لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم فرصت اصلاح یا تشدید مشکلات

بخش اول
سرانجام پس از ماه‌ها کار روی مفاد اصلاحیه قانون مالیات‌های مستقیم و انتشار ویرایش‌های متعدد به منظور اظهارنظر کارشناسان و صاحبنظران، لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم با قید یک فوریت از سوی دولت برای طی مراحل قانونی به مجلس شورای اسلامی ارسال و در جلسه مورخ ۳/۸/۱۳۹۱ مجلس یک فوریت آن تصویب و به منظور بررسی کمیسیون‌های اصلی و فرعی ارجاع شده است.


نظربه اهمیت نقش قانون مالیات‌های مستقیم در تمامی بخش‌های اقتصادی لایحه مزبور مورد نقد و بررسی قرار می‌گیرد، شاید بتوانیم در تصویب لایحه گامی مثبت برداریم. لایحه فعلی به استثنای برخی مواد اصلاحی نمی‌تواند راهگشای معضلات قانون مالیات‌های مستقیم باشد و نه تنها لایحه مورد بحث در جهت اصلاح به معنی بهبود قانون فعلی حرکت نمی‌کند بلکه در برخی موارد به مشکلات موجود دامن خواهد زد. ضمن آنکه به برخی مواد قانونی که نیاز به اصلاح دارد نپرداخته است. بنابراین توجه ویژه به موضوع اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم ضروری به نظر می‌رسد. لایحه فعلی دارای یک مقدمه توجیهی است در حالی که این مقدمه توجیه‌کننده لزوم اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم نیست. یکی از اشکالات قانون فعلی و لایحه اصلاحی این است که تعاریف برخی کلمات کلیدی ارائه نشده است. به منظور رفع ابهامات، ضروری است در ابتدای هر فصل تعاریف مورد نظر ارائه شود از جمله تعریف مالیات، درآمد، درآمد مشمول مالیات، فعالیت‌های اقتصادی و… . در شرایط حاضر بسیاری از تعاریف در استانداردهای حسابداری ایران ارائه شده و استفاده از این تعاریف مطلوب است. ماده یک اصلاحی اقدام به الحاق مواد ۳، ۴ و ۵ به قانون مالیات‌های مستقیم کرده است.
ماده ۳ الحاقی: در مواردی که به استناد فرامین و مجوزهای حضرت امام خمینی (ره) یا مقام معظم رهبری اشخاصی نظیر آستان‌های مقدس، بنیادهای انقلاب اسلامی، ستادهای اجرایی، قرارگاه‌های سازندگی و شرکت‌های وابسته به اشخاص مذکور و سایر اشخاص مذکور و سایر اشخاص از معافیت مالیاتی بهره‌مند شده‌اند، از تاریخ اجرای این اصلاحیه نسبت به کلیه فعالیت‌های اقتصادی خود مطابق این قانون مشمول پرداخت مالیات خواهند شد.
تبصره: درآمد حاصل از کلیه فعالیت‌های اقتصادی مشمولان ماده (۲) این قانون از قبیل صدا و سیما، دانشگاه‌ها و سایر دستگاه‌های اجرایی نیز که به غیر از طریق شرکت تحصیل می‌شود صرف‌نظر از محل واریز و مصرف درآمدهای یادشده مطابق مقررات این قانون مشمول مالیات خواهد بود. ملاحظه می‌فرمایید که در ماده ۳، فعالیت‌های اقتصادی تعریف نشده است. ماده ۳ اصلاحی به دنبال چیست؟ آیا به دنبال حذف معافیت‌های مالیاتی قبلی، به شرح صدر ماده است که نیازی به نام بردن تحت عنوان نظیر… نیست. از آنجا که آوردن نام برخی اشخاص و ارگان‌ها جامعیت ندارد باید از آوردن لغاتی مثل نظیر، از قبیل و… در متن قانون خودداری شود. از طرف دیگر با درج این ماده تکلیف تبصره ۳ ماده ۲ چه می‌شود؟ تبصره ۳ ماده ۲ که در لایحه فعلی تغییری نکرده مغایر با مفاد این ماده است. همچنین متن ماده دارای اشکال نگارشی است جمله… و شرکت‌های وابسته به اشخاص مذکور و سایر اشخاص مذکور و سایر اشخاص……..!
ماده ۵ الحاقی: موضوع ماده ۵ بحث مالیات بر دارایی (ثروت) را مطرح کرده است. براساس مفاد ماده ۵ و تبصره‌های آن، اشخاصی که ارزش مجموع ثروت آنها از محل دارایی‌های منقول و غیرمنقول بیش از ۲ میلیارد تومان باشد نسبت به هر سال تملک مشمول مالیات به نرخ ۲/۰ درصد (دو در هزار) می‌شوند. البته نرخ مالیات برای دارایی‌هایی که مستقیما در فرآیند تولید اقتصادی قرار می‌گیرند از قبیل واحدهای تولیدی، معدنی، خدماتی، کشاورزی و همچنین سهام و هرگونه سرمایه‌گذاری که مستلزم مشارکت در سود و زیان است معادل نرخ صفر منظور می‌شود. منظور از ارزش، ارزش روز دارایی‌های یادشده است. همچنین مودیان مشمول باید تا پایان اردیبهشت هر سال اظهارنامه موضوع این ماده مربوط به سال گذشته را تسلیم سازمان امور مالیاتی و مالیات متعلقه را پرداخت کنند. در پایان ماده یادشده آمده است: اجرای حکم این ماده، مطابق برنامه زمانی اولویت بندی و احصای دارایی‌های مشمول مالیات که سازمان امور مالیاتی کشور تعیین می‌کند، خواهد بود! براساس تبصره ۳ ماده یادشده کلیه اشخاص و مراجعی که به طریقی در جریان عملیات مربوط به مالکیت و نگهداری و… دارایی‌های مذکور است موظفند اطلاعات لازم را ارائه کنند در غیر این صورت علاوه بر مسوولیت تضامنی در پرداخت مالیات با مودی، مشمول جریمه‌ای معادل ۵ درصد ارزش روز دارایی‌های مشمول مالیات موضوع این ماده هستند. در این خصوص نکات زیر قابل توجه است:
۱٫ عدد ۲ میلیارد تومان چگونه تعیین شده است. یعنی اگر شخصی ۱ ریال از ۲ میلیارد تومان کمتر دارایی داشته باشد مشمول مقررات این ماده نیست؟!
۲٫ تعیین ارزش روز دارایی‌ها چگونه انجام می‌شود آیا همه ساله باید از طرف کارشناسان رسمی دادگستری ارزیابی شوند که کاری بسیار مشکل و هزینه بر است. هزینه آن را چه کسی باید پرداخت کند؟ در غیر این صورت تعیین ارزش روز توسط هر مرجعی غیر از کارشناسان رسمی، فاقد اعتبار است.
۳٫ در صدر ماده به کلیه دارایی‌های منقول و غیر منقول اشاره می‌کند. براساس قانون مدنی ایران، اشیایی که نقل آن از محلی به محل دیگر ممکن باشد بدون اینکه به خود یا محل آن خرابی واردآید، منقول است. بنابراین تمامی دارایی‌ها اعم از املاک، وجه نقد، طلا، سکه، اتومبیل و… مشمول مقررات این ماده قرار می‌گیرند و در انتهای ماده، احصای دارایی‌های مورد نظر به سازمان امور مالیاتی واگذار شده است؟ این چه قانونی است که تصمیم‌گیری نکات کلیدی و مهم آن به مجری قانون واگذار می‌شود؟
۴٫ آیا سپرده‌گذاری نزد بانک‌ها هم مشمول مقررات این ماده است چون در متن ماده، عنوان شده سپرده‌گذاری‌هایی که مستلزم مشارکت در سود و زیان است نرخ آنها صفر در نظر گرفته می‌شود.
آیا سپرده‌گذاری نزد بانک‌ها مستلزم مشارکت در سود و زیان است یا سپرده گذار نرخ ثابتی بابت سپرده‌گذاری خود دریافت می‌کند و به سود و زیان بانک کاری ندارد؟
۵٫ ارزش روز دارایی‌هایی مثل طلا که اطلاعات آن نزد اشخاص است چگونه تعیین می‌شود؟
۶٫ تشخیص دارایی‌هایی که به طور مستقیم در فرآیند تولید اقتصادی به کار گرفته شده چگونه انجام می‌شود؟ تعریف تولید اقتصادی کجا انجام شده است؟ آیا توسط سازمان امور مالیاتی؟مگر قرار نیست نقش اشخاص و اعمال نظر شخصی در فرآیند تشخیص مالیات کمتر شود؟
۷٫ نرخ مالیات این ماده  ۲/۰ درصد و جریمه در نظر گرفته شده ۲۵ برابر آن (۵ درصد ) برای اشخاص مندرج در تبصره ۳ این ماده. ضمن آنکه اشخاص یادشده با مودی مسوولیت تضامنی در پرداخت مالیات دارند. به نظر می‌رسد اشخاص مورد نظر در تبصره ۳ ماده اگر از جیب خودشان همان اول مالیات مودی را پرداخت کنند نیازی نیست خواب پریشان ببینند.
ماده ۵: متن زیر جایگزین تبصره ۱۱ ماده ۵۳ می‌شود:
تبصره ۱۱: واحد یا واحدهای مسکونی استیجاری که زیربنای مفید آن در کلان شهرها تا (۷۵) متر مربع و در سایر نقاط تا (۱۰۰) متر مربع باشند از مالیات بردرآمد اجاره املاک معاف هستند.
دلیل اعطای معافیت چیست؟ آیا هدف، تشویق سازندگان ساختمان به احداث واحدهای کوچک است؟ این نوع معافیت، فاقد جایگاه منطقی است. متراژ ساختمان‌ها در نتیجه تقاضای بازار ساختمان تعیین شود. بنابراین به نظر می‌رسد نیازی به اعطای این معافیت نیست.
ماده ۷، ۸ و ۱۰ اصلاحی: براساس مواد یادشده، مواد ۶۰ و ۶۲ به قانون الحاق و ماده ۷۷ به شرح زیر جایگزین می‌شود:
براساس ماده ۶۰ الحاقی، نقل و انتقال قطعی املاک و انتقال حق واگذاری محل توسط اشخاص حقیقی و حقوقی مازاد بر دو بار در سال (تنها در خصوص املاکی که بعد از اجرای این قانون خریداری می‌شوند) به ازای هر بار مشمول مالیات اضافی معادل یک برابر نرخ ماده ۵۹ قانون (۵ درصد ارزش معاملاتی) و حداکثر تا ۵۰ درصد خواهد بود. به عبارتی اگر شخصی در یکسال ۵ بار معامله ملک داشته باشد برای بار‌های اول و دوم ۵ درصد ارزش معاملاتی مالیات نقل و انتقال می‌پردازد و برای معامله سوم، چهارم و پنجم به ترتیب ۱۰، ۱۵ و ۲۰ درصد. براساس تبصره‌های ماده ۶۰ الحاقی انتقال قطعی سهم هر یک از مالکین مشاع تنها یک نقل و انتقال محسوب می‌شود. همچنین انتقالات ملکی افراد کمتر از ۱۸ سال سن توسط ولی آنها در حکم انتقال ولی تلقی می‌شود. براساس تبصره ۶ ماده یادشده اجرای حکم این ماده منوط به استقرار سیستم یکپارچه مالیات نقل و انتقال املاک و حق واگذاری محل توسط سازمان امور مالیاتی است.
ماده ۶۲ الحاقی: در مواردی که نقل و انتقالات املاک بدون تنظیم سند رسمی انجام می‌شود، نقل و انتقالات یادشده مشمول مالیات موضوع ماده (۵۹) این قانون بوده و تنظیم‌کنندگان یا تایید‌کنندگان نقل‌و‌انتقال فوق از قبیل مشاوران املاک، شورای اسلامی روستاها و سایر مراجع با مودی در پرداخت مالیات مسوولیت تضامنی خواهند داشت. مراجع مزبور موظفند یک نسخه از قراردادهای یادشده را به اداره امور مالیاتی محل ارسال کنند.
و براساس ماده ۷۷ اصلاحی و تبصره‌های آن:
ماده ۷۷: درآمد اشخاص حقیقی و حقوقی ناشی از ساخت و فروش هر نوع ساختمان حسب مورد مشمول مقررات مالیات بردرآمد موضوع فصول چهارم و پنجم باب سوم این قانون (مالیات بر درآمد مشاغل و شرکت‌ها) خواهد بود.
تبصره ۱: اولین نقل و انتقال ساختمان‌های یادشده علاوه بر مالیات نقل و انتقال قطعی موضوع ماده (۵۹) این قانون مشمول مالیات علی الحساب به نرخ ۱۰ درصد به ماخذ ارزش معاملاتی اعیانی مورد انتقال خواهد بود.
تبصره ۲: شمول مقررات این ماده در خصوص ساخت و فروش ساختمان توسط اشخاص حقیقی منوط به آن است که بیش از سه سال از تاریخ صدور گواهی پایان کار آن نگذشته باشد.
تبصره ۳: شهرداری‌ها موظفند همزمان با صدورپروانه ساخت مراتب را به منظور تشکیل پرونده مالیاتی به اداره امور مالیاتی مربوطه به ترتیبی که توسط سازمان امور مالیاتی کشور تعیین می‌کند، گزارش کنند.
نکات قابل توجه:
براساس مواد ۶۰ و ۶۲ الحاقی و ۷۷ اصلاحی از این به بعد هر شخص حقیقی یا حقوقی که به کار ساخت و ساز ساختمان بپردازد، علاوه بر مالیات نقل و انتقال موضوع ماده ۵۹ و ۶۰، باید براساس سود حاصله طبق نرخ‌های فصل مالیات بر درآمد اشخاص یا شرکت‌ها مالیات بپردازد. چه تفاوتی وجود دارد بین شخصی که به شغل خرید و فروش ملک می‌پردازد با شخصی که به کار ساخت و فروش ملک اشتغال دارد. براساس ماده ۷۷، تنها اشخاصی که به کار ساخت و فروش مشغولند مشمول مالیات سود (علاوه بر مالیات نقل و انتقال می‌شوند)!  بر اساس تبصره ۲ ماده ۷۷ چه تفاوتی بین اشخاص حقیقی و حقوقی وجود دارد که در تبصره ۲ تنها اشخاص حقیقی تحت شرایطی خاص مشمول مقررات این ماده هستند؟!.  از طرفی چگونه می‌توان سود افرادی را که به صورت شخص حقیقی در زمینه ساخت و فروش فعالیت می‌کند را تعیین کرد؟ به نظر می‌رسد احراز شرایط ساخت و فروش مشکل است و مطابق ماده ۷۷ قبل از اصلاحیه «املاک نوساز» باید مدنظر باشد. براساس ماده ۶۴اصلاحی  ارزش‌های معاملاتی باید متناسب با قیمت‌های متعارف روز منطقه تعیین شود. اخذ مالیات نقل و انتقال موضوع ماده ۵۹ و ۱۰ درصد علی‌الحساب موضوع ماده ۷۷ در مجموع حدود ۱۵ درصد‌ ارزش متعارف خواهد بود، یعنی برای انتقال یک آپارتمان نوساز فروشنده باید ۱۵ درصد ارزش متعارف یا فروش، مالیات بپردازد و با اعمال نرخ مالیات (۲۵ درصد)، در این ماده فرض شده است که فعالیت ساخت و فروش ساختمان حداقل ۶۰ درصد سود دارد!  همچنین در ماده ۶۲ الحاقی به شورای اسلامی روستا اشاره شده، شورای اسلامی روستا به عنوان یک شورای چند نفره را چگونه می‌توان تحت پیگرد قرار داد؟ آیا منظور عضو شورا است یا مجموعه شورای روستا؟ از طرفی بر اساس تبصره ۶ ماده ۶۰ زمان شروع مقررات این ماده به آینده نامعلوم واگذار شده است.


