مفهوم سود و هموار سازي سود
محمدتقي ثروين
مفهوم سود در تئوري حسابداري در سه سطح مورد بررسي قرار ميگيرد؛ مفهوم سود در سطح ساختار (قواعد و تعاريف)، كه در اين مفهوم حسابداران سود حسابداري را معياري براي تفسير رويدادهاي دنياي واقعي (سود اقتصادي) ميدانند و با انجام تجديد ارزيابي ميخواهند از سود حسابداري به سود اقتصادي برسند.
اما معمولا اصول و قواعد حسابداري بر مفروضاتي بنا شدهاند كه ممكن است با پديدههاي دنياي واقعي يا با آثار رفتاري مرتبط نباشد.مفهوم سود در سطح انعكاسي (ارتباط با واقعيتهاي اقتصادي)، كه در اينجا سود بهعنوان معيار كارآيي در نظر گرفته ميشود، بنابراين تمام سهامداران به ويژه سهامداران عادي به كارآيي مديريت علاقهمند هستند.مفهوم سود در سطح رفتاري (نحوه استفاده از آن توسط استفادهكنندگان)، مفاهيم سود در سطح عمل به فرآيندهاي تصميم گيري سرمايهگذاران و اعتباردهنگان، واكنش قيمت اوراق بهادار در بازار سرمايه نسبت به سود گزارش شده، تصميمات مديريت درباره مخارج سرمايهاي و واكنش مديريت و حسابداران نسبت به سود مربوط است.
نقاط قوت و ضعف وارد بر سود حسابداري
به دليل اينكه سود حسابداري مبتني بر رويدادهاي واقعي و حقيقي است، اين سود بهصورت عيني محاسبه و گزارش ميشود. سود حسابداري براي اعمال كنترل به ويژه در گزارشگري مالي در مورد مباشرت سودمند است و نقش مباشرتي مديران را ايفا ميكند و سرمايهگذاران از طريق سودهاي ارائه شده طي ساليان متوالي بر اساس تئوري نمايندگي، كيفيت كار مديران را مورد ارزيابي قرار ميدهند.به سبب كاربرد اصل بهاي تمام شده تاريخي و تحقق درآمد، سود حسابداري نمي تواند افزايش ارزش تحققنيافته داراييهايي را كه در يك دوره زماني مشخص نگهداري شدهاند، شناسايي كند. اين ويژگي باعث ميشود كه نتوان اطلاعاتي سودمند را افشا كرد.
سودها اطلاعات خلاصه هستند، به معنی دقیقتر، دارای مزایای افزوده هستند، یعنی حاوی اطلاعاتی با ارزش هستند، بیآنكه لازم باشد سهامداران عملیات شركت را به تفصیل بدانند.
مديريت و هموارسازي سود چيست؟
مداخله هدفمند در فرآيند گزارشگري مالي خارجي كه به قصد كسب منافع شخصي صورت ميگيرد را «مديريت سود» گويند. مديريت سود زماني واقع ميشود كه مدير، ارقام متفاوتي از سودهاي واقعي را به سهامداران گزارش كند.
مدیریت سود وقتی بیخطر است كه تصمیمات مبتنی بر سود مدیریت شده همانند تصمیمات مبتنی بر سود مدیریت نشده باشد.
هموارسازي سود نوعي عمل آگاهانه است كه توسط مديريت و با استفاده از ابزارهاي خاصي در حسابداري براي كاستن از نوسانات در سود انجام ميگيرد. به بيان ديگر هموارسازي سود در محدوده اصول و استانداردهاي پذيرفته شده حسابداري حاصل ميشود. در هموارسازي سود به واسطه جابجايي كه در درآمدها و هزينهها انجام ميگيرد سود يك يا چند دوره مالي تغيير يافته و تعديل ميشود، در واقع ميتوان گفت هموارسازي سود عمل عالمانهاي است كه توسط مديريت انجام ميشود.
هموار سازی سود عبارت است از اعمال نظر مدیریت شركت در تقدم و تاخر ثبت حسابداری هزینهها و درآمدها یا به حساب گرفتن هزینهها یا انتقال آنها به سالهای بعد، بطوری كه باعث شود شركت در طول چند سال متوالی از روند سود بدون تغییرات عمده برخوردار باشد. هدف مدیریت این است كه شركت را در نظر سرمایهگذاران و بازار سرمایه، با ثبات و پویا نشان دهد.به عنوان مثال یك معامله بعنوان هزینه در صورت سود و زیان به جای افشای آن در یادداشتهای همراه صورتهای مالی، دو شیوه گزارشگری متفاوت است كه یك نوع اطلاعات را انتقال میدهد، اما تاثیر آنها بر اعداد حسابداری به عنوان مبنایی برای قراردادهای كتبی بین شركت با طرف قراردادش فرق میكند.
