آدام اسمیت

از آن‌جا که ما هیچ تجربه‌ بی‌واسطه‌ای از آنچه دیگران حس می‌کنند نداریم، نمی‌توانیم تصوری از نحوه‌ تاثیرپذیری دیگران داشته باشیم مگر از مسیر درک آنچه خود در موقعیتی مشابه حس می‌کنیم. اگر برادر ما در تنگنا باشد و ما در راحتی، احساساتمان نمی‌تواند چیزی درباره‌ رنجی که او متحمل می‌شود، به ما بگوید.

احساسات ما نمی‌تواند ما را ورای خودمان ببرد و تنها با خیال‌پردازی است که می‌توانیم درکی از احساسات او داشته باشیم. در واقع هیچ مسیر دیگری وجود ندارد جز آن‌که فرض کنیم اگر جای او بودیم، چه حس می‌کردیم. خیال‌پردازی ما نیز تنها برداشت ما از احساسات خودمان و نه از احساسات او است. با خیال‌پردازی ما خود را در موقعیت او قرار می‌دهیم، فرض می‌کنیم که همه‌ عذاب‌های او را متحمل شده‌ایم، خود را به درون بدن دیگری فرو کرده‌ایم، تا حدی همانی شده‌ایم که او است و اینجا است که می‌توانیم تصوری از احساسات او کسب کنیم و حتی چیزهایی حس کنیم که اگرچه ضعیف‌تر است، اما کاملا بی‌تشابه به آنها نیست. وقتی رنج‌های او را به سوی خود می‌کشیم، وقتی آنها را می‌پذیریم و از آن خود می‌کنیم، سرانجام آنها بر ما اثر می‌گذارند و اندیشه‌ آنچه او حس می‌کند ما را می‌لرزاند و مرتعش می‌کند. بنابراین درد و اندوه از هر درجه‌ای که باشد، ما با خیال‌پردازی بسته به آنکه درک چه قدر زنده باشد، درجه‌ای از همان احساس را خواهیم داشت.

منبع: درباره‌ احساسات اخلاقی