موسسات حسابرسی معتبر
گارو هوانسیانفر*
در بيشتر نوشتارهای خود از عبارت «موسسه حسابرسی
معتبر» استفاده میکنم و قول داده بودم که درباره این عبارت توضیح دهم.
عبارت «حسابرس واقعی» را در پنج نوشتار مدتی قبل توضیح دادم و حالا نوبت
عبارت «موسسه حسابرسی معتبر» است.
به راستی کلمه «معتبر» در حسابرسی چه معنایی دارد؟ شاید تعریف آن در یک جمله یا در چند جمله میسر نباشد و افراد مختلف برداشتهای مختلفی از این کلمه داشته باشند. نظر اولیه من این است که یک موسسه حسابرسی معتبر عبارت از موسسهای است که بتوان به گزارش حسابرسی آن، بدون هیچگونه شک و شبههای اتکا كرد و اطمینان خاطر داشت که کلیه مواردی که در آن گزارش درج شده درست و صحیح است و بايد به همان شکلی که در گزارش درج شده، آورده میشد و مواردی که در آن گزارش درج نشده، مواردی هستند که از نظر استانداردهای حسابرسی نیازی به انعکاس آن موارد در آن گزارش نبوده و موسسه حسابرسی مورد نظر، کلیه جنبههای کار حسابرسی را بر اساس استانداردهای حسابرسی توسط حسابرس یا حسابرسان واقعی انجام داده است. شاید جمله يادشده هنوز ناقص بوده و نیاز به تکمیل داشته باشد، ولی باید خاطر نشان سازم که این یک يادداشت است، نه یک کتاب. بدیهی است که انتظار میرود در یک کتاب، هر تعریفی به صورت جامع و کامل درج شود. از سوي ديگر دنباله این نوشتار شاید بتواند معنی کلمه «معتبر» را حداقل از دید و نظر من بهتر بیان كند. البته در مورد کامل بودن تعریف کلمه «معتبر» که در این نوشتار آمده، هیچگونه تضمینی نمیدهم.
راستی چگونه میتوان تشخیص داد که یک موسسه حسابرسی معتبر است یا خیر؟ بنده روی موسسه حسابرسی آرتور اندرسن تعصب و اعتماد خاصی داشتم و سعی میکردم که کلیه دستورالعملهای آنها را که قسمت تحقیقات آن منتشر میکرد، به نحوی بهدست آورم و مطالعه کنم.
البته هنوز هم دستورالعملهای این موسسه منحل شده دارای ارزش حرفهای خود هستند، در مورد مطالب آن نباید کوچکترین شکی به ذهن خود راه داد. ولی این موسسه با رسوایی که چند سال قبل در آمریکا داشت و به انحلال آن منجر شد موجب شد اعتماد من نسبت به کلیه موسسات حسابرسی، حتی با نام از بین برود. خوب، حالا کدام موسسه معتبر است؟ پاسخ به این سوال بسیار مشکل است.
در این نوشتار سعی میکنم با استفاده از مطالبی که در ذهن خود دارم، ولو اینکه ناقص باشد و مطالبی که از طریق فکس از اداره حسابرسی و گزارشگری مالی سازمان بورس و اوراق بهادار در رابطه با دستور العمل موسسات حسابرسی معتمد سازمان بورس و اوراق بهادار دریافت کرده ام، به یک نتیجه نه چندان کامل در مورد معیارها و استانداردهای شناخت یک موسسه حسابرسی معتبر برسم. (دنباله مطلب در نوشتار بعدی).
* عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت انگلستان
موسسات حسابرسی معتبر (2)
گارو هوانسیانفر*
در این نوشتار در مورد یک یک عواملی که باعث میشود یک موسسه حسابرسی به عنوان یک «موسسه حسابرسی معتبر» تلقی شود بحث خواهم کرد:
تعداد شرکا میتواند روی معتبر بودن یک موسسه اثر بگذارد. البته شرکا باید حسابرسان با سابقه و در صورت امکان، هر یک تخصص خاصی هم داشته باشند. برای مثال، تخصص در قانون مالیاتها، تخصص در حسابداری صنعتی، تخصص در قوانین تجارت و سایر قوانین و... . این تصور پیش نیاید که هر قدر تعداد شرکای یک موسسه بیشتر هستند، آن موسسه معتبرتر است. ممکن است اکثر شرکای آن موسسه سیاهی لشکر باشند و شریک یا شرکاي اصلی، بنا به دلایلی، با دادن چند سهم به یک یا چند شخص، او یا آنها را جزء شرکای موسسه درآورده اند. کیفیت کاری و معلومات حرفهای شرکا فقط ملاک سنجیدن اعتبار یک موسسه حسابرسی میباشد. برای مثال، موسسهای ممکن است چند شریک داشته باشد که این شرکا دارای روابط عمومی بسیار وسیع هستند و میتوانند کارهای زیادی را برای آن موسسه بیاورند ولی خود آنها به هیچ وجه در امور حرفهای آن موسسه مداخله نداشته باشند و کلا از گزارشاتی که توسط آن موسسه منتشر مییابد، حتی روحشان هم خبر نداشته باشد.
2- ترکیب و درصد مالکیت شرکا
ترکیب و درصد مالکیت شرکا عامل تعیینکننده این واقعیت است که آیا همه شرکا میتوانند در کار موسسه و نهایتا در گزارشات آن حرفی داشته باشند و اظهارنظر نمایند یا خیر؟
برای مثال، اگر موسسهای دارای ده شریک است ولی یک شریک 91 درصد مالکیت آن موسسه را داشته باشد و بقیه 9 نفر شرکا، هر یک فقط یک سهم از مالکیت آن موسسه را داشته باشند، این کاملا مشخص و مشهود است که 9 نفر بقیه شرکا هیچ حرفی و استقلال بیان نظرات حرفهای در آن موسسه ندارند و همانطور که گفتم احتمالا سیاهیلشکر هستند.
