ماهنامه حسابدار شماره 110 و 111
2. پوریانسب، امیر و عبدالرضا تالانه، «استماع در قرون وسطی»، ماهنامه حسابدار شماره 141
 
3. Belkaoui, A. R., “Accounting Theory”, 3rd edition, The Dryden Press,
4. Elliott R. K., “The Third Wave Breaks on the Shores of Accounting”, Accounting Horizen, June 1992, pp. 61-85.
5. Wolk, H., “Accounting Theory”,
6. Wayne S. Upton, Jr. “Business and Financial Reporting, Challenges from the New Economy” FASB Special Report, No. 219-A, April 2001.
7. ICAEW, “Information for Better Markets: New Reporting Models for Business”, Nov. 2003.
 
 
پی‌نوشت‌ها:
(1) سیر تاریخی حسابداری و حسابرسی را در دو مقاله زیر ارائه شده است:
پوریا نسب، امیر و عبدالرضا تالانه، « تاریخ چهارهززار ساله حسابداری» حسابدار شماره 110 و 111
پوریانسب، امیر و عبدالرضا تالانه، «استماع در قرون وسطی» حسابدار شماره 141
 
(2)Stewardship accounting
 
(3)Belkaoui, A. R., “Accounting Theory”, The Dryden Press, 3rd edition.
 
(4) نگاه کنید به: پوریانسب، امیر و عبدالرضا تالانه، « تاریخ چهار هزار ساله حسابداری» حسابدار شماره 110 و 111
 
(5)Belkaoui, A. R., “Accounting Theory” The Dryden Press, 3rd edition, p. 5.
 
(6)Skinner, R. M., “Accounting Principles: A Canadian Study”, Toronto: CICA, 1973, p. 314.
 
(7) نگاه کنید به:
Wolk, H., “Accounting Theory” chapter 4.
 
(8)Elliott R. K., p. 61.
 
(9) همان قبلی
 
(10) نگاه کنید به ماخذ شماره 6
 
(11)Total Value Creation System
 
(12)Accounting For The Future

 منبع : http://talaneh.com/Content.aspx?ItemID=5b31da48-9402-43e1-88ad-0b46f134ec1f&lng=fa