بخش دوم
در قسمت قبل تا انتهای ماده ۱۰ لایحه اصلاحی قانون مالیات‌های مستقیم (اصلاح ماده ۷۷قانون یادشده) را مورد بررسی قرار دادیم. در این قسمت به ادامه بررسی مواد اصلاحی می‌پردازیم.

.

ماده ۱۱- متن زیر جایگزین ماده ۸۴می‌شود:
ماده ۸۴ اصلاحی: تا مبلغ ۷۰۰ هزار تومان درآمد ماهانه از یک یا چند منبع، از پرداخت مالیات حقوق معاف است. همچنین براساس ماده ۸۴ اصلاحی، در سال‌های بعد سقف معافیت حقوق بر اساس شاخص بهای کالا و خدمات مصرفی شهری سال قبل اعلامی توسط بانک مرکزی تعیین می‌شود. مشخص نیست در شرایط تورمی شاخص‌های سال قبل چه ارتباطی به سال بعد دارد! یادآور می‌شود براساس ماده ۱۲۹ مکرر الحاقی که در آینده به آن خواهیم پرداخت چنانچه درآمد سالانه هر فرد از یک یا چند منبع ماهانه از ۵/۸ میلیون تومان فراتر رود معافیت این ماده، حذف خواهد شد.

.
ماده ۱۳ اصلاحی: متن زیر جایگزین تبصره ماده (۸۶) می‌شود:
تبصره: پرداخت‌هایی که کارفرمایان به اشخاص حقیقی غیر از کارکنان خود که مشمول پرداخت کسورات بازنشستگی یا بیمه نیستند تحت عنوان حق المشاوره، حق حضور در جلسات، حق‌التدریس، حق تحقیق و حق پژوهش پرداخت می‌کنند، بدون رعایت معافیت موضوع ماده (۸۴) این قانون مشمول مالیات به نرخ ده درصد است. کارفرمایان موظفند در موقع پرداخت یا تخصیص، مالیات متعلق را کسر و ظرف مدت تعیین شده در ماده (۸۶) این قانون همراه با فهرستی حاوی نام و نشانی دریافت‌کنندگان و میزان آن به اداره امور مالیاتی پرداخت کنند و در صورت تخلف، مسوول پرداخت مالیات و جرایم متعلق خواهند بود.

.
فعالیت‌های درج شده در متن تبصره چه تفاوتی با فعالیت‌های مندرج در ماده ۱۰۴ قانون مالیات‌های مستقیم دارد که نرخ آن متفاوت در نظر گرفته شده است؟ در جای خود به دلایل غیر منطقی و تبعیض آمیز بودن مفاد ماده ۱۰۴ خواهیم پرداخت. جمله:… که مشمول پرداخت کسورات بازنشستگی یا بیمه نمی باشند. اگر فردی مشمول کسور مزبور باشد و کار مشاوره انجام دهد، مشمول مقررات این ماده نبوده و احتمالا باید براساس ماده ۱۰۴ به نرخ ۳ درصد مالیات علی الحساب اعمال شود ! 

.
ماده ۱۷ اصلاحی: براساس این ماده، ماده ۹۵ جدید جایگزین شده و تبصره‌های آن حذف می‌شود؛ ضمن آنکه ماده ۹۶ و تبصره‌های آن که مربوط به فصل مالیات بردرآمد مشاغل است، حذف می‌شود.

.
۱- در متن ماده ۹۵ جدید به تنظیم اسناد و مدارک کافی با رعایت اصول و ضوابط مربوط تاکید شده، در حالی که مشخص نیست منظور کدام اصول و ضوابط است، این ضوابط را چه مرجعی باید تعیین کند. اگر چه دستور‌العمل آن در آینده توسط سازمان امور مالیاتی تهیه خواهد شد اما ضروری است چارچوب کار تعیین و تنها دستورالعمل اجرایی منطبق با قانون به عهده سازمان امور مالیاتی باشد.

.
۲- با حذف ماده ۹۶واصلاح ماده ۹۵ (حذف تفکیک مشاغل به گروههای الف، ب و ج)، تبصره ماده ۱۹۲ (آوردن عنوان بندهای الف و ب) نیاز به اصلاح دارد که به آن توجه نشده است. یادآور می‌شود پیش‌بینی جرائم ۴۰درصدی غیر‌قابل بخشش درماده ۱۹۲ و تبصره آن برای اشخاص حقوقی و صاحبان مشاغل، در صورت تسلیم نشدن اظهار‌نامه چرا برای سایر مودیانی که موظف به تسلیم اظهار نامه هستند، در نظر گرفته نشده است. 

.
ماده ۱۸ اصلاحی: براساس این ماده، ماده ۹۷ و تبصره‌های آن به شرح زیر اصلاح و مواد ۹۸، ۱۵۲، ۱۵۳، ۱۵۴ و۱۵۸ و تبصره‌های آنها که مربوط به تشخیص مالیات به روش علی‌الراس، قرائن و ضرایب مالیاتی در موارد تشخیص علی‌الراس و اختیار قبولی برخی اظهار‌نامه‌های مالیاتی توسط سازمان امور مالیاتی است، حذف می‌شود.