در موسسات حسابرسی که شرکاء به صورت جزیرهای کار میکنند، تعداد شرکا هیچ نقشی در کیفیت کار آن موسسات ندارند زیرا هر شریک کارهای خود را دارد، کارمندان خود را دارد و گزارشات حسابرسی خود را شخص دیگری بررسی نمی کند. البته نظر به اینکه گزارشات حسابرسی باید توسط دو نفر از شرکای یک موسسه حسابرسی امضا شوند، در موسسات حسابرسی جزیرهای، هر شریک گزارشات خود را صرفا جهت امضای دوم به یکی از شرکای دیگر میدهد. بنابراین، اگر میخواهید در مورد معتبر بودن یک موسسه، عامل تعداد شرکا را مد نظر قرار دهید، در واقع این موسسات حسابرسی جزیرهای تک شریکی هستند.
البته در موسسات حسابرسی معتبر بزرگ، تعداد شرکا ممکن است زیاد باشد، ولی شرکا دارای درصد مالکیت معقولی در آن موسسات میباشند و در این موسسات، شرکای رده اول، رده دوم، رده سوم و ... وجود دارند. افرادی که اکثرا جوان هستند، بعد از اینکه ثابت کردند که این صلاحیت را دارند که بالاتر از مدیر ارشد در آن موسسات مشغول به کار شوند، آنها جزو شرکای رده پایین آن موسسات میشوند و طی سالها کار و بعد از اثبات صلاحیت حرفهای و بالا بردن میزان معلومات حرفهای خود، جزو شرکای رده بالاتر در میآیند.
حال، بعد از مطالعه این نوشتار، لیستی که قبلا نام موسسات حسابرسی معتبر را در آن نوشته بودید، بررسی کرده و ببینید که آیا این لیست نیاز به تعدیل یا تعدیلات دارد؟ چند تا از نام های موسسات حسابرسی یادداشت شده در لیست اولیه را حذف خواهید نمود؟ این لیست را تا زمانی که این نوشتارهای دنباله دار در این روزنامه چاپ میشود را نگه دارید تا بعد از آخرین نوشتار در مورد موسسات حسابرسی معتبر، مشاهده نمایید که چقدر در لیست اولیه تغییرات انجام داده اید؟ یا به عبارت دیگر، نام چند موسسه حسابرسی در لیست مذکور باقی مانده است.
به قول شاعر معروف، مرحوم سهراب سپهری: «من در این آبادی پی چیزی میگشتم».
* عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت انگلستان
گارو هوانسیان فر *
در این نوشتار میخواهم در مورد سابقه کاری مفید حرفهای شرکا پس از اخذ مدرک کارشناسی صحبت کنم.
سابقه
کاری شرکا از عوامل بسیار مهم در تعیین معتبر بودن یک موسسه است. هر قدر
سابقه کاری مفید حرفهای شرکا در موسسات حسابرسی معتبر دیگر زیاد باشد،
هرگاه آنها موسسهای را تشکیل دهند، این عامل سابقه کاری میتواند بر
معتبر بودن موسسه تاسیس شده آنها اثر مستقیم گذارد.
البته تعداد سالهای سابقه کاری عامل تعیینکننده در دانش و معلومات حرفهای افراد دارد ولی صرف تعداد سالها، بدون در نظر گرفتن سایر عوامل، نمیتواند عامل اصلی تعیینکننده تبحر یک حسابرس باشد. حال فرض کنیم که شخصی در یک موسسه حسابرسی معتبر با شرکای متخصص در امر حسابرسی، سالها کار کرده است. در اینجا باید دید که این شخص چه صنایعی یا فعالیتهایی را حسابرسی کرده و چه کار کرده و مهم تر از همه، تحت سرپرستی افراد متبحر کار انجام داده یا خودش سرپرست و تعلیمدهنده خودش بوده است. شخصی برای استخدام به موسسه حسابرسی که در آن مشغول بکار هستم آمده بود و این شخص افتخار میکرد که در سه سال گذشته، کارهای حسابرسی را به تنهایی از اول تا گزارشنویسی انجام داده است (بدون سرپرستی و نظارت). تنها توصیهای که به ایشان کردم این بود که این مطلب را در جای دیگر مطرح نکند زیرا نه تنها امتیازی برای او محسوب نمیشود، بلکه يك نکته منفی برای او به حساب میآید. یا یک دانشجوی سال سوم حسابداری به من میگفت که فلان کارخانه بزرگ را به تنهایی حسابرسی و نکات گزارش آن را در آورده است. از او پرسیدم که آیا سرپرستی داشتی؟ پاسخ داد خیر. از ایشان پرسیدم که چگونه حسابرسی این شرکت بزرگ را به تنهایی انجام دادهای؟ پاسخ داد که پرونده حسابرسی سال مالی قبل را باز کردم و هر کاربرگی که در سال مالی قبل تهیه شده بود، عینا برای سال مالی جاری (سال مالی مورد رسیدگی) تهیه کردم!
