استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری(1)
مروری بر صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک

مهدی حیدری*
علی ابراهیم‌نژاد**
صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک یکی از مهم‌ترین ابزارهای سرمایه‌گذاری در بازار سرمایه هستند.
این صندوق‌ها در واقع نقش واسطه بین سرمایه‌گذاران و بازار سرمایه را بازی می‌کنند، به طوری که افراد حقیقی و حقوقی منابع مالی خود را برای سرمایه‌گذاری در بورس یا سایر بازارهای مالی به این صندوق‌ها می‌سپارند و مدیران صندوق، تصمیمات خرید و فروش را اتخاذ می‌کنند.


طبق تئوری‌های اقتصادی، هر فرد باید بخشی از پس‌انداز خود را در دارایی ریسکی سرمایه‌گذاری کند، اما سرمایه‌گذاری در بازارهای مالی نیازمند دانش و تجربه است و همین امر باعث ایجاد و رشد روز افزون صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک شده است.
این صندوق‌ها در بازار آمریکا بیش از صد سال قدمت دارند و در حال حاضر مالکیت حدود یک چهارم بورس را در قالب حدود 8000 صندوق در اختیار دارند. تعداد افرادی که در این صندوق‌ها سرمایه‌گذاری می‌کنند بیش از 90 میلیون نفر است، به بیان دیگر حدود نیمی از خانوارهای آمریکایی بخشی از پس انداز خود را از طریق این صندوق‌ها وارد بازار سرمایه می‌کنند. این اعداد به خوبی نشان‌دهنده اهمیت این صنعت و تاثیر آن بر اقتصاد است.
اگر سرمایه صندوق‌های سرمایه‌گذاری سایر کشورها را به این ارقام اضافه کنیم دارایی تحت مدیریت (AUM) صندوق‌های مشترک جهان بالغ بر 24 تریلیون دلار است.
صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک به انواع مختلفی تقسیم می‌شوند، برخی مخصوص سرمایه‌گذاری در بازار سهام هستند، برخی در بازار اوراق قرضه سرمایه‌گذاری می‌کنند و بعضی دیگر مخصوص بازارهای پولی هستند. ضمن آنکه تعدادی هم در همه این بازارها سرمایه‌گذاری می‌کنند.
همچنین این صندوق‌ها با توجه به استراتژی سرمایه‌گذاری، میزان ریسک، نوع صنعت و حوزه جغرافیایی شرکت‌هایی که در آن سرمایه‌گذاری می‌کنند، ساختار هزینه و بسیاری شاخص‌های دیگر در دسته‌بندی‌های مختلف طبقه‌بندی مي‌شوند. این تنوع برای پاسخ به نیاز افراد با میزان ریسک‌پذیری، افق سرمایه‌گذاری و ترجیحات مختلف ایجاد شده است.
در کشور ما نیز صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک از حدود 5 سال قبل شروع به فعالیت کرده‌اند و به عنوان واسطه‌ای بین مردم و بازار سرمایه عمل می‌کنند.
البته مانند بسیاری از نهادهای مالی دیگر، این نهاد با نهاد مشابه خود در کشورهای توسعه یافته فاصله زیادی دارد اما طی چند سال فعالیت، رشد قابل ملاحظه‌ای کرده و تعداد این صندوق‌ها در حال حاضر به حدود 60 صندوق رسیده است.
با این وجود تقریبا همه صندوق‌های سرمایه‌گذاری ایرانی به طور مشابه عمل می‌کنند و اطلاعاتی در مورد مشخصه خاص هر صندوق به مشتری داده نمی‌شود.
در واقع مشتری نمی‌داند استراتژی هر صندوق چیست، در چه صنعتی سرمایه‌گذاری می‌کند، درجه ریسک‌پذیری آن چقدر است و برای چه افرادی تاسیس شده است. با این حساب تنها معیار برای انتخاب صندوق، عملکرد قبلی آن است که با توجه به عمر کوتاه بيشتر صندوق‌ها، این معیار نیز چندان نمی‌تواند قابل اعتماد باشد.
آنچه طی سلسله نوشتار آتی با عنوان کلی «استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری در بورس» خواهد آمد مروری است بر تعدادی از استراتژی‌های مورد استفاده در این صنعت با هدف معرفی تنوع موجود در آن و همچنین امکان نوآوری در استراتژی‌های سرمایه‌گذاری.
در این نوشتارها به طور عمدی از تکرار کلیشه‌ای استراتژی‌های شناخته شده صندوق‌ها پرهیز کرده و بر صندوق‌هایی که به نوعی استراتژی‌های نوآورانه و منحصر به فردی را در پیش گرفته اند می‌پردازیم.
اگرچه این استراتژی‌ها لزوما مهم‌ترین یا پرکاربردترین استراتژی‌های موجود نیستند، اما توجه به آنها می‌تواند نخست تصدیقی بر تنوع استراتژی‌های مورد استفاده باشد و ديگر اينكه انگیزه و ایده برای پیاده‌سازی استراتژی‌های مختلف و نوآوری در صندوق‌های مشترک ایرانی ایجاد كند.