.
ماده ۹۷ اصلاحی: تعیین درآمد مشمول مالیات اشخاص حقوقی و صاحبان مشاغل موضوع این قانون به استناد و پذیرش اظهارنامه مودی که با رعایت مقررات مربوط تنظیم و ارائه شده باشد، خواهد بود. سازمان امور مالیاتی کشور می‌تواند اظهارنامه‌های ارائه شده را بدون رسیدگی قبول کرده و تعدادی از آنها را براساس معیارها و شاخص‌های تعیین شده خود یا به طور نمونه انتخاب و مورد رسیدگی قرار دهد.
ادامه دارد 

.

حمید ابوالحسنی

منبع : دنیای اقتصاد


بخش سوم 

تبصره ۱: در صورتی که مودی از ارائه اظهارنامه در مهلت قانونی و مطابق با مقررات مربوط خودداری کند، سازمان امور مالیاتی کشور نسبت به تنظیم اظهارنامه برآوردی (متضمن درآمد و هزینه) و مطالبه مالیات متعلق اقدام می‌کند. چنانچه مودی ظرف یک ماه از تاریخ ابلاغ مطالبه مالیات، نسبت به ارائه اظهارنامه مطابق با مقررات مربوط اقدام کند، اظهارنامه یادشده درمراحل بعدی مورد رسیدگی قرار می‌گیرد.

.

در غیر این صورت مالیات تعیین شده در اظهارنامه برآوردی سازمان امور مالیاتی کشور قطعی و لازم الاجرا است. حکم این تبصره مانع از تعلق جرایم و اعمال مجازات‌های تسلیم نکردن اظهارنامه در موعد مقرر قانونی نخواهد بود.

.
تبصره ۲: دستورالعمل اجرایی مربوط به این ماده و نحوه رسیدگی مالیاتی، توسط سازمان امور مالیاتی کشور تهیه شده و به تصویب وزیر امور اقتصادی و دارایی می‌رسد. با اجرای حکم این ماده کلیه مواد و احکام قانونی مغایر اعم از عام و خاص لغو می‌شود.

.
اگر بخواهیم منصفانه به لایحه اصلاحی نگاه کنیم یکی از بهترین اصلاحات انجام شده حذف تشخیص مالیات به صورت علی‌الراس است، به خصوص در رابطه با اشخاص حقوقی که به تکالیف قانونی خود عمل می‌کنند تشخیص علی‌الراس که در برخی مواقع به دلایل بی‌اهمیت انجام می‌شود، ناعادلانه است.

.
۱- اولین موضوع اینکه ماده ۹۷ در فصل چهارم قانون مالیات‌های مستقیم (مالیات بردرآمد مشاغل) قرار گرفته است. چرا در بخش مالیات بردرآمد مشاغل به مالیات بر درآمد اشخاص حقوقی پرداخته شده است؟ ضمنا به ماده ۱۰۶فعلی توجه نشده است.

.
۲- با عنایت به حذف مواد ۱۵۲ و ۱۵۳ (حذف موضوع قرائن و ضرایب مالیاتی در شرایط تشخیص علی الراس)، برآورد درآمدها و هزینه‌ها که در صورت تسلیم نشدن اظهارنامه در موعد مقرر قانونی توسط واحد مالیاتی صورت می‌گیرد، براساس چه معیاری انجام می‌شود، حجم فعالیت مودی، سوابق فعالیت، گردش حساب‌های بانکی یا… ؟ برای مودی که اظهار نامه نداده چگونه قرار است درآمد وهزینه (درآمد مشمول مالیات) تعیین شود؟ باید چارچوب و معیار کار مشخص باشد. در غیر اینصورت مشکلات متعددی بوجود خواهد آمد.

.
۳- براساس تبصره یک این ماده، در صورت ارائه اظهارنامه توسط مودی پس از ابلاغ اظهارنامه برآوردی واحد مالیاتی، آیا در مراحل بعدی اظهارنامه مودی ملاک عمل است یا اظهارنامه برآوردی یا اینکه تشخیص به عهده سازمان امور مالیاتی است. به طور شفاف مشخص نشده است. 

.
۴-مقررات مربوط که در ماده وتبصره‌ها بارها عنوان شده، تعریف نشده است. آیا مقررات دستور العمل آتی مد نظر است ؟با عنایت به اهمیت ماده ۹۷ تعیین چارچوب کامل و دقیق در متن ماده وتبصرهای این ماده ضروری به نظر می‌رسد.

.
۵- براساس ماده ۱۳۱ اصلاحی نرخ مالیات اشخاص حقیقی (مشاغل) تا سقف ۵۰ میلیون تومان ۱۵ درصد، تا ۱۰۰ میلیون تومان نسبت به مازاد ۵۰ میلیون تومان ۲۰ درصد و بیشتر از ۱۰۰ میلیون تومان درآمد مشمول مالیات ۲۵ درصد تعیین شده است. از طرفی براساس ماده ۱۰۱، قانون درآمد صاحبان مشاغل تا میزان معافیت ماده ۸۴ (براساس اصلاحیه فعلی سالانه ۴/۸ میلیون تومان) از پرداخت مالیات معاف و بقیه براساس ماده ۱۳۱ به شرح بالا مشمول مالیات خواهد بود. نکات زیر قابل توجه است: 

.
۶- چرا به صاحبان مشاغل معادل حقوق بگیران معافیت داده می‌شود اما برای اشخاص حقوقی معافیتی در نظر گرفته نشده است ؟ حقوق بگیران قبل از دریافت حقوق مالیات خود را می‌پردازند (ماهانه) اما صاحبان مشاغل پس از پایان سال باید مالیات بپردازند! تفاوت سهامداری که از طریق سرمایه‌گذاری در یک شرکت فعالیت می‌کند با فردی که از طریق سرمایه‌گذاری در بخش مشاغل به فعالیت می‌پردازد چیست که برای فعالان در بخش مشاغل معافیت در نظر می‌گیریم؟ یک پیمانکار ساختمانی شخص حقیقی را بایک شرکت فعال در بخش ساختمان در نظر بگیرید. شخص حقیقی سالانه تا ۴/۸ میلیون تومان سود از پرداخت مالیات معاف است اما برای شخص حقوقی چنین معافیتی متصور نیست! با فرض پذیرش این تبعیض چرا نرخ مالیات بردرآمد شخص حقیقی بعد از اعمال معافیت فوق از ۱۵ درصد شروع و در نهایت به ۲۵ درصد ختم می‌شود اما نرخ مالیات شخص حقوقی ۲۵ درصد تعیین شده است؟! هر چه فعالیت‌ها را به سمت شخص حقوقی سوق دهیم شفافیت در مسائل اقتصادی بیشتر می‌شود. در حالیکه اصلاحیه فعلی برعکس عمل کرده است.

.
ماده ۲۰ اصلاحی: اقدام به الحاق تبصره‌های ۷ و ۸ به ماده ۱۰۴ کرده است.
براساس تبصره ۷ الحاقی چنانچه در قرارداد پیمانکاری بخش ماشین آلات و تجهیزات از بخش خدمات مجزا باشد، حکم ماده ۱۰۴ تنها شامل بخش خدمات قرارداد است. براساس تبصره ۸ الحاقی به ماده ۱۰۴ سازمان امور مالیاتی موظف شده ترتیبی اتخاذ کند تا مالیات علی‌الحساب موضوع این ماده به طور مستقیم به حساب مودی منظور شود.

/
بهتر است به صورت کاملتری فراتر از دو تبصره فوق به مفاد ماده ۱۰۴ قانون مالیات‌های مستقیم بپردازیم.
براساس این ماده کلیه موسسات دولتی، اشخاص حقوقی و صاحبان بند الف ماده ۹۵ قانون مکلفند هنگام پرداخت بابت حق الزحمه برخی فعالیت‌ها، ۳ درصد آن را کسر و به عنوان علی‌الحساب مالیات دریافت کننده وجوه به سازمان امور مالیاتی بپردازند. در خصوص این ماده و تبصره‌های الحاقی نکات زیر حائز اهمیت است: 

.
۱- به نظر می‌رسد هدف قانون گذار از ماده ۱۰۴ قانون مالیات‌های مستقیم، اخذ مالیات علی‌الحساب از برخی خدمات است و تنها از بخش خدمات قراردادها نه ماشین آلات و تجهیزات و… . اگر مالیات موضوع ماده ۱۰۴ تنها به بخش خدمات تعلق می‌گیرد، چرا براساس مفاد ماده و فهرست‌های تسلیمی به آن از برخی تولیدات مثلا کارتن و قوطی و… به استناد آنکه ابتدا سفارش ساخت داده و بعد تولید می‌شود، مالیات مزبور اخذ می‌شود؟

.
۲-با عنایت به اصلاح ماده ۹۵، جمله بند الف ماده ۹۵ از متن ماده ۱۰۴ باید حذف شود که به آن توجه نشده است.

.
۳- دلیل اخذ مالیات علی الحساب از برخی فعالیت‌ها چیست. برخی فعالیت‌های مشمول این ماده که از یادآوری نام آنان خودداری می‌شود، گاه کمتر از ۳ درصد کل فروش یا درآمد، سود کسب می‌کنند. چگونه می‌توان براساس قانون در حال اجرای فعلی که در لایحه، پیشنهاد اصلاحی هم ندارد، ۳ درصد به عنوان مالیات علی الحساب دریافت کرد. واحدهای یادشده چگونه به حیات خود ادامه دهند ؟

.
۴-صرف نظر از تبعیض آمیز بودن ماده ۱۰۴، آیا فعالیت‌های درج شده در متن ماده درصد سودآوری یکسانی دارند که مالیات علی‌الحساب پیش‌بینی شده برای تمامی آنها ۳ درصد است؟ به طور قطع و یقین قانون کارشناسی نشده و تبعیض‌آمیز زمینه فرار مالیاتی و عدم شفافیت در فعالیت‌ها را فراهم می‌کند و هر فشار غیر‌منطقی و غیر‌عادلانه در فرآیند مالیات ستانی، مانع رشد و توسعه اقتصادی خواهد بود.

.
۵-با عنایت به غیرواقعی و تبعیض آمیز بودن مفاد ماده ۱۰۴ پیشنهاد حذف این ماده به عنوان بهترین راه ارائه می‌شود. یادآور می‌شود با برقراری قانون مالیات بر ارزش افزوده و توسعه دامنه شمول آن، بخش قابل ملاحظه‌ای از منابع دولت طی سال تامین می‌شود بنابراین حذف ماده ۱۰۴ که به نوعی تامین‌کننده منابع دولت در طی سال است ضروری است. در صورت عدم حذف اصلاح نرخ مالیات براساس نوع فعالیت‌ها به شرطی که تمامی فعالیت‌ها را در‌بر‌گیرد و مانع ایجاد ابهام، فرار مالیاتی یا دورزدن قانون شود، پیشنهاد می‌شود.