بنابراین، سابقه کاری افراد چه قبل از دريافت مدرک کارشناسی و چه بعد از آن باید به دقت بررسی شود. تعداد سالهای خدمت (طولانی بودن سابقه کاری) گاهی مواقع به هیچ وجه ملاکی برای ارزیابی میزان معلومات حرفهای یک حسابرس نیست. فرض کنید که دو نفر حسابرس سابقه کاری بیش از 30 سال داشته باشند. یکی از آنها همیشه با افراد صلاحیت دار و پر معلومات کار کرده و به طور مرتب مطالعات کتب و نشریات حرفهای داشته و از آخرین استانداردهای حسابداری و حسابرسی و همچنین قانون مالیاتها، قانون تجارت و ...... مطلع است و دومی فقط صبحها بیدار شده و مثل یک روبات لباس پوشیده و رفته سر کار و در آنجا با چند نفر صحبتهای گوش نواز داشته و چند استکان چایی هم خورده و عصر به منزل خود برگشته. این شخص از هیچ کتاب حرفهای یا مجله یا روزنامه حرفهای استفاده نکرده و بعضی چیزها را از زیر دستان خود یا مدیران و روسای حسابداری واحدهای مورد رسیدگی شنیده و احتمالا به صورت نیمه درست یا غلط یاد گرفته است.
آیا 30 سال سابقه کاری ایشان بعد از اخذ مدرک کارشناسی و به صرف اینکه در یک موسسه حسابرسی کار کرده، میتواند ملاک معتبر بودن موسسه حسابرسی باشد که او تاسیس کرده است؟
برای یک حسابرس، سابقه کاری مفید به همراه مطالعه مطالب حرفهای به طور مرتب و سیستماتیک بسیار موثر و مفید است. در غیر این صورت، آن حسابرس در حد یک حسابرس معمولی و در بيشتر مواقع هم کمتر از یک حسابرس معمولی باقی میماند، حتی اگر بیش از 30 سال هم در موسسات حسابرسی پرسه زده باشد. برای رسیدن به سطح حرفهای باید زحمت فراوان کشید. به این مطلب کاملا توجه كنيد که علم و دانش و معلومات به هیچ وجه به صورت مجانی و بدون کشیدن زحمت به کسی داده نمیشود، حتی به شما خواننده عزیز و گرامی.
حسابرسها هم اگر فقط کار کنند و هیچ مطالعهای نداشته باشند، همیشه در یک سطح ثابت پایین در حرفه باقی میمانند. حسابرسانی که میخواهند در کار خود پیشرفت کنند باید موارد زیر را انجام دهند:
1- در موسسات حسابرسی معتبر کار کنند.
2- همیشه با سرپرستان زبده و مختلف کار کنند و از آنها اطلاعات حرفهای را كسب كنند.
3- به طور مرتب مطالعه کنند، البته مطالب مربوط به حرفه حسابرسی از منابع معتبر و در سطح بالا.
4- گزارشهاي حسابرسی موسسات حسابرسی معتبر دیگر را مطالعه کنند و توجه داشته باشند که آنها چه مواردی را در گزارشهاي خود درج میکنند.
5-کار حسابرسی را با جدیت انجام دهند و وجدان کاری بالایی داشته باشند و از هیچ مورد مهمی در کار حسابرسی به سادگی نگذرند. توجه داشته باشید که برای وجدان کاری امتیاز بسیار بالایی قایل هستم، بیش از آنکه بتوانید تصور آن را داشته باشید.
6-سعی کنند که در واحدهای مورد رسیدگی مختلف، حسابهای مختلفی را رسیدگی کنند. شخصی به موسسه ما آمده بود که قبلا دو سال در یک موسسه حسابرسی دیگر فقط روی هزینه حقوق و دستمزد کار کرده بود؛ ولی این شخص حتی حساب هزینه حقوق و دستمزد را نمیتوانست به صورت حرفهای و کامل رسیدگی کند.
ایشان بیشتر کارهایی که انجام میداد به صورت کلیشهای و بدون فکر کردن بود. به عبارت دیگر، دو سال از بهترین سالهای فراگیری کار حسابرسی را بیجهت هدر داده بود.
کلام آخر و نتیجهگیری: قبلا عواملی وجود نداشت که بتوان به میزان معلومات شرکای یک موسسه حسابرسی پی برد و در بيشتر موارد معتبر بودن موسسات حسابرسی را از روی تعداد شرکا، تعداد کادر موسسه حسابرسی یا تعداد کارهای موسسه حسابرسی میسنجیدند. ولی بعد از اين کسانی میتوانند موسسه حسابرسی دایر کنند که حسابدار رسمی باشند، یعنی امتحانات جامعه حسابداران رسمی ایران را گذرانده باشند و سابقه کاری کافی در رشته حسابرسی داشته باشند. البته من پیشنهاد میکنم که سابقه کاری مفید شرکا حداقل 5 سال کار در موسسات حسابرسی معتبر بعد از اخذ عنوان حسابدار رسمی باشد. سابقه کاری مفید یعنی انجام حسابرسی در سطح بالا و نه اینکه مسوول امضای چکها، برگهای مرخصی کارکنان، برگهای تایید اعطای وام به کارکنان و به طور کلی، روابط عمومی باشد. هنگامی یک شریک موسسه حسابرسی میتواند شریک لایقی باشد که تمام درجات حرفهای را در موسسات حسابرسی معتبر گذرانده باشد. یعنی از کیلومتر صفر کار حسابرسی را شروع و بهتدریج کمک حسابرس، حسابرس، حسابرس ارشد و .... شده و در نهايت بعد از سالها تجربه کاری مفید و داشتن مدارک حرفهای حسابداری معتبر، شریک یک موسسه حسابرسی معتبر شود.
* عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت انگلستان
موسسات حسابرسی معتبر (4)
گارو هوانسیانفر *
لازم
است یادآوری كنم که این سری نوشتارها «موسسات حسابرسی معتبر» در رابطه با
موسسات حسابرسی در كشورمان نيست و در رابطه با موسسات حسابرسی خارج از
مرزهای ایران است.
