برای آنچه درست است مبارزه کنید
نکاتی در جهت تقویت تضاد معنادار
برای آنچه درست است مبارزه کنید
مترجم: مائده ارباب زاده
زمانی که سخن از تضاد در سازمانها به میان ميآید، موضوعی که اغلب در مورد آن بحث ميشود، ابتدا اجتناب از تضاد و سپس حل آن است؛ البته این مساله چندان هم خوشایند نیست، چرا که وجود تضاد معنادار در سازمانهاي موفق و سالم، اصلی مهم به شمار رفته و در حل موثر مسائل و نیز ايجاد روابط بین فردی به صورت کارآ، ضروری است.
![]() |
عبارات بالا ممکن است در نظر بسیاری نامتعارف جلوه کند، چرا که اغلب افراد از بروز تضاد و تعارض در زندگی روزانه خود دوری کرده و تنها متوجه آثار و نتایج منفی آن هستند؛ به ویژه در بحث منابع انسانی یا در مقام مدیریت و سرپرستی، توجه ویژه به این موضوع بسیار ضروری است. زیرا ممکن است متوجه آن شویم که مقدار زیادی از وقت با ارزشمان را صرف حل و فصل اختلافات بین کارکنان ميکنیم.
چرا افراد در تضادهای کاری مناسب، شرکت نميکنند؟
دلایل زیادی مبنی بر اینکه چرا افراد از باورهای خود دفاع نکرده و نظرات مخالف خود را ابراز نميدارند، وجود دارد. (این مساله به افرادی در سازمانها دلالت دارد که ظاهرا به تصمیمی گروهی رای موافق داده، اما بعدها در ارتباط با آن شروع به شکایت ميکنند.) وجود تضادهای کاری معمولا ناخوشایند است و اغلب افراد به درستی نميدانند که چگونه وارد آن شده و آن را به نحوی مثبت مدیریت کنند. تضادی که به نحو ضعیفی هدایت شود، بعضا ميتواند موجب نگرانی و ناراحتی کارکنان شود، چرا که آنها مجبورند روزانه با افراد معینی کار کنند، در نتیجه از آن ميترسند که وجود تضاد، روابط جاری بین آنها را خدشهدار کند.
چرا تضاد کاری معنادار و مناسب، از اهمیت برخوردار است؟
اما با این وجود مدیریت موثر تضادهای کاری، ميتواند آثار و نتایج مثبت بسیاری برای سازمان شما به همراه داشته باشد. اگر افراد بتوانند با یکدیگر مخالف کرده و عقاید مختلف خود را به بحث بگذارند، سازمان شما از سلامت بیشتری برخوردار خواهد بود، چرا که اختلافات اغلب اوقات ميتواند منجر به بررسی جامعتر گزینهها و نیز تصمیمگیریها و جهتگیریهاي بهتری شود. طبق گفته
«پیتر بلاک» در کتاب «مدیریت مقتدر: مهارتهای سیاسی مثبت در کار»، چنانچه شما نسبت به مشارکت در سیاستها و تضادهای سازمانی، بیمیل باشید، هرگز نميتوانید به مقاصد مهم خود در کار و در واقع به رسالت اصلی تان نائل شوید که این بسیار ناراحت کننده است. بنابراین دانستن آنکه چگونه مسائل و مشکلات را پرورش دهید و در تضادهای کاری معنادار مشارکت نمایید، ميتواند رمز موفقیت شما در زندگی و کارتان باشد.