هموارسازي سود به عنوان شكلي خاص از مديريت سود
«زاروين» به مديريت سود اشاره ميكند كه از ديد بسياري از جمله خود وي مفهومي فراتر از هموارسازي سود دارد.
به طور كلي به نظر ميرسد اصطلاح هموارسازي سود بيشتر در مفهوم نوسان گيري و اصطلاح مديريت سود در مفهوم دستكاري و مداخله با هدفي خاص مورد استفاده قرار ميگيرد. شركتهاي بزرگتر بيشتر از شركتهاي كوچكتر عمل هموارسازي را انجام دادهاند.
برخی تحقیقات نشان دادند كه هرچه مقدار داراييهاي استهلاك پذير، نسبت به كل داراييها بيشتر باشد به طور بالقوه احتمال بيشتري براي هموارسازي سود از طريق تغيير در روش استهلاك وجود دارد و یا هر گاه مديران احساس كنند اعداد و ارقام قابل گزارش، موجب نقض قراردادهاي بدهي و تعهدات ارائه شده به بستانكاران خواهد شد(و در نتيجه احتمال ورشكستگي شركت را افزايش خواهد داد) انگيزه بيشتري خواهند داشت تا از طريق هموارسازي سود خطر احتمالي را كاهش داده و مرتفع سازند.
شواهد تجربي حاكي از آن است كه شركتها قادرند، حتي سطح سود مورد نظرشان كه بايد گزارش شود را خودشان انتخاب كرده و بر اين اساس رويههاي حسابداري را دستكاري كنند. اين پديده به عنوان «مديريت سود» شناخته ميشود. بنابراين مديران به راحتي سود واحد تجاري براي گزارش به استفادهكنندگان را با انتقال اقلام درآمد و هزينه بين سالهاي متفاوت نسبتا ثابت و پايدار نشان ميدهند. حال ممكن است اين دستكاري براي سالي منجر به انتقال هزينه به سال بعد يا ايجاد درآمد از سالهاي آتي و مواردي مشابه باشد.
نوع مالكیت هم یكی از عوامل موثر بر هموارسازی سود است و در شركتهای خصوصی (مدیر كنترلی نسبت به مالك كنترلی) به خاطر وجود تضاد منافع هموار سازی سود بیشتر است.
اگر مديران در اطلاعاتي كه براي عموم منتشر ميشوند، ردپاي روشني از مديريت سود بجا بگذارند، قراردادهايشان تعديل خواهد شد تا آنها را از فعاليت باز دارد. پس تعجبي ندارد كه آنها به صورت منطقي ردپاي خود را در مديريت سود، بپوشانند. همانطور كه در مورد استفاده از قضاوت در حسابداري و حد و حدود آن توافق نظر وجود ندارد، ميتوان گفت در زمينه اين كه چه رفتاري هموارسازي است و چه رفتاري نيست نيز توافق عمومي در كار نيست.
انواع هموارسازي سود
هموارسازي طبيعي: اين نوع از هموارسازي سود به جريانهاي سودي گفته ميشود كه از فرآيندهاي عملياتي ذاتا هموار و واقعي بدست ميآيد. مثل صنايع آب و برق و گاز كه قيمت نسبتا ثابتي دارند و يا با نرخ ثابتي در حال رشدند حجم فروش و قيمتها به طور ذاتي هموار است.
سودهايي كه به طور طبيعي هموار نيستند و تعمدا توسط مديريت هموار شدهاند:
1- هموارسازي مصنوعی (هموارسازي حسابداري)، اين نوع از هموارسازي سود توسط مديريت صورت ميگيــــرد و مديريت برخي از رويدادها و وقايع اقتصادي را كنترل ميكند و روي آنها تاثير ميگذارد. مثـل فروشهاي زودرس يا برعكس آن به تاخير انداختن فروش واحد تجاري. به عبارت ديگر هموارسازي مصنوعي سود، تنها موجب جابجايي هزينهها و درآمدها بين دورههاي مالي ميشود.