کسی که آزمون جامعه حسابداران رسمی ایران را گذرانده و عنوان حسابدار رسمی را به دست آورده، باید بداند که مطالعات او به اتمام نرسیده و در کار حسابرسی حرفهای یا کار حسابداری حرفهای تسلط کامل ندارد. باید از همان روزی که عنوان حسابدار رسمی را کسب کرده،شروع به مطالعه مطالب حسابداری، حسابرسی، قانون مالیاتها و... به صورت سیستماتیک كرده و این مطالعات باید تا روزی که در سمت حسابدار رسمی به عنوان حسابرس یا حسابدار مشغول به کار حرفهای است، ادامه داشته باشد.
هیچ حسابدار رسمی، بهخصوص حسابداران رسمی جوان، این فکر را هرگز به ذهنشان خطور ندهند که با گذراندن آزمون جامعه حسابداران رسمی ایران و کسب عنوان حسابدار رسمی، دیگر نیازی به مطالعه ندارند و کار مطالعه آنها تمام شده و تنها باید به کار حسابرسی یا کار حسابداری بپردازند. بعضیها این تصور باطل را دارند که مطالعه و کتاب مربوط میشود به دوران دانشجویی.
نظر حرفهای من این است که کسانی که آزمون جامعه حسابداران رسمی ایران را میگذرانند، در صورتیکه مایل هستند در حرفه حسابرسی کار خود را ادامه دهند و روزی هم به عنوان شریک در یک موسسه حسابرسی مشغول به کار شوند، بهتر است که بلافاصله بعد از اخذ عنوان حسابدار رسمی، در یک موسسه حسابرسی معتبر مشغول به کار شوند و حداقل پنج سال سابقه کاری حسابرسی مفید داشته باشند تا در صورت داشتن سایر قابلیتهای حرفهای، به عنوان شریک بتوانند در یک موسسه حسابرسی مشغول به کار شوند.
شریک یک موسسه حسابرسی معتبر بودن، نیاز به معلومات حرفهای در سطح بسیار بالا و تجربه کاری مفید کافی دارد. بسیاری از مطالبی که در کارهای حسابرسی با آن روبهرو میشویم، در هیچ کتابی نوشته نشده است. بنابراین، علاوه بر داشتن معلومات حرفهای در سطح بسیار بالا، نیاز به تجربه مفید حرفهای کافی نیز هست و هر قدر سالهای تجربه مفید زیادتر شود، یک حسابرس در کار خود زبدهتر ميشود.
درباره سابقه کاری مفید هم قبلا بسیار بحث کرده ام و در اینجا فقط به صورت خلاصه اشاره میکنم حسابرسی که در یک موسسه حسابرسی کار میکند، باید عملا آستینها را بالا زده و از کیلومتر صفر کار حسابرسی را شروع و درجات کمک حسابرس، حسابرس، حسابرس ارشد و... را طی سالها بگذراند.
شخصی که در یک موسسه حسابرسی و لو اینکه آن موسسه یک موسسه حسابرسی معتبر باشد، به عنوان ماشین امضا یا مبصر یا ناظم کادر حسابرسی بوده و عملا در کارهای حسابرسی نقشی نداشته یا نقش کمرنگی داشته، تعداد سالهای کاری او به هیچ عنوان سابقه کاری مفید به حساب نمیآید. یک حسابرس خوب حسابرسی است که در صنایع مختلفی حسابرسی کرده باشد و کلیه حسابهایی که در بيشتر صورتهای مالی وجود دارد، رسیدگی كرده باشد. علاوه بر این، مطالعات حرفهای مداوم هم بايد داشته باشد. قرار نیست کسی که عنوان حسابدار رسمی را به دست میآورد، بلافاصله با چند نفر از دوستان خود که از نظر معلومات و تجربه کاری در یک سطح قرار دارند، یک موسسه حسابرسی دایر کنند و نام آن را احتمالا «موسسه حسابرسی دوستان» بنامند.
مطلب دیگری هم که میخواستم بیان کنم این است که شخصی که عنوان حسابدار رسمی را بدست آورده، باید حداقل پنج سال در رشته حسابرسی کار مفید انجام داده و در صورتی که حائز شرایط لازم برای شریک شدن باشد، به عنوان شریک رده پایین در یک موسسه حسابرسی استخدام شود. هرگاه این شخص در یک موسسه حسابرسی به عنوان شریک رده پایین استخدام شد، طی سالهای بعد و با توجه به قابلیت کاری او،می تواند درجات در نظر گرفته شده برای شرکاء را طی کند تا در نهايت جزو شرکای رده بالای آن موسسه شود.
حال با توجه به این نوشتار و نوشتارهای قبلی، نام چند موسسه حسابرسی را از لیست اولیه که از موسسات حسابرسی معتبر تهیه کرده بودید، حذف كردهايد؟
*عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت انگلستان، حسابدار خبره مدیریت جهانی
موسسات حسابرسی معتبر (5)
گارو هوانسیان فر*
همانطور که در نوشتارهای قبلی عنوان کردهام، این
سری نوشتهها به موسسات حسابرسی در داخل مملکتمان ارتباطی پیدا نمیکند و
تنها به موسسات حسابرسی واقع در خارج از مرزهای کشورمان مربوط میشود.
موسسهای که شرکای آن به طور مرتب عوض میشوند و شرکای جدید جایگزین شرکای قدیمی میشوند، به نظر من دارای اشکال یا اشکالات اساسی است. همانند شخصی که هر یک یا دوسال محل کار خود را عوض میکند و در سابقه کاری او میبینید که در 10 یا 20 سال گذشته در بیش از 20 شرکت بوده است. مسلما این شخص دارای یک اشکال اساسی است و هیچوقت نمیتوان به او اعتماد کرد که در شرکت فعلی مدت طولانی کار خواهد کرد.