نکاتی جهت مشارکت در تضاد کاری سالم
محیط کاری ای ایجاد کنید که تضاد سالم در آن، توسط اهداف و انتظاراتی مشخص تقویت شده و نیز نوعی فرهنگ سازمانی پرورش دهید که اختلاف عقیده در آن حمایت شود، همچنین به بحث و مناظراتی سالم در ارتباط با انتظارات و ایدهها بنشینید و از آنجا که افراد معمولا به جای تمرکز بر باورها و اهداف مشترک، تمایل به بحث در مورد اختلافات پیش آمده بین یکدیگر را دارند، تاکید بر اهداف مشترک سازمانی، ميتواند مثمرثمر باشد. اگر اهداف سازمان با یکدیگر همسو باشد و تمامی اعضای آن در یک جهت حرکت کنند، تضادهای موجود در راه، خوشایند ميشوند. چنانچه شما مدیر یا رهبر یک گروه هستید، برای انجام این کار، قبل از آنکه نظرات خود را بیان کنید، به دیگران اجازه دهید تا نظرات خود را ارائه دهند و از آنها بخواهید تا در صورت مخالفت با سایر اعضای گروه، آن را به طور واضح اعلام نمایند. پاداش دهید، شناسایی کنید و نسبت به افرادی که داوطلبانه نظرات خود را ارائه ميدهند، قدردان باشید:
شما ميتوانید از افرادی که حاضر به ابراز مخالفت با گروه هستند، در ملاء عام تشکر نمایید. سیستم شناخت، امتیازدهی، پرداخت، مزایا و مدیریت عملکردتان همگی باید به آن دسته از کارکنانی که جسارت سازمانی را تمرین کرده و در پی تضادهای مناسب سازمانی هستند، پاداش دهد. این قبیل کارکنان همواره جسارت اظهارنظر یا ارائه رویکردی متفاوت حتی با وجود فشارهای گروهی مبنی بر موافقت را دارند. آنها مشتاقانه به دفاع از دلیل و عقیده خود ميپردازند، اما با این وجود از تصمیمات اخذ شده گروه نیز با دل و جان حمایت ميکنند. اگر تنوع کمی در ایدههاي تیم خود ميبینید، به کارهای خود رجوع کنید:
اگر خواهان ابراز عقیده و ایدههاي متفاوت از طرف کارکنان خود هستید و ميخواهید از گروه اندیشی (روشی که در آن اعضا تحت تاثیر گروه اظهارنظر ميکنند) بپرهیزید، کارهای خود را مورد بررسی قرار دهید. آیا ممکن است به طور شفاهی یا ضمنی این مفهوم را برسانید که با اختلاف عقیده موافق نیستید؟ آیا کارکنان خود را به دلیل اظهارنظر توبیخ ميکنید؟ و آیا چنانچه افراد راه حلی نادرست ارائه داده یا ایدهشان با شکست مواجه شود، به دردسر ميافتند؟ پس کمی خود را ارزیابی کنید و حتی از یک مشاور یا کارمند مورد اعتماد خود بازخورد بخواهید و ببینید که آیا به طور غیرعمد پیغام یا مفهوم غلطی را به اعضا ميرسانید یا نه.
از افراد بخواهید تا نظرات و پیشنهاداتشان بر پایه اطلاعات و واقعیتها باشد:
هرچند اختلاف نظر مقبول است، لیکن نظرات باید پایه اطلاعات و دادههاي صحیح باشد. در اینجا به طرح شش نکته در ارتباط با تضاد کاری مناسب و مشوق ميپردازیم.
1. گروهی تشکیل دهید که تضاد در ایده و مسیر، در آن مورد قبول است و حمله به نظرات دیگران پذیرفته نباشد:
هر گروهی که به طور معمول برای پیشبرد یک سازمان یا اداره یا بهبود یا ایجاد یک فرآیند کاری، گرد هم ميآیند، عمدتا از هنجارهای گروهی، بهره مند ميشوند. این هنجارها، شامل رهنمودهای کاری در روابط و نیز قوانینی است که مورد توافق اعضای گروه است و اغلب در برگیرنده انتظاراتی همچون سخن گفتن صادقانه اعضا، شرکت تک تک آنها در بحثها و نظرات و نیز برابر بودن تمامی نظرات با یکدیگر است. این قبیل رهنمودها همچنین این انتظار را رقم ميزند که حمله به نظرات دیگران نه تنها مورد قبول نبوده، بلکه گفتوگوی سالم در رابطه با ایدهها و گزینهها حمایت ميشود.