2- هموارسازي واقعي(هموارسازي معاملاتي يا اقتصادي)، اين نوع هموارسازي ناشي از يك رويداد اقتصادي نيست بلكه از اقداماتي ناشي ميشود كه اصطلاحا به آن «دستكاريهاي حسابداري» ميگويند و تاثيري بر جريانات نقدی واحد تجاري ندارد. هموارسازي واقعي، به رويدادهاي واقعي كه بر اساس يا بدون توجه به تاثيرات هموارسازي بر سود به عمل آمده است اطلاق ميشود. در حالي كه هموارسازي مصنوعي مربوط به آن دسته از روشهاي حسابداري است كه به قصد انتقال درآمدها يا هزينهها از يك دوره به دوره ديگر اعمال ميشود.
عوامل موثر بر هموارسازي سود
در تحقیقات صورت گرفته، بيشتر عواملی چون نوع مالكیت، نوع صنعت، اندازه شركت، سودآوری و ملیت شركتها را مورد بررسی قرار دادهاند.
موافقین و مخالفین هموار سازی سود
منتقدین همـوارسازی از آن روی هموارسازی سود را عمل نادرست میدانند كه باعث افشاي نامناسب اطلاعات مالی شده و سرمایهگذاران را از امكان ارزیابی مناسب ریسك و بازده محروم ميكند زیرا اطلاعات ارائه شده در مورد سودآوری شركتها درست و كافی نیست.موافقين، هموار سازی سود را بر ارزش اوراق بهادار موثر میدانند، آنها معتقدند كه سودهای حسابداری، پیشبینیكننده خوبی برای جریانهای نقدی آتی است و طبق مدل قیمتگذاری دارايیهای سرمایهای (CAPM) ارزش بازار سهام معادل با مبلغ تنزیل شده جریانهای نقدی آتی است. پس ســـودهای هموار شده میتواند ارزش بازار سهام را تحت تاثیر قرار دهد.
انگيزهها و اهداف هموارسازي سود:
الف) افزايش رفاه سهامداران
ب) تسهيل قابليت پيشبيني سود
ج) افزايش رفاه مديريت
(ابزارها و روشهاي مورد استفاده در هموارسازي (مصنوعي) سود)
1 - زمان بندي رويدادها
2 - انتخاب روشهاي تخصيص
طبقهبندي رويداد
3 –روشهای پی بردن به هموارسازی سود
به اعتقاد شماري از صاحبنظران بهترين راه پي بردن به وجود و حدود هموارسازي سود مصاحبه و كسب اطلاعات دسته اول از مديران و حسابداران شركتهاست. اما اين امر به دلايل مختلف چندان ميسر نيست. به طور مثال روشن است مديري كه با دقت و به نحوي كاملا غير قابل مشاهده سود شركتش را هموار ميكند هرگز حاضر نخواهد شد كه چنين اطلاعاتي را در اختيار محققان قرار دهد (چه بسا وي محققان را گمراه هم كند) به اين ترتيب تنها راه باقي مانده كه در بيشتر تحقيقات نيز از آن استفاده ميشود پي بردن به وجود و حدود هموارسازي از طريق آزمونهاي آماري و استنتاجهاي حاصل از آنهاست، كه به هر حال در مقايسه با مصاحبه كه يك روش مستقيم محسوب ميشود روشي غيرمستقيم است.
نتیجهگیری
مدیریت شركتها برای آن كه شركت خود را با ثبات نشان دهند در پی هموارسازی سود بر میآیند و با تقدم و تاخر در ثبت اقلام، تغییرات سود در طی دورههای مالی را مخفی میكنند.
صاحبنظران اتفاق نظر دارند، مجاز دانستن روشهای مختلف در استانداردهای حسابداری، به مدیران امكان میدهد هر كدام از روشها را با توجه به منافع خود به كار گیرند، هر چند محققین معتقدند كه در بازارهای كارا، مدیران نمیتوانند با هموارسازی سود، بازار سرمایه را گمراه كنند.
در هر صورت با افشای بیشتر اطلاعات، دست مدیریت در هموار سازی سود، حداقل كم شده و باعث میشود استفادهكنندگان از اطلاعات مالی با آگاهی كامل تصمیمگیری كرده و مجبور نباشند هزینه بیشتری برای افشای اطلاعات بپردازند.
دنیای اقتصاد
دیروز کمیتها برام مهم بود! امروز شاید کیفیتها!