ماندگاری شرکای یک موسسه یک عامل بسیار مهم در تدوین برنامههای آن موسسه است. بدیهی است که شریکی که با قصد کار کردن به مدت طولانی به یک موسسه حسابرسی پیوسته، برنامههای دراز مدت برای آن موسسه تهیه میکند و نسبت به آن موسسه دلسوزتر خواهد بود و تمام سعی و کوشش او در پیشبرد اهداف آن موسسه و در نتیجه انجام
هر چه بهتر کارهای آن موسسه و شناساندن آن موسسه به عموم شرکتهای مورد رسیدگی و جامعه در کل خواهد بود.
برای ارزیابی یک موسسه حسابرسی، باید دید که در 10 سال گذشته چند نفر به عنوان شریک جدید وارد موسسه حسابرسی شدهاند و چند نفر از شرکای قدیمی آن موسسه حسابرسی را ترک کردهاند. هر قدر تعداد شرکای وارد شده یا خارج شده عدد بزرگی باشد، آن موسسه اعتبار کمتری خواهد داشت. به عبارت دیگر، روی ثبات کاری آن موسسه نمیتوان اطمینان داشت. بنابراین، موسسهای که شرکای فصلی میپذیرد و بعد از اتمام کارهای حسابرسی هر فصل، آن شرکا را از موسسه اخراج ميكند، نمیتواند یک موسسه پایدار و احتمالا پایبند به آیین رفتار حرفهای باشد.
برای اینکه در یک موسسه حسابرسی، ماندگاری شرکا مدت طولانی یا بسیار طولانی باشد، شرکای آن موسسه باید از نظر فکری (البته در رابطه با حرفه حسابرسی) تقریبا هم عقیده باشند، پایبند استانداردهای حسابرسی، حسابداری و آیین رفتار حرفهای بوده و سطح معلومات حرفهای همه آنها بسیار بالا باشد. برای مثال، اگر یکی از شرکا اهل مطالعه مطالب حرفهای جدید نباشد و معلومات حرفهای او مربوط به 20، 30 یا 40 سال قبل باشد و بقیه شرکا طبق آخرین استانداردهای حسابرسی و حسابداری عمل کنند، آن شریک نمیتواند در آن موسسه ماندگار باشد. همیشه باید شخصی را در یک موسسه به عنوان شریک قبول کرد که با سایر شرکا وجه تشابه بسیاری از نظر عقاید حرفهای (حسابرسی، حسابداری و سایر موارد مرتبط) داشته باشد. برای مثال، یک شریک مهری (کسی که فقط گزارشها را امضا و مهر ميكند و به محتویات آن کاری ندارد)، یک موسسه معتبر را میتواند نابود کند، همانطور که یک سیب گندیده، کل سیبهای یک سبد را فاسد و گندیده ميكند.
* عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت انگلستان، حسابدار خبره مدیریت جهان
موسسات حسابرسی معتبر (6)
گارو هوانسیان فر *
طبق نامه شماره 191081/121 مورخ 01/06/1391 از طرف
ريیس اداره حسابرسی و گزارشگری مالی سازمان بورس و اوراق بهادار، دستور
العمل موسسات حسابرسی معتمد سازمان بورس و اوراق بهادار مصوب 08/05/1386 در
جلسه 17/11/1390 شورای عالی سازمان بورس و اوراق بهادار مورد اصلاح قرار
گرفته و از اسفند ماه 1390 لازمالاجرا شده است.
1- معیارهای ارزیابی شرکاء
2- معیارهای ارزیابی کارکنان موسسه
3- معیارهای ارزیابی ساختار و سازمان موسسه
4- معیارهای ارزیابی تنوع ارائه خدمات و موقعیت در بازار حرفه ای
5- معیارهای ارزیابی کیفیت خدمات
6- سوابق تخلفات موسسه و یا شرکاء (طی 2 سال اخیر) – امتیاز منفی
هرکدام از سرفصلهای اصلی فوق دارای سرفصلهای جزء بوده که تعداد آنها در مجموع 37 تا است. در این سری از نوشتارها با عنوان «موسسات حسابرسی معتبر»، نظر شخصی (البته حرفهای) خود را در مورد هر سرفصل جزء به تفصیل بیان میکنم. از خوانندگان عزیز و گرامی، از جمله مسوولان محترم در سازمان بورس و اوراق بهادار، درخواست دارم که نظرات خود را در مورد این سری نوشتارها، در روزنامه دنیای اقتصاد بیان کنند تا در مجموع بتوان معیارهای درست و واقعی برای تعیین موسسات حسابرسی معتبر در سازمان بورس و اوراق بهادار مشخص كرد. قبلا از هرگونه اظهارنظری که در مورد این سری نوشتارها یا نظرات جدیدی که در این رابطه توسط هر شخص حقیقی، ارگان و سازمانی داده میشود، تشکر ميكنم.
تا به حال 6 مطلب در مورد عنوان این نوشتار نوشتهام و نوشتارهای بعدی به همین صورت ادامه خواهد داشت.
چنانچه در نوشتارهای قبلی اشاره كردهام، مواردی که در این نوشتارها درج میشود، در رابطه با هیچ موسسه حسابرسی در كشورمان نيست، بنابراين اگر وجه تشابهی بین مطالب این نوشتارها و موسسات حسابرسی موجود در داخل مرزهای ایران وجود دارد، اين موضوع تصادفی است.
همانطور که در نوشتار شماره یک از این سری نوشتارها قید کرده بودم، از خوانندههای عزیز خواسته بودم که قبل از خواندن این سری نوشتارها، نام کلیه موسسات حسابرسی که از نظر آنها معتبر هستند در لیستی بنویسند و بعد از مطالعه هر یک از این نوشتارها، به لیست يادشده مراجعه کنند و ببینند که آیا این لیست نیاز به تعدیل دارد یا خیر. آیا احتمالا باید نام یک یا چند موسسه حسابرسی را از آن لیست حذف کنند؟ خوانندگان محترم این سری نوشتارها بعد از مطالعه آخرین قسمت مربوط به موضوع «موسسات حسابرسی معتبر» ، به لیست اولیه خود مراجعه کنند و ببینند که نام چند موسسه حسابرسی که از نظر آنها معتبر بوده، در لیست يادشده باقی مانده است.
