نقش حسابداری مديريت در تصميم گيري مدیران صنایع
مسعود تاجیانی
- عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان
آرزو خسروانی
- عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی واحد سمنان
مقدمه:
اگر چه مدیران صنایع مختلف اهداف سازمانی خود را تعریف میكنند، اما سازمان ها مشتمل بر افرادی است که اهداف خاص خود را دارند. اهداف خاص افراد بسیار متنوع است، ولي در تمامی موارد در راستای اهداف سازمانی قرار ندارد. یکی از مقاصد کلیدی حسابداری مدیریت این است، که انگیزه لازم را در مدیران صنایع مختلف ایجاد نموده تا فعالیتهای خود را در راستای دستیابی به اهداف سازمانی متمرکز نمایند. یکی از طرق انگیزش مدیران صنایع و کارکنان آنان برای رهبری فعالیت های سازمانی در راستای دستیابی به اهداف سازمانی ، اندازه گیری عملکرد آنان است.حسابداری مدیریت علاوه بر اندازهگیری عملکرد اشخاص ، عملکرد واحدهای تابعه صنایع نظیر بخش ها، خطوط تولید، مناطق جغرافیایی و امثال آنرا ارزیابی میکند.این ارزیابی ها به مدیران واحدهای تابعه صنایع کمک می کند تا به بالاترین سطح ممکن عملکرد در واحد های زیر کنترل خود برسند.علاوه بر این، از این گونه ارزیابی ها می توان در سنجش توجیه پذیری اقتصادی طرح ها و سرمایه گذاریها نیز استفاده نمود.
بطور کلی حسابداري مديريت را فرآيند شناسايي ، اندازه گيري ، گردآوري ،تهيه ، تغيير و انتقال اطلاعات مالي يا ساير اطلاعات كمّي كه توسط مديريت در داخل يك سازمان مورد استفاده قرار مي گيرد، تعریف نموده اند . درحسابداري مديريت بر خلاف حسابداری مالی، با تاكيد بر استفاده كنندگان درون سازماني ، اطلاعاتي اندازه گيري و گزارش مي شود كه مديران سطوح مختلف سازمان را در اجراي اهداف تدوين شده ياري دهد. اطلاعات حسابداري مديريت نقش اساسي را در زمينه فرايند هاي مديريت ايفا ميكند. فرايند هاي مديريت خود از سه جزء اصلي شامل برنامه ريزي ، هدايت و انگيزش و كنترل تشكيل شده است كه تمامي اين فرايند ها حول محوري بنام تصميم گيري در چرخش هستند.
تصميمگيري بخش اساسي و بنيادي مديريت است كه مي تواند درخصوص تحصيل تجهيزات، تركيبي از محصولات ، روشهاي توليد و قيمتگذاري محصولات و خدمات و غيره توسط مديران اخذ شود. در تصمیم گیریهای با اهمیت ، مدیران صنایع مختلف عملا بر اطلاعات حسابداری مدیریت اتکاء می کنند بنابراین درک ارتباط فرایند تصمیم گیری با اطلاعات حسابداری مدیریت حائز اهمیت است.
نقش حسابداران مديريت در فرآيند تصميمگيري ، فراهم نمودن اطلاعات مربوط به هر يك از مديراني است كه در صنایع مختلف ميخواهند تصميمگيري نمايند. كلية اين مديران به اطلاعات وابسته و مربوط به تصميمهايشان نياز دارند، بنابراين حسابداران مديريت نياز دارند تا تصميماتي كه مديران با آنها مواجه ميشوند را خوب درك كنند.
مراحل مختلف فرايند تصميم گيري
بطور كلي فرايند تصميم گيري توسط مديران صنایع با مراحل مختلفي مواجه است. اين مراحل به شرح زير تبيين شده است :
1- روشن نمودن مساله تصميم:
بعضي مواقع تصميماتي اخذ مي شود كه روشن و مشخص است. به عنوان مثال اگر شركتي سفارش مخصوصي را پائينتر از قيمت معمول دريافت كند، مساله تصميم عبارت است از قبول يا رد سفارش . اما مساله تصميم به ندرت روشن و بدون ابهام است. شايد تقاضا براي محصولات ارزان شركت ، بدليل افزايش رقابت يا ارائه محصول جديد در بازار و يا هر عامل ديگري ، درحال كاهش باشد. قبل از اينكه تصميمي اخذ شود نياز است كه مساله روشن و بدون ابهام باشد و شرايط خاص آن تشريح شود.