*Mahdi.Heidari@hhs.edu

**Ali.Ebrahimnejad@bc.edu




استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری (2)
بررسي يك صندوق سرمايه‌گذاري مشترك

مهدی حیدری*
علی ابراهیم‌نژاد **
در این نوشتار صندوق سرمایه‌گذاری مشترک ConBrio Sanford Deland UK Buffettology در کشور انگلستان را موردکاوی می‌کنیم. برای سالیان دراز، سرمایه‌گذاران زیادی در سرتاسر جهان تلاش کرده‌اند تا روش سرمایه‌گذاری وارن بافت را دریافته و به اجرا درآورند.

وارن بافت مدیر‌عامل و مالک اصلی شرکت سرمایه‌گذاری برکشایر است. این شرکت هشتمین شرکت بزرگ جهان با دارایی بالغ بر 400 میلیارد دلار و درآمد سالانه حدود 150 میلیارد دلار است که توانسته رشد میانگین سالانه 20 درصدی در 44 سال گذشته داشته باشد.
جالب است بدانیم این شرکت در دوره سال‌های 2000 تا 2010 رشد 76 درصدی داشته در حالی که شاخص 500 شرکت برتر بورس آمریکا (S&P500) افت 11 درصدی را در این دوره تجربه کرده است. مقایسه عملکرد بافت در این دوره به خوبی نشان‌دهنده توانایی فوق‌العاده وی در مدیریت دارایی است.
کتاب‌های بسیاری راجع به وارن بافت نگاشته شده که هریک گوشه‌هایی از نگاه وی به عنوان یک سرمایه‌گذار اسطوره‌ای و موفق را موشکافی می‌کنند.
بسیاری از سرمایه‌گذاران خرد نیز که افسانه وارن بافت را باور دارند به دنبال مدیرانی هستند که بتوانند سرمایه شان را با سبک و سیاقی مشابه مدیریت کنند. صندوق ConBrio Sanford Deland UK Buffettology با هدف پاسخ به نیاز این سرمایه‌گذاران تلاش کرده است که تا حد امکان شیوه سرمایه‌گذاری وارن بافت را درک کرده و به اجرا درآورد. مدیر این صندوق، آقای Ashworth-Lord می‌گوید به صورت روزانه اخبار و گفته‌های مربوط به وارن بافت را پیگیری می‌کند و تلاش می‌کند تا همانند او خود را از تندباد هیجانات لحظه‌ای و رفتار گله‌ای بازار در امان نگه دارد.
به عنوان مثال، وی دفتر خود را در خارج از لندن و در شهر منچستر انتخاب کرده تا همچون وارن بافت که دور از هیاهوی بورس نیویورک و در شهری کوچک به نام Omaha در ایالت Nebraska سبد سرمایه‌گذاری خود را مدیریت می‌کند، عمل کرده باشد. او چکیده استراتژی سرمایه‌گذاری وارن بافت را در این گفته وی می‌داند:
«سرمایه‌گذاری در سهام کاری بسیار ساده است. تنها کاری که باید بکنید این است که یک کسب و کار عالی و پر ارزش که مدیرانی لایق و امین دارد را به قیمتی کمتر از آنچه می‌ارزد بخرید و آن سهم را برای ابد نگه دارید.»