.
۶-اگر چه براساس تبصره ۷ تنها بخش خدمات فعالیت‌های پیمانکاری مشمول مقررات ماده مزبور قرار گرفته اما درج این تبصره مشکل اصلی را حل نمی‌کند و خود می‌تواند انگیزه دور زدن قانون را فراهم کند.

.
۷-براساس تبصره ۵ ماده ۱۰۴ که در لایحه اصلاحیه پیشنهادی برای آن مطرح نشده سازمان امور مالیاتی می‌تواند به تشخیص خود به فهرست فعالیت‌های مشمول ماده ۱۰۴ بیفزاید. از طرفی براساس مفاد ماده ۱۰۴ تنها حق الزحمه برخی فعالیت‌ها مدنظر بوده. متاسفانه اشکال کلی در قانون مالیات‌های مستقیم عدم ارائه تعاریف مشخص از برخی کلمات کلیدی است. «حق الزحمه» در قانون تعریف نشده اما براساس فرهنگ فارسی معین «حق الزحمه» به معنی «دستمزد» است. این در حالی است که سازمان امور مالیاتی طی سنوات گذشته، با اضافه کردن به عناوین فعالیت‌های موضوع ماده ۱۰۴ به عنوان مثال ساخت پاکت، کارتن، جعبه و قوطی، طبخ غذا، هرگونه چاپ و صحافی، ساخت هر نوع ماشین‌آلات، قالب‌ها، دستگاه‌ها، قطعات، ابزارآلات، سالن‌های فلزی و قطعات پیش ساخته بتونی و… و با توجه به عدم ارائه تعریف مشخص از «حق الزحمه» و ایجاد ابهام، در عمل برخی تولیدات را نیز مشمول مفاد ماده ۱۰۴ قرار داده و با این کار اختلاف بین مودی و سازمان بالا گرفته و پرونده‌های متعددی در مراجع مختلف مطرح است. باید دانست تبصره ۷ الحاقی به ماده ۱۰۴ مشکل فوق را حل نمی کند و موجب تشدید ابهامات می‌شود.

.
درنهایت توجه ویژه به مفاد ماده ۱۰۴ و تبصره‌های آن کاملا ضروری به نظر می‌رسد و با حل موضوع یکی از معضلات عمده قانون مالیات‌های مستقیم که در اصلاحیه به آن توجه نشده مرتفع می‌شود. اگر قرار به اخذ مالیات علی‌الحساب است باید کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی بدون تبعیض (تولید وخدمات) و براساس یک ساز و کار مناسب آن را بپردازد. در غیر این صورت هیچ منطقی در اخذ مالیات علی‌الحساب مزبور از برخی فعالیت‌ها به شکل گزینشی وجود ندارد.

.
ماده ۲۱ اصلاحی: ماده ۱۰۷ جدید جایگزین ماده ۱۰۷ و تبصره‌های آن می‌شود. براساس این ماده، تعیین درآمد مشمول مالیات اشخاص حقوقی خارجی و موسسات مقیم خارج از ایران که ترتیبات دیگری در این قانون برای آن پیش‌بینی نشده است، براساس آیین نامه‌ای خواهد بود که به تصویب هیات‌ وزیران می‌رسد. در این ماده نرخ مالیات تعیین نشده است. در حالیکه در اصلاحیه قبلی نرخ مالیات مشخص بود. واگذاری تعیین موضوعات اصلی به مجری قانون مغایر با هدف قانون‌گذاری است. 

.
مواد ۲۳ و ۲۴ اصلاحی: براساس این ماده اصلاحی، مواد ۱۲۹ و ۱۲۹ مکرر به قانون الحاق می‌شود. براساس مواد یادشده سامانه اطلاعات اشخاص حقیقی و سیستم جمع درآمد در سازمان امور مالیاتی ایجاد می‌شود که شامل کلیه اطلاعات ملکی، مالی، پولی، معاملاتی، دارایی‌ها، اموال، گردش حساب‌های پولی و ارزی و درآمد اشخاص حقیقی از منابع مختلف خواهد بود. هر شخص حقیقی که جمع درآمد وی از یک یا چند منبع اعم از معاف، غیر معاف و مشمول نرخ مقطوع در یک سال مالیاتی از ۱۰۰ میلیون تومان بیشتر باشد (ماهانه بیشتر از ۳/۸ میلیون تومان)، نسبت به کل درآمد حاصله پس از کسر هزینه‌های قابل قبول، مشمول مالیات به نرخ ماده ۱۳۱ خواهد بود. فهرست هزینه‌های قابل قبول توسط سازمان امور مالیاتی تهیه می‌شود. کلیه معافیت‌های مالیاتی مندرج در قوانین موضوعه در خصوص مودیان مشمول (اشخاصی که جمع درآمد آنها در یکسال بیش از ۱۰۰ میلیون تومان باشد) حذف می‌شود. 

.
از متن ماده چنین استنباط می‌شود که تعیین مرز شمولیت با درآمد احراز می‌شود و نه با درآمد مشمول مالیات یا سود خالص همچنین براساس مفاد مواد یادشده مالیات‌های علی الحساب پرداختی مودیان طی سال مالیاتی به استثنای مالیات نقل و انتقال املاک به عنوان علی الحساب مالیاتی تلقی می‌شود. درآمد مربوط به افراد کمتر از ۱۸ سال، درآمد ولی آنها تلقی می‌شود. درآمد کسب شده در خارج از کشور برای افرادی که در ایران مقیم هستند مشمول مقررات این ماده است. تعیین درآمد مشمول مالیات در خصوص منابع معاف از مالیات یا منابع دارای نرخ مقطوع به موجب دستورالعمل صادره توسط سازمان امور مالیاتی است و اشخاص حقیقی مشمول این مواد باید اظهارنامه هر سال را تا پایان تیر ماه سال بعد تسلیم کرده و مالیات متعلقه رابپردازد. تاریخ اجرای مواد ۱۲۹ و ۱۲۹ مکرر ۳ سال پس از تصویب قانون است. 

.
۱- اما اگر چنین نکنند براساس بندهای ۱ تا ۷ تبصره ۱۰ماده ۱۲۹ مکرر تقریبا از تمامی فعالیت‌های اجتماعی و اقتصادی محروم می‌شوند (مرگ اقتصادی و اجتماعی) به عنوان مثال اگر مودی مشمول به موقع اظهارنامه ندهد یا نتواند تمامی درآمدهای خود را جهت حصول اطمینان از اینکه مشمول این ماده هست یا خیر، شناسایی کند، تقریبا از تمامی فعالیت‌های اقتصادی و اجتماعی محروم می‌شود!

.
۲- چارچوب هزینه‌های قابل قبول مورد نظر در مواد الحاقی فوق و نحوه احراز آنها مشخص نشده است.

.
۳- در شرایط تورمی تعیین عدد مرز شمول مقررات این مواد در سال‌های بعد مشخص نشده است.

.
۴- تعیین درآمد مشمول مالیات در خصوص منابع معاف یا منابع دارای نرخ مقطوع توسط سازمان امور مالیاتی که در تبصره ۵ ماده ۱۲۹ مکرر آمده مفهوم نیست و اعمال مجازات‌های سنگین قبل از قطعیت مالیات منطقی نمی باشد.

.
ماده ۲۷ لایحه: متن زیر جایگزین ماده ۱۳۲ و تبصره‌های آن شده و ماده ۱۳۸ و تبصره‌های آن حذف می‌شود.

.
ماده ۱۳۲ اصلاحی: به منظور تشویق و افزایش سرمایه‌گذاری‌های اقتصادی، معادل ۱۰۰ درصد سرمایه‌گذاری انجام شده اشخاص حقوقی غیر‌دولتی در طرح‌های تولیدی، معدنی و خدماتی با مجوز وزارتخانه یا موسسه دولتی ذی‌ربط که به منظور تاسیس،توسعه، بازسازی و نوسازی واحدها صرف ایجاد دارایی ثابت (به استثنای زمین) می‌شود، از درآمد مشمول مالیات سال یا سال‌های بعد کسر شده و مالیات آن به نرخ صفر محاسبه می‌شود.

.
تبصره ۱: مشوق مالیاتی موضوع این ماده در هر سال مالی در مورد واحدهای مستقر در مناطق کمتر توسعه یافته معادل صد درصد درآمد مشمول مالیات و در سایر مناطق معادل پنجاه درصد آن منظور می‌شود.

.
تبصره ۲: مشوق مالیاتی مذکور در صورتی اعطا می‌شود که معادل سرمایه‌گذاری انجام شده درحساب سرمایه پرداخت شده و یا افزایش سرمایه‌های بعدی منظور شود.

.
تبصره ۳: معافیت مذکور در بند (ب) ماده ۱۵۹ قانون برنامه پنجم توسعه، منحصرا برای واحدهایی که از تاریخ اجرای قانون مذکور تا تاریخ اجرای این اصلاحیه برای آنها پروانه بهره برداری یا مجوز استخراج صادر شده باشد، جاری خواهد بود. لازم به ذکر است براساس بند «ب» ماده ۱۵۹ برنامه توسعه پنجم، معافیت مالیاتی واحدهای صنعتی و معدنی مناطق کمتر توسعه یافته تا سقف معافیت‌های منظور شده در مناطق آزاد تجاری – صنعتی افزایش می‌یابد.

.
تبصره ۴: در هر مورد که اشخاص حقوقی غیر‌دولتی بابت فعالیت‌های صنعتی، معدنی، حمل‌و‌نقل (زمینی، هوایی و دریایی) و هتلداری خود نسبت به تامین مالی از محل آورده نقدی شرکا و سهامداران اقدام نمایند، هزینه احتسابی به نرخ پایه تسهیلات عقود مشارکتی مصوب شورای پول و اعتبار نسبت به تامین مالی مذکور محاسبه و از درآمد مشمول مالیات شخص حقوقی تا پایان تسویه بدهی مذکور کسر می‌شود. سقف برخورداری از مزایای حکم این تبصره تا ۳۰ درصد سرمایه ثبت شده شخص حقوقی خواهد بود.