2. آموزشهاي لازم در ارتباط با تضاد کاری مثبت و مهارتهاي حل مساله را به کارکنان خود بدهید:
گاهی اوقات افراد قادر به دفاع از عقیده و نظر خود نیستند و نميدانند چگونه آن را به راحتی انجام دهند. وجود این آموزشها در زمینه ارتباطات بین فردی، حل مساله، حل تضاد و به ویژه مهارت برقراری ارتباط به دور از حالت تدافعی، به نفع کارکنان شما خواهد بود. تعیین اهداف و مدیریت صحیح جلسات نیز ميتواند کمکی برای افراد باشد تا بتوانند آزادانه عقاید خود را ابراز کنند.
3. به دنبال نشانههایی از وجود تضاد خارج از کنترل باشید:
سعی کنید از طریق مهارتهای مشاهدهای، دریابید که آیا تضاد موجود سالم است یا در جهت عکس آن پیش ميرود. به انتقادات اعضای گروه گوش فرا داده و به اظهارنظرات منفی آنها نسبت به راهحلها و فرآیندها و نیز برخوردهای شدید میان آنها دقت کنید. آیا جلسات سری در حال افزایشند؟ اگر مشاهده ميکنید که تنش و تضاد موجود در حال به خطر انداختن هارمونی و نظم شرکت شما ميباشد، فورا یک جلسه تصمیم گیری با اعضا بگذارید، چرا که وجود تضاد مثبت مطلوب است، لیکن نباید اجازه داد که وجود تضاد منفی، فضا و محیط کاری تان را مخدوش نماید.
4.افرادی را که ميدانید با علاقه خود به مذاکره و حل مساله، به سازمان شما ارزش ميبخشند، به کار گیرید:
مصاحبههاي رفتاری ميتوانند به شما در ارزیابی جسارت کارکنان بالقوه تان، کمک نمایند، چرا که شما خواهان افرادی هستید که جسورانه عمل ميكنند و از طرد شدن از گروه باکی ندارند. به دنبال موقعیتهایی باشید که در آنها کارکنان بالقوه تان از عقاید خود دفاع کرده، با تیم خود در جهت حل مشکلات همکاری کرده و بر اجرای برنامههاي لازم هرچند ناخوشایند در محل کار پافشاری کردهاند. بله؛ شما خواهان یک محیط کاری هارمونيك ميباشید ولی نه به قیمت فدا کردن موفقیت سایر افراد.
5. علاوه بر پاداشهاي شخصی به افراد، به موفقیتهاي سازمان به صورت کلی نیز پاداش دهید:
به افراد بر مبنای موفقیت کلی سازمان پاداش دهید زیرا این موضوع باعث ميشود تا آنها نسبت به یک هدف و مسیر مشترک، متعهد شوند و همواره به دنبال بهترین رویکرد، بهترین ایده و راه حل به نفع کل سازمان باشند. این روش همچنین ميتواند شرکت افراد در حل مشکلات و جستوجوي راهحل برای آنها را به جای تنها دست گذاردن روی مساله، سرزنش کردن و همواره به دنبال مقصر گشتن، تضمین نماید.
6. در صورتی که هیچ یک از موارد بالا جواب نداده و تضاد کاری سالم ایجاد نشد، لازم است تا با افرادی که به شما مستقیما گزارش ميدهند و کارمندان زیر نظر آنها، به گفتوگو نشسته و جویای چرایی آن شوید. کمی استفاده از روش حل مساله ميتواند به تشخیص و رفع موانع موجود بر سر راه مذاکره و یک تضاد کاری باز، سازنده، سالم و مثبت کمک نماید، چرا که موفقیت سازمان شما در آینده مرهون تمایل و انگیزه کارکنان شما به شرکت در این نوع تضاد کاری سالم است، بنابراین بحث و گفتوگو پیرامون این مسائل، ارزش کمی وقت و جمعآوری اطلاعاتی که به شفافسازی مساله کمک ميکند را دارد.
دنیای اقتصاد

دیروز کمیتها برام مهم بود! امروز شاید کیفیتها!