یکی از عوامل تعیین معتبر بودن یک موسسه حسابرسی، سوابق تحصیلی شرکای آن است. بدیهی است که حسابرسی یک کار حرفهای بوده و نیاز به معلومات حرفهای در سطح بسیار بالا دارد. بعضیها فکر میکنند که اگر چند تا فاکتور خرید را از لحاظ جمع و ضرب کنترل کردند و قیمت اجناس خریداری شده را حدودا بتوانند درست تشخیص دهند، حسابرس هستند یا بعضی از حسابداران فکر میکنند که بعد از سالها کار در حرفه حسابداری، میتوانند حسابرس باشند. متاسفانه حقیقت امر چنین نیست. یک حسابرس خوب (یا واقعی) باید تحصیلات عالی در رشته حسابداری (شامل حسابرسی) داشته باشد و سپس کلیه تکنیکهای حسابرسی را فرا گیرد و سالها در این رشته کار کند تا بتوان او را حسابرس (به معنی واقعی آن و نه سمت حسابرس در یک موسسه حسابرسی) نامید.
نظر من در مورد سوابق حرفهای یک حسابرس خوب این است که اول تحصیلات آکادمیک را تا کارشناسی یا کارشناسی ارشد تمام کند (البته در یک دانشگاه معتبر) و سپس مدارک حرفهای از یکی از انجمنهای حرفهای معتبر دنیا اخذ كند که با اخذ چنین مدرکی، تحصیلات او در رشته حسابرسی یا حسابداری به اندازه کافی برسد و کار آموزی حسابرسی را در یک یا چند موسسه حسابرسی معتبر از کیلومتر صفر شروع کند و درجات مورد نظر در حسابرسی را به تدریج بگذراند. البته کارآموزی حسابرسی میتواند و بهتر است که در دوران تحصیل باشد.
عضویت در یک انجمن حسابداری معتبر دنیا این تضمین را میدهد که شخص مورد نظر دارای معلومات حرفهای بالایی است و روی دانش حرفهای او میتوان حساب کرد. البته اخذ مدرک تحصیلی معتبر به آن معنی نیست که مطالعات حرفهای دیگر قطع میشود. یک حسابرس در تمام طول دوران کاری حرفهای خود مجبور است که هر روز به طور سیستماتیک مطالعات در موضوعات حسابرسی، حسابداری و موارد مرتبط داشته باشد. حسابرسی که مطالعات روزانه و سیستماتیک حرفهای ندارد، مثل آب ساکنی است که بعد از مدت زمان کوتاهی فاسد میشود، یعنی دانستههای قبلی خود را فراموش میکند و از موارد جدید در حرفههای حسابرسی و حسابداری دور میماند.
سوابق تحصیلی شرکاء عامل اصلی در تعیین معتبر بودن یک موسسه حسابرسی محسوب میشود، ولی این سوابق باید همراه با کار حرفهای باشد.
کار حرفهای را هم باید از ابتدا، یعنی تیک زدن و جمع و تفریق کردن و غیره شروع کرد. کسی که فقط دنبال تحصیلات رفته و مدرک بالایی را در رشته حسابداری اخذ كرده، اگر کار حرفهای حسابرسی انجام نداده باشد، نظر به اینکه معلومات او تئوری است و عملی نيست، نمیتواند کار حسابرسی انجام دهد، مگر اینکه کارآموزی ببیند و این کارآموزی از کیلومتر صفر است، یعنی این شخص با داشتن تحصیلات بسیار بالا، باید این حقیقت را قبول کند که مدتی زیردست حسابرسانی که میزان معلومات آکادمیک آنها ممکن است خیلی از میزان معلومات و تحصیلات آکادمیک او پایینتر باشد، کارآموزی کند. کارآموزی از آخر یا وسط کار حسابرسی نیست، بلکه از ابتدای کار حسابرسی، یعنی کیلومتر صفر است.
کلام آخر و نتیجه گیری: در تعیین معتبر بودن یک موسسه حسابرسی، مد نظر قرار دادن سوابق تحصیلی شرکا امر مهمی است، البته همراه با سوابق کاری مفید آنها. حال به لیست اولیه که تهیه كردهاید مراجعه کنید و ببینید که نام چه موسساتی را باید احتمالا از آن لیست اولیه حذف کنید.
کمکی که در این مورد میتوانم بكنم این است که در وهله اول در ارزیابی خود، گول تعداد شرکا، تعداد کارکنان فنی، ترکیب و درصد مالکیت شرکاء، سابقه کاری شرکاء و.... را نخورید. کلیه این موارد و مواردی را که بعدا خواهم نوشت، زیر ذره بین ببرید.
*عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت
انگلستان، حسابدار خبره مدیریت جهانی
موسسات حسابرسی معتبر (7)
گارو هوانسیانفر*
همانطور که در نوشتههای قبلی درج کردهام، این سری
نوشتارها در رابطه با هیچ موسسه حسابرسی در داخل كشورمان نيست و تنها در
رابطه با موسسات حسابرسی خارج از مرزهای کشورمان است.