.
تبصره ۵: دستور العمل اجرایی موضوع این ماده توسط سازمان امور مالیاتی کشور تهیه و به تصویب وزیر امور اقتصادی و دارایی خواهد رسید.
براساس مفاد ماده و تبصره‌های آن از این پس تمامی اشخاص حقوقی غیر دولتی (در یک تقسیم‌بندی اشخاص حقوقی به واحدهای تولیدی، معدنی و خدماتی تقسیم می‌شوند) می‌توانند معادل سرمایه‌گذاری سهامداران خود در دارایی‌های ثابت (به استثنای زمین) و به شرط آنکه معادل سرمایه‌گذاری در دارایی‌های یادشده به حساب سرمایه منظور شود، از معافیت این ماده بهره مند شوند. واحدهای خدماتی نیز مشمول این ماده بوده ضمن آنکه در اصلاحیه پیشنهادی درآمد مشمول مالیات تشخیصی جایگزین درآمد مشمول مالیات ابرازی شده که از نکات مثبت لایحه اصلاحی است.

.
۱- شرکت‌های مشمول مشوق، باید مجوز خود را از وزارتخانه یا موسسه دولتی اخذ کنند. براساس ماده ۳ قانون محاسبات عمومی، موسسه دولتی واحد سازمانی مشخصی است که به موجب قانون ایجاد و زیر نظر یکی از قوای سه‌گانه اداره می‌شود و عنوان وزارتخانه ندارد. تعریف وزارتخانه هم مشخص است. در این ماده تکلیف مرجع صدور مجوز برای بسیاری از فعالیت‌های خدماتی مشخص نشده است.

.
۲- خلاصه تبصره ۴ ماده ۱۳۲ به شرح زیر است: چنانچه شرکا و سهامداران شرکت‌ها به‌شرح صدر تبصره ۴ اقدام به تامین مالی در شرکت نمایند، براساس نرخ سود و کارمزد پایه تسهیلات عقود مشارکتی به عنوان هزینه قابل قبول از درآمد مشمول مالیات شرکت کسر می‌شود. بنابراین اشخاص حقیقی نیز می‌توانند در جایگاه بانک‌ها و موسسات اعتباری به شرکت تسهیلات مالی اعطا نمایند. صرف نظر از مباحث حقوقی و شرعی این تبصره، نکات زیر قابل توجه است: 

.
۱-۲- چرا فقط خدمات هتلداری و حمل‌ونقل‌ ‌‌‌مشمول تبصره ۴ شده اند، در حالی که ماده ۱۳۲ تمامی فعالیت‌های خدماتی را شامل می‌شود؟
۲-۲- هزینه احتسابی به چه معناست. آیا به معنی محاسبه شده و ثبت شده در دفاتر است؟ یا نیازی به ثبت در دفاتر ندارد؟
۳-۲- سقف برخورداری از مزایای این تبصره، ۳۰ درصد سرمایه ثبت شده شخص حقوقی است. منظور از سقف برخورداری عدد تسهیلات مالی اعطایی توسط شرکا و سهامداران به شرکت است یا سود و کارمزد به نرخ یادشده؟
۳-۳- آیا تامین مالی، سرمایه در گردش شرکت‌ها را هم شامل می‌شود یا تامین مالی، تنها ایجاد دارایی‌های ثابت را شامل می‌شود؟ آیا استثنای زمین در این تبصره هم مدنظر است؟
پیش بینی این تبصره در ذیل ماده ۱۳۲ با شرایط فوق به صلاح نیست چه بسا، می‌تواند زمینه سوء‌استفاده‌های گسترده را فراهم آورد.

.
با ابهامات فوق دستورالعمل اجرایی هم، باید توسط مجری قانون تهیه شود!

ادامه دارد………
حمید ابوالحسنی - حسابدار رسمی وکارشناس رسمی دادگستری 

منبع : دنیای اقتصاد


بخش چهارم
ماده 28 لایحه: متن زیر جایگزین ماده 141 می‌شود.
ماده 141 اصلاحی: 100 درصد درآمد حاصل از صادرات خدمات و کالاهای غیر‌نفتی و محصولات بخش کشاورزی و 50 درصد درآمدحاصل از صادرات مواد خام با نرخ صفر مشمول مالیات مي‌شود. فهرست مواد خام و کالاهای نفتی به پیشنهاد مشترک وزارتخانه‌های امور اقتصادی و دارایی و صنعت، معدن و تجارت و نفت به تصویب هیات وزیران می‌رسد.

تبصره 1: درآمد حاصل از صادرات کالاهای مختلف که به صورت ترانزیت به ایران وارد می‌شوند و بدون تغییر در ماهیت یا با انجام کاری بر روی آن صادر می‌شوند با نرخ صفر مشمول مالیات مي‌شود.
تبصره 2: برخورداری از مشوق‌های موضوع این ماده مستلزم ارائه اسناد مثبته مبنی بر ورود ارز حاصل از صادرات به چرخه تجاری کشور خواهد بود.
تبصره 3: دستورالعمل اجرایی این ماده توسط وزارت امور اقتصادی و دارایی تهیه و اعلام می‌شود.
بازهم مشکل تعاریف کلمات در قانون مالیات‌های مستقیم، کالا و مواد خام تعریف نشده است. آیا کالا شامل مواد و محصول است؟ در فرهنگ فارسی معین و لغت نامه دهخدا کالا به معنی اسباب تعریف شده است و محصول به معنی نتیجه و حاصل. منظور از مواد خام، چه موادی است. حسابداری برای هر یک از کلمات مذکور تعریف مشخصی دارد. در ماده 141 فعلی دامنه شمول محصولات بخش کشاورزی به طور شفاف تعیین شده است. بهتر است ابتدا مواد خام، کالا و محصول تعریف و دامنه شمول محصولات کشاورزی نیز تعیین شود، بعد از آن است که نظر پیشنهاد‌دهنده لایحه در خصوص معافیت مالیاتی صادرات مشخص می‌شود. ضمنا بر اساس تبصره 2 این ماده معافیت صادرات در صورتی اعمال می‌شود که حتما وجه حاصل از صادرات بصورت ارزی وارد کشور شود بنابراین تنها با ارائه مدارک مربوط به خروج کالا از مبادی خروجی، معافیت اعطا نمی‌شود، در ماده 141 فعلی چنین شرطی وجود نداشت و معافیت با ارائه مدارک خروج کالا از کشور اعطا و وجه حاصل از صادرات می‌توانست به‌صورت ریالی هم وارد کشور شود. این تغییر مستلزم بررسی بیشتر است. ماده 29 لایحه: متن زیر بعنوان ماده (146) مکرر الحاق می‌شود:
ماده 146 مکرر: معافیت‌های مذکور در مواد 132، 133، 134، 141، 142، 143، تبصره یک ذیل ماده 143 مکرر و ماده 145 به‌عنوان مالیات به نرخ صفر منظور مي‌شود.
براساس تبصره یک ماده مذکور، ارائه اظهارنامه مالیاتی و سایر تکالیف مالیاتی، در موعد مقرر به ترتیبی که سازمان امور مالیاتی اعلام می‌كند، شرط برخورداری از نرخ صفر و کلیه معافیت‌ها و مشوق‌های مالیاتی مندرج در قانون مالیات‌ها و سایر قوانین است. علاوه بر آن در صورت عدم ارائه اظهارنامه، مودی مشمول جرائم، مجازات و محدودیت‌های مندرج در قانون مي‌شود. البته مشمولین ماده 144 از جمله فعالیت‌های پژوهشی و تحقیقاتی، مشمول این تبصره نمی باشند و اشخاص حقیقی موضوع ماده 81 ( بخش کشاورزی، دامپروری و...) به‌تدریج براساس اعلام سازمان امور مالیاتی مشمول مفاد این تبصره خواهند بود. توجه به موارد زیر حائز اهمیت است:
1- در تبصره یک انجام سایر تکالیف مالیاتی در موعد مقرر براساس اعلام سازمان امور مالیاتی پیش‌بینی شده اما مشخص نیست کدام تکالیف و مستند به کدام مواد قانونی آیا تکالیف مودیان را سازمان امور مالیاتی مشخص می‌کند یا اینکه تکالیف آنان در قانون مالیات‌های مستقیم مشخص شده است؟
2- براساس تبصره یک این ماده، در صورت عدم ارائه اظهارنامه مالیاتی، جرائم و محدودیت‌های قانونی اعمال می‌شود. عدم ارائه اظهارنامه در موعد مقرر یا تنها عدم ارائه اظهارنامه؟ براساس ماده 97 اصلاحی، در صورت عدم ارائه اظهارنامه در موعد مقرر و پس از ابلاغ اظهارنامه برآوردی توسط سازمان امور مالیاتی، مودی می‌تواند اظهارنامه خود را ارسال كند. آیا اظهارنامه ارسالی بعد از ابلاغ اظهارنامه برآوردی سازمان امور مالیاتی در حکم ارائه اظهارنامه است؟
3- باز هم تبعیض‌های مالیاتی - چرا برخی فعالیت‌ها
(از جمله فعالیت‌های تحقیقاتی و پژوهشی)حتی در صورت عدم ارائه اظهارنامه که اولین وظیفه هر مودی مالیاتی است، از شمول جرائم، معاف می‌شوند. با عنایت به شرایط حاکم بر بخش کشاورزی، شمول جرائم تنها برای این بخش بصورت تدریجی مناسب و منطقی به نظر می‌رسد.
*حسابدار رسمی و کارشناس رسمی دادگستری



لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم، فرصت اصلاح یا تشدید مشکلات

حمید ابوالحسنی *
بخش پنجم
ماده 30 لایحه: تبصره ماده 147 حذف و متن زیر به عنوان تبصره 1، 2 و 3 به ماده 147، الحاق می‌شود.