2- تعيين مقياس:
هنگامي كه مساله تصميم به گونه اي روشن بيان شد ، مدير ميبايست مقياسي را براي اخذ تصميمي خاص تعيين نمايد. آيا هدف، حداكثر نمودن سود است. افزايش سهم بازار است، حداقل نمودن هزينههاست يا توسعه خدمات عمومي است؟ بعضي اوقات اهداف با يكديگر ناسازگارند مثلاً در يك مساله تصميم تا كجا بايد بهاي تمام شده توليد حداقل شود ولي به كيفيت محصولات لطمهاي وارد نشود. در چنين مواردي هدف مدير تعيين نمودن مقياس تصميم است.
3- شناسايي گزينهها:
يك تصميم شامل انتخاب نمودن بين دو يا چند گزينه است. چنانچه يك ماشين خراب شود چه گزينهاي پيش روست. يا مي توان ماشين را تعمير نمود و يا ماشين ديگري جايگزين آن كرد و در عين حال مي توان ماشين را اجاره داد. شايد تعمير بيشتر از جايگزيني هزينه بر باشد. تعيين گزينة مناسب ، محتمل يك مرحلة اساسي در فرآيند تصميمگيري است.
4- توسعه مدل تصميم:
مدل تصميم يك ارائه ساده و خلاصه از مساله انتخاب شده است. جزئيات غيرضروري به صورت پراكنده هستند و آن مواردي كه بيشترين اهميت را دارند، ميبايست درنظر گرفته شوند. بنابراين مدل تصميم موارد اساسي گزارش شده در بالا را به همراه يكديگر گزارش ميكند از جمله مقياس، محدوديت و گزينهها.
5- دريافت اطلاعات:
هرچند حسابداران مديريت اغلب مراحل 1 تا 4 را به عهده دارند وليكن بيشترين مسئوليت شان مربوط به مرحله پنجم (دريافت اطلاعات) است. اطلاعات گزينش شده و مناسب براي تصميمات بيشترين اهميت را براي حسابداران مديريت در يك سازمان دارد.
6- انتخاب يك گزينه:
هنگامي كه مدل تصميم شكلبندي ميشود و اطلاعات مناسب دريافت ميشود در اينصورت مدير تصميم ميگيرد و تصميم مناسب را اخذ مي نمايد.
تجزيه تحليل كيفيت در مقابل كميت
مراحل تصميم مشتمل بر اطلاعات حسابداري، به گونهاي در شرايط كيفي مشخص ميشوند. معيار و مقياس در چنين مسائلي معمولاً شامل اهدافي از قبيل حداكثر كردن سود يا حداقل كردن هزينهها ميباشد. هنگامي كه مدير تصميم نهايي را اخذ مي كند ، ويژگيهاي كيفي گزينهها ميتوانند عاملي مهم در مسئله تصميم باشند ولي نميتوانند بصورت مؤثري در قالب عددي بيان شوند. براي تعيين اينكه چه عواملي در تجزيه تحليلهاي كيفي دخيل هستند ميبايستي تجزيه تحليلهاي كمي را مورد بررسي قرار داد. تجزيه تحليلهاي كمي به تصميمگيران اجازه ميدهد كه اقدام به ارزشگذاري مجموع كل ويژگيهاي كيفي نمايند. سنجش ملاحظات كمي و كيفي در تصميمگيري، اساس و بنياد مديريت است. مهارت، تجربه، قضاوت و معيارهاي اخلاقي مديران صنایع يك چنين انتخابهاي مشكلي را باعث ميشود.
حسابداران مديريت در طراحي سيستم اطلاعات حسابداري بر مفيد بودن اطلاعات تاكيد داشته و معيارهايي را براي تصميمگيري ايفا ميكنند. سه ويژگي زير ، مفيد بودن اطلاعات را مشخص مينمايد.
1- مربوط بودن: اطلاعات درصورتي مربوط هستند كه مناسب مساله تصميم باشند. تصميمات مختلف به گونهاي به دادههاي خام مختلفي نياز دارند.
2- صحت داشتن: اطلاعاتي كه براي مساله تصميم مناسب هستند همچنين ميبايست صحيح باشند هرچند كه استفاده كمي از آنها بشود. اين بدين معني است كه اطلاعات ميبايست دقيق باشند.
اطلاعات غيرمربوط هرچند صحت بسيار زيادي داشته باشند اما براي تصميمگيرنده مفيد نيستند و هيچگونه ارزشي ندارند.
3- به موقع بودن: دادههاي دقيق و مربوط فقط هنگامي ارزش دارند كه به موقع باشند. اين دادهها ميبايست هنگام تصميمگيري در دسترس باشند. بنابراين به موقع بدون سومين ويژگي و معيار مهم براي تعيين سودمندي اطلاعات است. در بعضي مواقع ميبايست بين صحيح بودن و به موقع بودن اطلاعات، يكي حذف شود. بيشتر ممكن است كه صحيح بودن اطلاعات در اين جريان حذف شود.