یکی از این فعالیتها تدریس در دانشگاهها و مراکز علمی و آموزشی است. تدریس شرکای یک موسسه حسابرسی در دانشگاهها (البته دانشگاههای معتبر) باعث میشود که معلومات حرفهای آنها به روز بماند. مدرس مجبور است قبل از اینکه وارد کلاسی شود، قبلا موضوع مورد بحث آن جلسه را کاملا مطالعه كرده باشد. بعضی مواقع تدریس در یک جا ممکن است هیچ امتیازی برای یک مدرس محسوب نشود. این در حالتی اتفاق میافتد که آن مدرس برای مثال، جزوههای دوران دانشجویی خود را عینا تدریس (تکرار) کند، یا کتابی که 50 سال قبل چاپ شده و خود او آنرا در دوران دانشجویی مطالعه کرده، عینا به دانشجویان خود تدریس کند یا از کتابهای جزوهای (جزوههایی که با جلدهای زرق و برق دار مجلد شدهاند) که مطالب بسیار ساده و پیش پا افتاده به طور بسیار سطحی و با عمق کمتر از یک میلیمتر در آن بحث شده، برای تدریس استفاده کند. چنین مدرسی به ظاهر در محلی برای مثال مراکز علمی و آموزشی تدریس میکند، ولی تدریس او هیچ ارزش حرفهای ندارد و میتوان گفت که یک عده دانشجو را هم از مسیر درست مطالعاتی منحرف میسازد.
تدریس برای بعضی از افراد یک کار جانبی بوده که مطالبی را عینا از ترمی به ترم بعد تکرار میکنند و نظر به اینکه از مطالب روز دور هستند، مجبورند مطالب منسوخ شده را سر کلاسها مطرح کنند و آخر ترم هم یک امتحان (به اصطلاح امتحان) از دانشجویان بعمل آورند و برای اینکه مشکلی برای آنها بهوجود نیاید، نمرات عالی به دانشجویان بدهند و ترم را به پایان برسانند. البته این افراد اندك، تدریس را به این خاطر انجام میدهند تا در محل کار یا نزد اين و آن مطرح کنند که در فلان جا تدریس میکنند.
تدریس كار بسیار خوبی است زيرا شخص خود را با معلومات روز بهنگام ساخته و از کلیه تغییرات در رشته خود با خبر ميشود. برای این منظور، او باید آخرین کتب معتبر چاپ شده در رشته خود را مطالعه و آنها را در کلاسهای درس مطرح کند. کسی که مطلبی را سالها قبل به اصطلاح یاد گرفته و آن را به صورت طوطی وار در کلاسها تکرار میکند، تدریس او چه ارزشی از نظر حرفهای و برای دانشجویان دارد. یک مدرس خوب باید نخست از نظر معلومات کاملا به روز باشد، از آخرین تغییرات در رشته خود آگاه باشد و کتابهای خوب و معتبر و نه ساده را به دانشجویان پیشنهاد كند تا سطح معلومات آنها بالا رود. متاسفانه بعضی از مدرسین برای سادگی کار خود و برای اینکه زحمت مطالعات مطالب جدید را نداشته باشند، کتابهای جزوهای بسیار ساده را به دانشجویان پیشنهاد ميكنند تا مبادا دانشجویی مطلبی را از کتاب پیدا و آنرا سر کلاس مطرح كند و آنها به دلیل کمی معلومات، قادر به پاسخ دادن به آنها نباشند. به مدرسین محترم پیشنهاد ميكنم. به دانشجویان خود کتب معتبر معرفی كنند. کتبی را که در رشته حسابرسی یا حسابداری یا مدیریت معرفی ميكنند، حتما از معلومات مترجمین یا مولفین آنها آگاهی کامل داشته باشند. برای مثال، کتب حسابرسی از نظر ترجمه و تالیف در رشته حسابداری از همه مطالب سختتر است. کسی که چنین مطالبی را ترجمه یا تالیف ميكند، باید به رشته حسابرسی علمی و عملی تسلط کامل داشته باشد.
صرف اینکه زبان خارجی یک شخص درحد خوبی است، به آن معنی نیست که او میتواند یک کتاب حسابرسی را ترجمه یا تالیف كند. با تجربه زیادی که در امر تالیف کتب حسابرسی و حسابداری دارم، به این نتیجه رسیدهام که در استفاده از کتب معتبر خارجی مجبورم که خود مطلب نوشته شده را از لحاظ فنی کاملا درک كنم تا بتوانم آنها را به زبان قابل فهم حسابداری یا حسابرسی به زبان فارسی بنویسم و تنها تسلط به زبان خارجی برای این امر به هیچ وجه کافی نيست. در غیر این صورت، کسی که فقط زبان خارجی را خوب میداند و احتمالا حتی مدرک دکترا در این رشته دارد، لزوما نمیتواند کتابهای تخصصی علمی را ترجمه کند. چنین افرادی بهتر است کتابهای رمان ترجمه کنند و دانشجویان را از مسیر درست مطالب حرفهای خارج نکنند.
یکی از وظایف مدرسین محترم مطالب حرفهای این است که در انتخاب کتابهایی که برای مطالعه به دانشجویان پیشنهاد ميكنند، سابقه علمی و عملی مترجمین یا مولفین آن کتابها را خوب بررسی کنند و تنها هر کتاب حرفهای که توسط افراد غیرحرفهای ترجمه یا تالیف شده است، به دانشجویان معرفی نکنند و اگر کسی روی جلد کتاب برای مثال مینویسد «دکتر ....»، تحقیق کنند که دکترای او در چه رشتهای است، شاید در رشته خزندگان مناطق کویری!
کلام آخر و نتیجهگیری: تدریس شرکای یک موسسه حسابرسی در دانشگاهها و مراکز علمی و بهروز و به هنگام بودن آنها از مطالب روز (نه مطالب 40 یا 50 سال قبل) در بالا بردن اعتبار یک موسسه بسیار مفید است.