تبصره 1: از لحاظ مقررات این فصل (فصل هزینه‌های قابل قبول و استهلاکات )، موسسه عبارت است از کلیه اشخاص حقوقی و همچنین صاحبان درآمد مشاغل.
تبصره 2: هزینه‌های مربوط به درآمدهایی که به موجب این قانون از مالیات معاف یا به نرخ مقطوع مشمول مالیات می‌باشند به عنوان هزینه قابل قبول شناخته نمی‌شوند.
تبصره 3: پذیرش هزینه‌های قابل قبول مالیاتی موضوع این قانون از مبلغ 50 میلیون ریال به بالا برای هر معامله منوط به ارائه تراکنش بانکی مربوط خواهد بود.
1- طراحان تبصره 3 به موضوعات اولیه حسابداری توجه نکرده‌اند. مبنای حسابداری نقدی سال‌هاست منسوخ شده است. براساس این تبصره شرط قبول هزینه‌های بالاتر از 5 میلیون تومان منوط به ارائه تراکنش بانکی است؟! اگر هزینه‌ای بعد از سال مالیاتی پرداخت شود قابل قبول است؟ اگر زمان رسیدگی ماموران مالیاتی هزینه انجام شده در تعهد مودی باقی بماند، هزینه انجام شده غیر‌قابل قبول بوده و بايد 25 درصد آن به عنوان مالیات پرداخت شود! این تبصره مغایر بند 26ماده 148نیز هست که در اصلاحیه به آن توجه نشده است. به تازگي وزیر محترم اقتصاد و دارایی در مصاحبه‌ای اعلام كرد، لایحه اصلاحی منجر به شفافیت در اقتصاد ایران خواهد شد. با این شرایط چگونه این شفافیت به وجود می‌آید. در این شرایط شاید مودی برای مقابله با آن و دفاع از حق خود مجبور به واکنش شود.
2- از آنجا که ماده 147 در فصل دوم (هزینه‌های قابل قبول ) قرارداد و لایحه پیشنهادی به ماده 148 (هزینه‌های قابل قبول) توجه نکرده مناسب است به مشکلات مهم ماده 148 بپردازیم.
1-2- یکی از اشکالات اساسی ماده 148 قانون مالیات‌های مستقیم، عدم توجه دقیق به شرایط تحقق هزینه‌ها، طبق استانداردهای حسابداری است. در برخی از بندهای ماده 148 به هزینه‌های پرداختی اشاره شده از جمله بندهای 6 و 7 که آوردن لغت «پرداختی» به جای هزینه‌های تحقق یافته، زمینه برداشت‌های متفاوت از قانون را فراهم كرده است. اگر چه این موضوع به شکل عام در بند 26 ماده 148 مطرح شده، اما ضروری است موضوع به شکل دقیق وکامل حل شود. بهتر است در صدر ماده 148 عنوان شود: هزینه‌هایی که حائز شرایط مذکور در ماده فوق (ماده 147) می‌باشد و در سال مالی مورد رسیدگی تحقق یافته، به شرح زیر در حساب مالیاتی قابل قبول است. سایر اصلاحات لازم نیز در بندهای ماده 148 اعمال شود.
2-2- برخی بندهای ماده 148 به روز نشده است. از جمله بند 10، هزینه‌های فرهنگی، ورزشی و رفاهی کارگران پرداختی به وزارت کار و امور اجتماعی حداکثر معادل 10 هزار ریال به ازای هر کارگر.
مبلغ هزار تومان در شرایط حاضر آنقدر غیرواقعی است که بهتر است در همین حد بسنده کنیم.
3-2- براساس بند 8 ماده 148 هزینه‌های تبلیغات براساس آیین نامه صادره توسط سازمان امور مالیاتی البته با تایید وزیر امور اقتصادی و دارایی قابل قبول است. در این خصوص سازمان امور مالیاتی طی بخشنامه‌ای شرط پذیرش هزینه تبلیغات و بازاریابی را پرداخت مالیات تکلیفی آن اعلام كرده است. در این خصوص در بخش مربوط به ماده 104 به ایراد‌هاي وارده اشاره كرديم و تنها این نکته را یادآوری مي‌كنيم که تعیین نكردن چارچوب قانون می‌تواند موجب صدور بخشنامه‌های غیرمنطقی، همانند موضوع بالا شود. براساس ماده 104 برخی حق‌الزحمه‌ها مشمول کسر مالیات تکلیفی است. به عنوان مثال اگر شرکتی اقدام به خرید سررسید آماده از بازار كرده و با درج نام شرکت، اقدام به توزیع سررسیدهای مزبور بین مشتریان خود كند، بايد حتما مالیات تکلیفی آن را پرداخت كند تا این هزینه قابل قبول باشد در صورتی که خرید سررسید مشمول کسر مالیات تکلیفی نمي‌شود و همچنین مثال‌های متعدد دیگر.
4-2- بند 27 ماده 148 مقرر میدارد: هزینه‌های قابل قبول مربوط به سال‌های قبلی که پرداخت یا تخصیص آن در سال مالیاتی مورد رسیدگی تحقق می‌یابد، قابل قبول است. در خصوص این بند سازمان امور مالیاتی طی بخشنامه شماره ه28345 مورخ 18/7/1385 پذیرش هزینه سال‌های قبل در سال جاری را «خارج از اختیار مودی بودن» تعیین كرده، براساس کدام معیار یا تکلیف قانونی مشخص نیست در حالی که بند 27 کاملا روشن است. احراز شرایط خارج از اختیار مودی در خصوص هزینه‌های يادشده مستلزم انجام قضاوت و اعمال نظر شخصی است. در عین حال در این شرایط بهتر است در ادامه بند 27 عنوان شود: به هر دلیل و در صورتی که قبلا به حساب هزینه منظور نشده باشد منطبق با استانداردهای حسابداری، در سال مالیاتی مورد رسیدگی، قابل قبول است. با اضافه كردن این جمله برداشت‌های متفاوت منتفی مي‌شود. جالب آنکه در بخش اقلام بستانکار تعدیلات سنواتی (درآمدها) هیچ قید و شرطی پیش‌بینی نشده است. آیا با این شرایط و این‌گونه نگریستن به مسائل مالیاتی می‌توان مودی را به پرداخت مالیات عادلانه ترغیب كرد؟ آیا مودیان مالیاتی در چنین شرایطی اقدام به گاردگیری در مقابل سازمان امور مالیاتی نمي‌كنند؟
5-2- در ماده 148 به برخی هزینه‌های تحقق یافته از جمله کاهش ارزش موجودی‌ها و سرمایه‌گذاری‌ها، توجه نشده است.
از ادامه نقد ماده 148 خودداری و با عنایت به اهمیت ماده يادشده، پیشنهاد می‌شود ماده 148 و بندهای آن به طور دقیق و کامل مورد بررسی دوباره قرار گیرد.

*حسابدار رسمی وکارشناس رسمی دادگستری



لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم فرصت اصلاح یا تشدید مشکلات

حمید ابوالحسنی *
بخش ششم
ماده 31 لایحه: براساس این ماده از لایحه مواد 150 و 151 قانون مالیات‌های مستقیم حذف و ماده 149 با اصلاحات جدید جایگزین شده است. ضمنا موضوع تجدید ارزیابی دارایی‌های استهلاک‌پذیر (صرفا برای اشخاص حقوقی) در تبصره ماده 149 پیش‌بینی شده است.

با حذف مواد 150 و 151، براساس ماده 149 تعیین مقررات، تهیه جدول استهلاکات و چگونگی اجرای آن به سازمان امور مالیاتی محول شده است. براساس این ماده اصلاحی هزینه‌های تاسیس نیز قابل استهلاک است. در ماده 149 به استانداردهای حسابداری ایران توجه نشده است. براساس استانداردهای حسابداری ایران طبقه‌بندی هزینه‌ها تحت سرفصل هزینه‌های تاسیس یا قبل از بهره‌برداری به عنوان یک دارایی استهلاک پذیر جداگانه موضوعیت ندارد. ضمنا در قانون در حال اجرای فعلی، امكان استهلاک هزینه‌های تاسیس حداکثر به مدت 10 سال از شروع بهره‌برداری (در مدت 10 سال یا کمتر مثلا یکسال) فراهم است. بنابراین اگر جمله از «شروع بهره‌برداری» از بند 4 ماده 149 فعلی، حذف شود با استانداردهای حسابداری مغایرتی نداشته و مناسب‌تر است.
از طرفی ماده 149 طوری نوشته شده است که بدون تعیین چارچوب موضوع به نوعی قانون‌گذاری به سازمان امور مالیاتی محول شده است در حالی که قانون درحال اجرای فعلی (مواد 149، 150 و 151) چارچوب کار را تعیین كرده است.
همچنین براساس تبصره ماده 149، تنها تجدید ارزیابی دارایی‌های استهلاک پذیر از شمول مالیات معاف است. به عبارتی چنانچه زمین (به عنوان یک دارایی استهلاک‌ناپذیر) که از اقلام مهم سرفصل دارایی‌های ثابت مشهود است، تجدید ارزیابی شود، افزایش ارزش زمین مشمول مالیات خواهد بود! در حالی که براساس قوانین بودجه سال‌های 1390 و 1391 تجدید ارزیابی زمین نیز، مشمول مشوق مزبور است. اگر هدف از اعطا معافیت ترغیب واحدهای اقتصادی به ارائه صورت‌های مالی واقعی است، حذف معافیت تجدید ارزیابی زمین منطقی نيست. ضمن آنکه حذف معافیت تجدید ارزیابی زمین مغایر ماده 17 قانون حداکثر استفاده از توان تولیدی و خدماتی است که اخیرا در مجلس شورای اسلامی تصویب و به مورد اجرا گذارده شده است.
ماده 32 لایحه: براساس این ماده متن جدید جایگزین ماده 169 و تبصره‌های آن می‌شود. براساس این ماده استفاده از سامانه صندوق فروش (مکانیزه فروش ) و تجهیزات مشابه به ترتیبی که سازمان امور مالیاتی مقرر می‌نماید برای مودیان مزبور الزامی است.
معادل هزینه‌های انجام شده بابت تجهیزات فوق از درآمد مشمول مالیات «مودیان مزبور» در اولین سال استفاده قابل کسر است. عدم اجرای حکم این ماده موجب محدودیت‌هایی از جمله تعلیق پروانه کسب براساس اعلام سازمان امور مالیاتی خواهد بود.
اگر چه از انتهای این ماده چنین برداشت می‌شود که الزام به داشتن صندوق مکانیزه فروش برای صاحبان مشاغل دارای پروانه کسب از اتحادیه مربوطه در نظر گرفته شده است، اما در صدر ماده مشخص نیست مودیان مزبور، کدام گروه از مودیان هستند.
همچنین در ماده 169پیش بینی شده هزینه‌های مربوطه در اولین سال استفاده از تجهیزات از درآمد مشمول مالیات قابل کسر است. اگر در سال اول، مودی مذکور درآمد مشمول مالیات (سود) نداشت. چگونه عمل می‌شود؟ آیا در سال‌های بعد قابل کسر است ؟ به این موضوع توجه نشده است. همچنین ضمانت اجرایی تعلیق پروانه کسب متخلفان از سوی مراجع ذی‌ربط مشخص نشده است.
تجربه اجرای قانون مالیات برارزش افزوده نشان می‌دهد برخی افراد از اجرای مقرراتی که به شفافیت مسائل مالی آنها منجر می‌شود خودداری می‌كنند. به خاطر داریم اشخاص حقوقی از اولین روز شروع اجرای قانون مالیات برارزش افزوده نسبت به اجرای آن اقدام و دولت را در اجرای قانون همیاری كردند لیکن برخی در مقابل اجرای آن مقاومت كردند. ضمن آنکه مودیان اصلی در شرایط حاضر نیز هنوز مشمول قانون مزبور قرار نگرفته‌اند به عبارتی متاسفانه حلقه‌های زنجیر اخذ مالیات برارزش افزوده هنوز کامل نشده و ابزار نهایی و مهم اخذ مالیات مزبور که مشاغل جزء هستند بعد از گذشت چند سال هنوز مشمول اجرای مقررات مذکور قرار نگرفته‌اند و چون نمی‌توانند به این نام از مشتری مالیات و عوارض مذکور را دریافت كنند، پرداخت آن به سایر مودیان نیز به شکل مناسب انجام نمی‌شود و در بسیاری موارد هزینه مذکور به طریقی به تولید‌کننده منتقل می‌شود.
قانون مالیات برارزش افزوده زمانی به طور مناسب قابل اجراست که تمامی حلقه‌های زنجیر کامل شود. در این شرایط و با ذکر نمونه فوق پیش‌بینی ضمانت اجرایی اقدامات سازمان امور مالیاتی برای متخلفین در ماده 169 الزامی است.