بنابراين چنانچه صحيح بودن بهبود يابد، به موقع بودن لطمه ميبيند. به عنوان مثال يك شركت ممكن است كه اقدام به آزمون بازار براي يكي از محصولات جديد بالقوهاش در صنعت مورد نظر نمايد. طولاني شدن برنامه آزمون بازار باعث ميشود تا دادههاي بازاريابي بدست آمده بيشتر صحيح باشد. هرچند انتظار طولاني براي گزارش بازاريابي صحيح، بيجهت باعث به تأخير افتادن تصميم مديران جهت ارسال گسترده محصول جديد ميشود.
بطور خلاصه حسابداران مديريت به دو دليل نقش اوليهاي را در فرآيند تصميمگيري بر عهده دارند:
1- تصميمگيري در مورد اينكه چه اطلاعاتي براي هر مساله تصميم مربوط مي باشد. كه در اين زمينه دو معيار مهم مد نظر قرار مي گيرد اولا اطلاعات به سمت و سوي آينده جهت داشته باشند زيرا اطلاعاتي در تصميمگيري مربوط تلقي مي شوند كه در يك رويداد آتي منتج شوند و ثانيا اطلاعات بين راهحلها و گزينههاي مختلف، بگونه اي متفاوت بيان شوند تا بيشترين كاربرد را در فرايند تصميم گيري داشته باشند
2- فراهم نمودن دادهاي صحيح و به موقع و برقراري يك توازن مناسب بين اين دو كه اغلب داراي تناقض هستند.
ارزیابی كلی و تجربی وضعیت حسابداری مدیریت و نقش آن در فرایند تصمیم گیری مدیران صنایع کشورمان نشان می دهد كه به رغم اقدامات و كوششهای زیادی كه دربكارگیری فنون و تكنیكهای توسعه یافته حسابداری مدیریت تاكنون در بیشتر سازمان ها صورت گرفته ، هنوز بین وضعیت موجود و وضعیت مطلوب فاصله زیادی وجود دارد. تجربه های متعدد طراحی سیستم های اطلاعات حسابداری در واحدهای اقتصادی ایران (به ویژه درصنایع) نشان می دهد كه در این زمینه مسائل اساسی متعددی به چشم می خورد كه شناخت درست و دقیق آنها گام اولیه و بنیادین در جهت ارتقای كیفیت سیستم های حسابداری مدیریت در صنایع محسوب می شود.
منابع:
1- دکتر شباهنگ، رضا- حسابداری مدیریت- مرکز تحقیقات تخصصی حسابداری و حسابرسی- انتشارات سازمان حسابرسی
2- دکتر رهنمای رودپشتی، فریدون- حسابداری مدیریت راهبردی- واحد علوم و تحقیقات-دانشگاه آزاد اسلامی
3- دکتر رهنمای رودپشتی، فریدون- مبانی حسابداری مدیریت- واحد علوم و تحقیقات-دانشگاه آزاد اسلامی
4- دکتر رهنمای رودپشتی، فریدون- دکتر نیکومرام،هاشم- مهندس شاهوردیانی،شادی- مدیریت مالی راهبردی، ارزش آفرینی- کساکاوش
5- دکتر بزرگ اصل،موسی- بیانیه ای درباره تئوری حسابداری و پذیرش آن- سازمان حسابرسی- مدیریت تدوین استانداردها
6- دکتر طالبی، قدرت اله- تحقیقی پیرامون مشکلات
روش های قیمت گذاری سهام-رساله دکتری – دانشکده مدیریت دانشگاه تهران
7- اخوی ، احمد- تجارت بین الملل، استراتژی بازرگانی و توسعه اقتصادی- موسسه مطالعات و پژوهش های بازرگانی
8-نمازی، محمد، حسابداری صنعتی 2- تهران، انتشارات سمت
9- شورورزی، محمد رضا- استفاده از خصوصیات کیفیت مفاهیم نظری گزارشگری مالی در ارزیابی کیفیت سود- پایان نامه دکتری حسابداری واحد علوم و تحقیقات دانشگاه آزاد اسلامی
Garrison & Noreen, Managerial accounting,International Edition,Ninth Edition
Ronald W. Hilton, Managerial accounting, Mc Gram-Hill,Inc
Hansen & Mowen, Managerial accounting,South-Western Publishing Co
http://www.siliconvalley.org/cluster-semiconductor.html
http://www.wikipedia.com
دیروز کمیتها برام مهم بود! امروز شاید کیفیتها!