در نتیجه، در تعیین معتبر بودن یک موسسه حسابرسی، اگر شریکی یا شرکای آنها در دانشگاهها یا مراکز علمی دیگر تدریس ميكنند، باید به مواردی از قبیل اینکه چه مطالبی را تدریس میکنند، چه کتابهایی را به دانشجویان معرفی میکنند، تا چه حدی با مطالب حرفهای روز آشنایی دارند و... توجه خاص كرد.
صرف اینکه کسی به کلاسی میرود و مطلبی را طوطیوار مطرح میکند، بدون اینکه عمق آن مطالب را درک کرده باشد، از نظر دادن امتیاز به آن شریک یا شرکا از نظر تدریس در محلی، به هیچ وجه کافی نیست. برای مثال، با وجود این همه کتاب در رشتههای حسابرسی و حسابداری، چرا مدرسی باید جزوه بگوید؟ جزوه را باید از سیستم درسی خارج كرد، مگر اینکه در مورد مطلب خاصی کتابی وجود نداشته باشد که حداقل در رشتههای حسابرسی و حسابداری نمیتوان چنین ادعایی كرد. سری به مقابل دانشگاه تهران در خیابان انقلاب و خیابانهای فرعی آن بزنید. از تعداد کتابهای چاپ شده در این رشته تعجب خواهید كرد. در بین این کتابها، کتابهای معتبر بسیاری را میتوان یافت.
از خوانندگان گرامی میخواهم که به لیست اولیهای که از اسامی موسسات حسابرسی معتبر (البته از نظر خودشان) مراجعه كنند و ببینند که آیا این لیست نیاز به تعدیلات دارد؟
از مسوولان محترم در سازمان بورس و اوراق بهادار هم درخواست دارم که مطالب مطرح شده در این نوشتار و شش نوشتار قبلی و نوشتارهای بعدی را که همگی در مورد «موسسات حسابرسی معتبر» است، در صورت امکان در درجهبندی و ارزیابی موسسات حسابرسی مد نظر قرار دهند.
* عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت انگلستان حسابداران خبره مدیریت جهانی
موسسات حسابرسی معتبر (8)
گارو هوانسیانفر*
این سری نوشتارها در مورد موسسات حسابرسی معتبر
هستند و مبنا و اساس آنها، همانطور که پيش از اين عنوان شده بود، نامهای
است که از سازمان بورس و اوراق بهادار در رابطه با رتبهبندی موسسات
حسابرسی دریافت کردهام.
در اینجا میخواهم نظر شخصی که در حرفه حسابرسی است در مورد معتبر بودن یک موسسه حسابرسی بیان کنم. شما خواننده گرامی، تا چه حدی با نظر وي موافق هستید و آیا در درجهبندی موسسات از نظر معتبر بودن، چنین مواردی به ذهنتان خطور میکند؟
در رابطه با یکی از نوشتارهایم، تلفنی داشتم که در رابطه با نوشتار «سخنی با سازمان بورس و اوراق بهادار» نظراتی بر خلاف نظرات حرفهای من داشت. این موضوع مرا به هیچ وجه ناراحت نمیکند زیرا در بحث حرفهای (حسابرسی، حسابداری) هر شخصی میتواند نظرات شخصی خود را داشته باشد و لزوما نباید نظرات کلیه اشخاصی که در حرفههای حسابرسی و حسابداری مشغول بهکار هستند یکی باشد. من نظرات حرفهای خود را در این روزنامه مینویسم و این حق هر شخصی در حرفه است که نظرات خود را، چه موافق یا مخالف در مورد نوشتار من بیان كند. البته ترجیح میدهم که افراد، نظرات حرفهای خود را در این روزنامه بنویسند تا عموم کسانی که در حرفههای حسابرسی و حسابداری مشغول به کار هستند، در مورد نظرات مختلف تصمیم شخصی خود را بگیرند که نظرات چه شخصی معقولتر یا صحیحتر یا ... است.
علت اینکه این نوشتار را در پی تلفن آن شخص که طبق اظهار ایشان از یک موسسه حسابرسی به اصطلاح بزرگ بود مطرح میکنم، مواردی بودند که از نظر ایشان وجود این عوامل به شرح زیر، باعث معتبر شدن هر چه بیشتر یک موسسه حسابرسی میشود. البته قصد من از این نوشتار به هیچ وجه پاسخ دادن به تلفن این شخص نیست، زیرا خط مشی من از شروع کار نوشتار در این روزنامه این بوده است که به هیچ وجه عکسالعملی به نظرات خوانندگان نوشتارهایم چه به صورت کتبی یا شفاهی نشان ندهم. مواردی که ایشان در رابطه با عواملی که باعث معتبر شدن یک موسسه حسابرسی ميشود مطرح کردند به شرح زیر بود:
1- سطح زیربنای موسسه زیاد باشد، داشتن منشی، داشتن تلفنچی (جدا از منشی)، داشتن آبدارچی (جدا از تحصیلدار)، داشتن تحصیلدار (جدا از آبدارچی)، داشتن وضع ظاهری خوب (احتمالا دکوراسیون)، داشتن دستگاه فتوکپی و...
البته به نظر من نامبرده موارد زیادی را از قبیل موارد يادشده بالا در ذهن داشتند و میخواستند بیان كنند که بحث ما در این مورد در اینجا خاتمه یافت و به مواردی دیگر پرداختیم.
کلام آخر و نتیجهگیری: سوال من از خوانندگان گرامی این است که آیا شخص دیگری هم وجود دارد که ملاک معتبر بودن یک موسسه حسابرسی را در وجود موارد يادشده یا موارد مشابه آن ببیند؟
* عضو پیوسته انجمن حسابداران خبره مدیریت انگلستان، حسابداران خبره مدیریت جهانی
دیروز کمیتها برام مهم بود! امروز شاید کیفیتها!