*حسابدار رسمی وکارشناس رسمی دادگستری


لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم فرصت اصلاح یا تشدید مشکلات

حمید ابوالحسنی *
بخش هفتم
ماده 33 لایحه: متون زیر جایگزین ماده 169 مکرر و تبصره‌های آن می‌شود.
ماده 169 مکرر: به منظور شفافیت فعالیت‌های اقتصادی و استقرار نظام یکپارچه اطلاعات مالیاتی، پایگاه اطلاعات هویتی، عملکردی و دارایی مودیان مالیاتی از جمله اطلاعات ملکی، مالی، معاملاتی، گردش وجوه حساب‌های پولی و ارزی، سهام، سرمایه‌ای و سپرده‌ای و اعتباری اشخاص حقیقی و حقوقی در سازمان امور مالیاتی کشور ایجاد می‌گردد.

براساس بندهای 1 تا 8 ماده 169 مکرر، کلیه اشخاص حقیقی و حقوقی ملزم به ارسال اطلاعات مورد نظر سازمان امور مالیاتی به پایگاه یاد شده هستند. سازمان امور مالیاتی مجاز است اطلاعات مزبور را در رسیدگی‌های مالیاتی مورد استناد قرار دهد.
براساس بند 4 این ماده ارائه خدمات عمومی از جمله آب، برق، گاز، تلفن و نظایر آن منوط به ثبت اطلاعات موضوع این ماده توسط اشخاص فوق در پایگاه مذکور است. آیین نامه اجرایی این ماده با پیشنهاد وزارت امور اقتصادی و دارایی به تصویب هیات وزیران می‌رسد.
ماده (169) مکرر فعلی چه اشکالاتی دارد که لازم است اصلاح شود؟ آیا در ماده (169) مکرر اصلاحی مشکلات قانونی ماده مزبور مرتفع شده است؟ مشکلات ماده (169) مکرر فعلی به شرح زیر است:
1. الزام مودی به ارسال آمار معاملات (خرید، فروش، درآمدها، هزینه‌ها، خرید دارایی‌های ثابت) حتی با مبالغ جزئی. در حال حاضر مودیان، موظفند اطلاعات کاملی از کلیه درآمدها و همچنین کلیه معاملات خود را هر سه ماه یک بار به سازمان امور مالیاتی ارسال کنند. این کار مستلزم صرف وقت زیاد برای مودیان مالیاتی است به طوری که در برخی مواقع واحدحسابداری شرکت، باید تمامی مستندات انجام هزینه‌های خود را مجددا کنترل نموده و اطلاعات کاملی از انجام معامله را استخراج، در فرمت‌های مورد نظر سازمان امور مالیاتی درج و در موعد مقرر ارسال کند. سازمان امور مالیاتی ضعف سیستم‌های نظارتی و اطلاعاتی خود را از طریق تحمیل هزینه به مودیان مالیاتی جبران و به‌جای ایجاد زیرساخت‌های کسب اطلاعات و توسعه فرهنگ مالیات ستانی با یک روش ساده (از نظر خود) بدون اینکه به زحمت بیفتد وظایف خود را به دوش مالیات‌دهندگان گذاشته است.
2. بعد از ارسال اطلاعات به‌شرح بند یک فوق چه اتفاقی می‌افتد. سازمان امور مالیاتی با دریافت اطلاعات متقابل از تمامی مودیان، حتی اگر اطلاعات دریافتی سهوا یا عمدا به طور اشتباه ارسال شده باشد، اطلاعات مذکور به منظور رد دفاتر مودیان و تشخیص مالیات، ملاک قطعی قرار می‌گیرد. سازمان امور مالیاتی بدون توجه به حقوق مالیات‌دهندگان صرفا به استناد اطلاعات ارسالی توسط سایرین اقدام به تشخیص مالیات نموده و در برخی موارد مودی بدون آنکه از معامله مندرج در پرونده خود اطلاعی داشته باشد ملزم به پرداخت مالیات غیر واقعی می‌گردد و در صورت اعتراض سازمان امور مالیاتی اعلام می‌نماید باید اطلاعات موجود در پایگاه اطلاعاتی، توسط ارسال‌کننده اطلاعات، اصلاح شود لذا مالیات مطالبه می‌شود و مودی باید از طریق مراجع قضایی علیه ارسال‌کننده اطلاعات نادرست، اقامه دعوی نماید. مودی مذکور اگر بخواهد با صرف وقت و هزینه، حق خود را مطالبه نماید سال‌ها زمان لازم است. در قانون در حال اجرای فعلی هیچ‌گونه جرائم یا محدودیت‌هایی برای ارسال اطلاعات نادرست پیش‌بینی نشده ضمن آنکه قطعی و درست تلقی نمودن اطلاعات ارسالی دیگران بدون توجه به اعتراض مودی، دور از انصاف است.
الف: به نظر می‌رسد وظیفه مودی مالیاتی، ارائه صورت‌های مالی شفاف و نگهداری دفاتر و سوابق مالی، جهت رسیدگی مقامات مالیاتی و پرداخت مالیات وفق مقررات قانونی است. براساس قانون وظیفه اخذ مالیات به عهده دولت (سازمان امور مالیاتی) است. اطلاعات افشا شده در صورت‌های مالی و سوابق حسابداری مودی درست تلقی می‌شود مگر خلاف آن ثابت شود، مودی وظیفه ندارد بطور مداوم درگیر تکمیل فرم‌های مورد نظر سازمان امور مالیاتی در ارتباط با سایر مودیان باشد. وظیفه جمع آوری اطلاعات از هر طریق ممکن به عهده سازمان امور مالیاتی است و یکی از راه‌های جمع‌آوری آن می‌تواند مراجعه به سوابق مودیان و جمع آوری اطلاعات توسط کارکنان سازمان امور مالیاتی باشد (دریافت اطلاعات از سوابق مودیان همانطور که در چرخه عملیات آنان تهیه و نگهداری می‌شود) ضمن آنکه جلوگیری از فرار مالیاتی و دریافت مالیات عادلانه و منطبق با قانون از وظایف سازمان امور مالیاتی است و الزام مودی به ارسال اطلاعات جزئی کلیه هزینه‌ها و معاملات در قالب فرم‌های خاص که بعضا به هزاران قلم می‌رسد، راهکار مناسبی نیست.
ب: در شرایطی که اطلاعات اشتباه در پرونده مالیاتی مودی قرار می‌گیرد ارسال‌کننده آمار معاملات، باید مدارک اثبات ادعای خود را ارائه نماید. به عبارتی مدعی باید برای ادعای خود دلایل مستند ارائه کند نه اینکه مودی به دنبال رد ادعای واهی دیگران باشد. هیچ دادگاه عادلی هم قبل از اثبات جرم کسی را محکوم نمی‌کند و همیشه اصل بر برائت است مگر خلاف آن ثابت شود (اصل سی و هفتم قانون اساسی).
ج: برخی فعالیت‌های اقتصادی با تعداد زیادی مشتریان مواجه هستند که به عنوان مصرف کننده نهایی تلقی می‌شوند. لذا ارسال جزئیات فروش به این گروه مودیان برای سازمان امور مالیاتی چه کاربردی دارد؟.
با توجه به توضیحات فوق به نظر می‌رسد ماده (169) مکرر شفاف نیست و باید وظایف سازمان امور مالیاتی و مودیان به درستی روشن شود. خلاصه کلام اینکه مودی مالیاتی تنها باید موظف به ارسال اطلاعات درآمد (فروش) خود به پایگاه مورد نظر سازمان امور مالیاتی بشرح توضیحات فوق بوده و نسبت به اطلاعات ارسالی نیز پاسخگو باشد و در صورت اعتراض سایر مودیان مدارک و مستندات خود را ارائه نماید و بنابراین وظیفه‌ای در ارسال هزینه‌ها و خرید‌های خود که دیگران موظف به ارسال آن هستند، ندارد.
طی قسمت‌های گذشته به نقد برخی مواد لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم پرداختیم. یکی از موضوعاتی که در اصلاحیه به روشنی مشخص است، حذف جزئیات برخی مواد قانونی و جایگزینی مواد قانونی جدید به صورت کلی و مبهم است. به عنوان نمونه، براساس ماده 18 لایحه پیشنهادی ماده 97 قدیم به همراه بند‌های سه‌گانه و تبصره‌های آن و همچنین مواد 98، 152 153 و 154 که مرتبط با تشخیص مالیات بصورت علی الراس می‌باشد، حذف و به جای آنها ماده 97 جدید با 2 تبصره جایگزین شده است.
در ماده 97 پیشنهادی چنین نوشته شده است: تعیین درآمد مشمول مالیات اشخاص حقوقی و صاحبان مشاغل موضوع این قانون به استناد و پذیرش اظهارنامه مودی «که با رعایت مقررات مربوط تنظیم و ارائه شده باشد» خواهد بود. همچنین در تبصره یک نوشته شده: در صورتی که مودی از ارائه اظهارنامه در مهلت قانونی و «مطابق با مقررات مربوطه» خودداری نماید، سازمان امور مالیاتی خود نسبت به تعیین درآمد مشمول مالیات (بدون اینکه چگونگی و مبانی تشخیص در ماده مذکور پیش‌بینی شود) اقدام می‌نماید.
در نگاه اول چنین به نظرمی‌رسد که تشخیص مالیات بصورت علی الراس حذف شده اما جمله «با رعایت مقررات مربوط» مبهم است از جمله مقررات مزبور می‌تواند، تعیین موارد در دفاتر باشد. دامنه مقررات مذکور مشخص نیست. اگر هدف حذف شرایط تشخیص مالیات بصورت علی الراس برای آن گروه مودیانی است که به موقع اظهارنامه خود را ارائه می‌نمایند، قاعدتا باید جمله مزبور حذف شود چرا که برای مودیانی که به موقع اظهارنامه خود را نمی‌دهند، در تبصره یک پیش‌بینی لازم انجام شده است.
به عبارتی به نظر می‌رسد لایحه پیشنهادی، عملا چارچوب قانونی تشخیص مالیات به صورت علی‌الراس راحذف و به گونه‌ای نگارش شده است که حتی برای مودیانی که به موقع اظهار نامه خود را تسلیم سازمان امور مالیاتی می‌نمایند، تشخیص علی الراس می‌تواند با شکل جدید اجرا شود.
پیشنهاد:
با این شرایط که تا اینجا به آنها پرداختیم و در ادامه نیز مورد بررسی قرار می‌دهیم به نظر می‌رسد اشکالات و ابهامات لایحه پیشنهادی وموادی از قانون که به آن توجه نشده، آنقدر زیاد است که بررسی آنها از حوصله کمیسیون‌های مجلس شورای اسلامی خارج است. به واقع رفع مشکلات نیاز به کار کارشناسی مجدد دارد. لذا پیشنهاد می‌گردد مجلس محترم نسبت به تعیین یک کار‌گروه ویژه شامل نمایندگان سازمان امور مالیاتی، سازمان حسابرسی، جامعه حسابداران رسمی ایران، اساتید دانشگاه و کارشناسان مالی و مالیاتی و تشکل‌های صنفی جهت بررسی ایرادات وارده به لایحه و همچنین مواد قانونی که نیاز به اصلاح داشته اما در لایحه به آنها توجه نشده، اقدام و بعد از آن نتیجه کار کارشناسی کارگروه مذکور در دستور کار کمیسیون‌‌های مربوطه قرار گیرد.

