روانشناسي بازار سهام
چگونه يك معامله‌گر موفق باشيم؟

گروه بورس- معامله‌گران موفق سهام دنيا چگونه از طريق خريد و فروش سهام ثروتمند شدند؟ اين پرسشي است كه همواره جامعه سهامداران حقيقي و حقوقي در دنيا به دنبال پاسخ آن هستند و همين علامت سوال بزرگ موجب شده تا رفتار شناسي سهامداران موفق دنيا در دستور كار آنهايي قرار گيرد كه ثروت يا به تعبيري واضح‌تر سودهاي سرشار را در بازار سهام جست‌وجو‌ مي‌كنند.

سايت بورس‌24 نظر به اهميت روانشناسي بازار سهام در الگو گرفتن سهامداران در بازار سرمايه و موفقيت معامله‌گران در بازارهاي مالي به انتشار مجموعه مطالبي جذاب تحت عنوان «روانشناسي معاملات و بازار سهام» كرده است.
در نخستين مطلب روانشناسي بازار سهام برگرفته از مقاله‌هاي روانشناس و متخصص برجسته معاملات دكتر فان تارپ، از قول وي اين چنين نوشته شده است:
بگذاريد اين قسمت را با يك داستان آغاز كنم؛ تصور كنيد كه دو برادر دوقلو داريم كه هر دو معامله‌گر هستند و از هر جنبه شباهت‌هاي بسياري با يكديگر دارند. هر دوي آنها سيستم معاملاتي، قوانين ورود و خروج و همچنين شيوه مديريت سرمايه (پول) يكساني را به كار مي‌برند. هر دوي آنها با ميزان يكساني از سرمايه كار خود را آغاز مي‌كنند، با يك كارگزار كار مي‌كنند و سيگنال‌هاي خريد يكساني را از منابع مختلف دريافت مي‌كنند.
پس از دو ماه معامله، حتما انتظار داريد كه اين دو برادر دوقلو به سود يكساني دست يابند. با اين حال، متوجه مي‌شويد كه يكي از اين دو برادر به 30 درصد سود و ديگري به تنها 10 درصد سود دست يافته است. پس چه عاملي است كه يكي از اين دو معامله‌گر را موفق و فعاليت ديگري را نه چندان موفق كرده است؟
پاسخ اين سوال وجود تفاوت در «روانشناسي معاملاتي» اين دو فرد است. هر اندازه هم كه اين دو فرد به يكديگر شبيه باشند، نبايد از ياد برد كه نهايتا اينها داراي شناخت‌هاي متفاوتي هستند و بنابراين به شيوه‌هاي متفاوتي فكر مي‌كنند. يكي از اين دو فرد ممكن است بيش از اندازه حريص يا ترسو باشد و سودهاي به دست آمده خود را كم كند يا اينكه اجازه دهد ضررها بيشتر شوند، اين در حالي است كه ممكن است فرد ديگر تعهد محكمي به پيروي از استراتژي خود داشته باشد و در نتيجه سود بيشتري ببرد.
اينكه يك فرد چگونه فكر مي‌كند، نقش مهمي در شيوه معاملاتي او و نتايج آن بازي مي‌كند. بر اين اساس، مي‌توان دو دسته از معامله‌گران را از يكديگر جدا كرد:
1. معامله‌گر «خوب» كسي است كه به شيوه‌هاي آزموده شده و از پيش استفاده شده احترام بگذارد و به آنها پايبندي كامل داشته باشد.
2. معامله‌گر «بد» كسي است كه به احساسات خود اجازه دهد تصميم بگيرند كه وي چه زماني و چگونه به معامله مي‌پردازد. اين روش به انجام ناپايدار و ناهمخوان معاملات و نهايتا به شكست مي‌انجامد. در نمودار ذيل فان تارپ نقش و اهميت روانشناسي معاملات را به صورت يك نمودار دايره اي شكل به تصوير مي‌كشد. وي اجزاي تشكيل دهنده معامله‌گري را به سه حوزه گوناگون سيستم معاملاتي، مديريت سرمايه (پول) و روانشناسي معامله‌گري تقسيم‌بندي مي‌كند.