*حسابدار رسمی وکارشناس رسمی دادگستری


لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم فرصت اصلاح یا تشدید مشکلات

حمید ابوالحسنی *
بخش هشتم
طی هفت قسمت گذشته به نقد و بررسی موادی از لایحه اصلاح قانون مالیات‌های مستقیم پرداختیم. در این قسمت به برخی مسائل در خصوص قانون مذکور و لایحه پیشنهادی می‌پردازیم.

در قسمت‌های گذشته گفتیم، یکی از اشکالات اولیه قانون مالیات‌های مستقیم که در لایحه پیشنهادی هم به آن توجه نشده، عدم وجود تعاریف مشخص از برخی کلمات کلیدی است. از جمله در قانون مالیات‌های مستقیم «مؤدی» تعریف نشده است. در لغت نامه دهخدا و فرهنگ فارسی معین مؤدی به معنی اداکننده و «مالیات» به معنی وجوهی که ماموران دولت برحسب قانون و برای کارهای عمومی و اداره کشور از مردم می‌گیرند، تعریف شده است. پس مشخص است که مودی مالیاتی، شخصی است که برای کارهای عمومی و اداره کشور، وجوهی را بر اساس قانون به دولت می‌پردازد و با تامین بخشی از هزینه‌های دولت به عمران و آبادانی کشور خود کمک می‌کند. متاسفانه در هیچ ماده‌ای از قانون مالیات‌های مستقیم مودی مالیاتی و جایگاه و منزلت او تعریف نشده است. در بسیاری از مواد قانون به جرائم و تنبیهات مؤدی اشاره می‌شود اما به شأن و جایگاه بالای فردی که جهت رفاه جامعه بخشی از حاصل فعالیت خود را در اختیار دولت قرار می‌دهد توجه نشده است. آیا شایسته نیست مودی مالیاتی و شأن و جایگاه او در یک ماده خاص تعریف شود؟ آیا این عمل نمی‌تواند موجب تشویق مودی در پرداخت مالیات گردد؟ آیا این کار اقدام مناسبی جهت توسعه فرهنگ پرداخت مالیات در جامعه نمی‌باشد؟ آیا وقت آن نرسیده که پرداخت مالیات باعث افتخار و افزایش شأن و جایگاه پرداخت کننده و عدم پرداخت آن باعث طرد فرد خاطی از جامعه گردد؟ چگونه می‌توان به این هدف دست یافت؟ اخیرا اعلام شده است، در سال آینده اتکا به درآمدهای نفتی در بودجه کاهش خواهد یافت و جای آن را درآمدهای مالیاتی خواهد گرفت.
افزایش درآمدهای دولت از محل مالیات و کاهش اتکا به درآمدهای نفتی راهی جز توسعه فرهنگ خود اظهاری و تشویق مودیان به پرداخت مالیات عادلانه و سپس در نظر گرفتن جرائم و تنبیهات برای فراریان مالیاتی ندارد. در لایحه پیشنهادی به موضوع فرهنگ‌سازی پرداخت مالیات توجه نشده است. آیا تحقیق شده است، چند درصد مردم پرداخت مالیات را افتخار می‌دانند و چند درصد عدم پرداخت آن را؟ چرا؟ چرا حقوق بگیران بیشتر از مشاغل مالیات می‌پردازند؟ آیا اگر مالیات حقوق، هنگام پرداخت حقوق، کسر نمی‌شد چند درصد حقوق بگیران خودشان درآمدهای خود را اظهار می‌نمودند؟ چگونه می‌خواهیم مالیات را جایگزین فروش ثروت ملی (نفت) نماییم؟ آیا دولت منابع جدید مالیاتی را که از آنها سخن می‌گوید و قرار است در سال 1392 سهم مالیات را در سبد درآمدهای خود افزایش دهد، تعیین كرده است؟ واقعیت این است که در بخش اشخاص حقوقی و حقوق‌بگیران، در کل، فضای زیادی برای افزایش اخذ مالیات وجود ندارد. به نظر می‌رسد منابع جدید را باید در بخش اشخاص حقیقی جست وجو كرد. البته این مهم حاصل نمی‌شود مگر از طریق فرهنگ‌سازی و ایجاد شرایطی که تحت آن شرایط پرداخت مالیات موجب ارتقاي جایگاه و منزلت اجتماعی افراد گردد. متاسفانه در قانون مالیات‌های مستقیم و لایحه پیشنهادی به این موضوعات مهم توجه نشده است.
از مواردی که در لایحه اصلاحی به آن توجه نشده نحوه دادرسی و هیات‌های حل اختلاف مالیاتی است. براساس ماده 244 قانون مالیات‌های مستقیم اعضا هیات‌‌های حل اختلاف مالیاتی از سه نفر تشکیل می‌شود.
1. یک نفر نماینده از سازمان امور مالیاتی
2. یک نفر قاضی که ترجیحا باید بازنشسته باشد. با معرفی قوه قضائیه و تایید سازمان امور مالیاتی
3. یک نفر نماینده از اتاق بازرگانی و صنایع و معادن یا اتاق تعاون یا جامعه حسابداران رسمی یا مجامع حرفه ای، تشکل‌های صنفی یا شورای اسلامی شهر، با معرفی مراجع مذکور و تایید سازمان امور مالیاتی
براساس قانون جلسات هیات‌های حل اختلاف مالیاتی با حضور هر سه نفر رسمی است و حق الزحمه اعضاي هیات توسط سازمان امور مالیاتی پرداخت می‌شود.
نکات قابل توجه:
الف: تایید نهایی انتخاب اعضای هیات توسط سازمان امور مالیاتی انجام می‌شود، در حالی که سازمان امور مالیاتی خود ذینفع پرونده و یک طرف دعوی طرح شده در هیات حل اختلاف است.
ب: یکی از اعضاي هیات، قاضی بازنشسته است که قرار است در مسائل مالی و مالیاتی اظهارنظر کند در حالی که قضات عضو هیات قبل از بازنشستگی و هنگامی که در قوه قضائیه مشغول بکار هستند، در پرونده‌های مالی، موضوع را به کارشناس رسمی دادگستری در رشته حسابداری و حسابرسی ارجاع و براساس نظر کارشناس، رای خود را اعلام می‌نمایند. در هیات حل اختلاف چگونه قاضی عضو هیات می‌تواند در مسائل مالی و مالیاتی صاحب نظر باشد؟ رای او چگونه تعیین می‌شود؟
ج: یک نفر هم به شرح فوق از سوی اتاق بازرگانی و... اگر چه ممکن است در زمینه موضوع مطروحه در هیات صاحب نظر باشد، اما رای او در مقابل اکثریت به‌شرح فوق، تاثیری ندارد.
کارشناسانی هم که توسط هیات‌ها جهت بررسی پرونده‌ها انتخاب می‌شوند از کارکنان سازمان امور مالیاتی و بعضا همان اداره‌ای هستند که برگ تشخیص مالیات را صادر نموده است. با این شرایط آیا ترکیب هیات مناسب است؟ آیا جلسات با حضور هر سه نفر تشکیل می‌شود؟ چه کسی بايد حضور هر سه نفر را در جلسه کنترل نماید؟ در این خصوص خود اعضاي محترم هیات‌های حل اختلاف و مودیان نظر دهند. همه افراد انتظار دارند وقتی اعتراض خود را به قضاوت می‌گذارند، شرایط به گونه‌ای باشد که بتوانند به استقلال رای و تخصص قضاوت‌كنندگان اطمینان داشته باشند. آیا در ترکیب فعلی هیات‌های حل اختلاف این امر متصور است؟ اگرچه بعد از طی مراحل هیات‌های حل اختلاف، مودی می‌تواند صرفا تحت شرایطی خاص اعتراض خود را در سایر مراجع مطرح كند، اما طرح موضوع در مراجع بعدی مانع اقدامات اجرایی سازمان امور مالیاتی در وصول مالیات مورد اعتراض نيست. اصلاح ترکیب هیات‌های حل اختلاف مالیاتی اعمال کنترل‌های داخلی سازمان امور مالیاتی نسبت به هیات‌های حل اختلاف و آمار حل و فصل پرونده‌ها در هیات‌های مذکور را نیزافزایش خواهد داد.
*حسابدار رسمی وکارشناس رسمی دادگستری