در اين نمودار، نقش روانشناسي معاملات از مجموع نقش دو عامل ديگر بيشتر نشان داده شده است. توانايي روانشناختي بي ترديد مهم‌ترين عاملي است كه براي تبديل شدن به يك معامله‌گر موفق بايد آن را پرورش دهيد.
روانشناسي چيست؟
روانشناسي عبارت است از مطالعه فرآيندهاي ذهني و رفتار در شرايط مختلف. اين فرآيندها در بافت معاملات و بازار عواملي از قبيل افكار، احساسات، انگيزه‌ها، ترس، طمع، غرور، خودبزرگ بيني و اميدواري را در بر مي‌گيرند. نمونه‌هاي مشخصي از اينكه يك فرد تحت تاثير احساسات خود عمل مي‌كند شامل زماني كه وي موقعيت سرمايه گذاري خود را خيلي زود يا خيلي دير مي‌بندد مي‌شود. نگه داشتن يك سهم براي مدت خيلي طولاني در واقع مفهومي است كه در روانشناسي به آن «اجتناب از زيان» مي‌گويند. به اين معنا كه معامله‌گر بيشتر تمايل دارد زيان نكند، تا اينكه بخواهد كسب سود نمايد. اين واكنش احساسي در ذات انسان‌ها نهاده شده است. در مورد معامله، اين پديده به اين معناست كه هنگام مواجهه با يك روند كاهشي كه هنوز هم قيمت در حال پايين رفتن است، معامله‌گر سهم خود را به خاطر تنفر از زيان‌وضرر نگاه مي‌دارد به اين اميد كه قيمت به سمت بالا باز خواهد گشت و به اين شيوه زيان بيشتري را متحمل مي‌شود؛ البته در بسياري موارد قيمت هرگز به سطوح اوليه باز نمي گردد.
گاهي هم مفهوم اجتناب از زيان، باعث مي‌شود معامله‌گر موقعيت سرمايه گذاري خود را خيلي زود ببندد. در واقع او با ديدن مقدار كمي سود مي‌ترسد كه سود اندك به دست آمده را از دست بدهد و سهام خود را مي‌فروشد. گاهي نيز معامله‌گران رفتارهاي غير منطقي ديگري از خود نشان مي‌دهند. مثلا، موفقيت‌ها را به مهارت خود و شكست‌ها را به بد‌شانسي نسبت مي‌دهند. اينها تنها نمونه‌هاي كمي از رفتارهاي نادرستي است كه معامله‌گران به دليل عدم برخورداري از مهارت‌هاي روانشناختي مناسب از خود بروز مي‌دهند و به زيان‌هاي بيشتر دامن مي‌زنند. واقعيت اين است كه بسياري از معامله‌گران تازه كار با كنترل نكردن احساسات، بيشتر پول خود را در سال اول از دست مي‌دهند و از صحنه بازار كنار رانده مي‌شوند. كنترل احساسات و درك معناي واقعي و عميق روانشناسي معاملات تفاوت ميان موفقيت و شكست خواهد بود.
نظم و انضباط و پايبندي به آن
آيا مي‌توان نظمي را براي پيروي از سيستم معاملاتي خود به وجود آورد كه معمولا به طور ذاتي از آن برخوردار نيستيم؟ بله، انجام اين كار ممكن است. البته نبايد فراموش كرد كه چنين نظم و پايبندي بايد خود ساخته و خود خواسته باشد و بتوان آن را شخصا در محيط منزل به اجرا در آورد و اما چگونه مي‌توان چنين نظمي را در خود به وجود آورد؟ پاسخ اين سوال، «داشتن اعتماد به نفس» است. به اين منظور براي تبديل شدن به يك معامله‌گر موفق بايد هميشه در حال يادگيري بود و مهارت‌هاي تصميم‌گيري خود را پرورش داد تا جايي كه اين ويژگي دروني شود؛ تنها آن زمان است كه مي‌توانيد با اعتماد به نفس راسخ در بازار به پيش رويد.
www.bourse24.ir:منبع