بر این اساس، افق سرمایه‌گذاری مورد نظر برای این صندوق بین 5 تا 10 سال است و مهم‌ترین معیارهای انتخاب شرکت‌ها برای سرمایه‌گذاری عبارتند از:
1- مدل کسب و کار شرکت، قابل فهم باشد.
2- شرکت دارای صورت‌های مالی شفاف و به دور از هر نقطه گنگ و مبهم باشد.
3- درآمد عملیاتی شرکت با ثبات، قابل پیش‌بینی و مطمئن باشد.
4- بازده سرمایه به کار گرفته شده توسط شرکت بالا باشد.
5- بخش عمده‌ای از درآمد حسابداری شرکت را جریان نقدی تشکیل دهد (به عبارت دیگر، دستکاری‌های حسابداری در صورت‌های مالی حداقل باشد)
6- اهرم (نسبت بدهی به دارایی‌ها) شرکت بیش از حد نباشد
7- مدیران شرکت به دنبال خلق ارزش برای سهامداران بوده و با آنان روراست باشند
8- استراتژی رشد شرکت متکی بر رشد طبیعی و نه بر اساس ادغام و اکتساب بی‌مورد با سایر شرکت‌ها باشد
اگرچه بسیاری از معیارهای يادشده کیفی و غیردقیق به نظر می‌رسند، اما بيشتر افرادی که تجربه کافی سرمایه‌گذاری در بورس را دارند قادرند بی درنگ شرکت‌هایی منطبق و غیر منطبق با هریک از این موارد را نام ببرند. همچنین این صندوق، از یک سو تلاش می‌کند همانگونه که وارن بافت معتقد است، از تنوع بخشی بیش از اندازه به سبد سرمایه‌گذاری خود جلوگیری کند و از سوی دیگر دچار تمرکز بیش از حد بر تعداد اندکی سهم و ریسک‌های مترتب بر آن
نشود.
به همین دلیل، صندوق همواره در 25 تا 30 شرکت با معیارهای يادشده سرمایه‌گذاری می‌کند. معیارهای شرکت برای فروش یک سهم از معیارهای خرید نیز سخت‌گیرانه ترند و تنها در یکی از چهار مورد زیر حاضر به خروج از یک سهم می‌شود:
1- چشم‌انداز کسب و کار و سودآوری شرکت به طور دائمی و نه کوتاه مدت دچار افول شود
2- گزینه‌ای سودآورتر برای سرمایه‌گذاری یافت شود و تنها راه تامین مالی، فروش بخشی از سرمایه‌گذاری‌های فعلی باشد
3- در انتخاب شرکت و برآورد چشم انداز آن دچار خطای فاحش شده باشد
4- قیمت آن سهم به حد غیر معقولی از ارزش ذاتی آن فراتر رود.
صندوق Buffettology در حدود یک سال پیش فعالیت خود را آغاز كرده و در طی این مدت بازدهی معادل 29 درصد داشته است که در مقایسه با بازده 6 درصدی شاخص بورس لندن FTSE All Share Index بسیار قابل توجه
است.
بد نیست بدانید صندوق Buffettology اولین صندوقی نیست که تصمیم به دنباله روی از وارن بافت گرفته است. به عنوان مثال، آقای
Robert G. Hagstrom که مولف چندین کتاب راجع به وارن بافت است در سال 1994 صندوقی را با همین استراتژی به راه انداخت.
اما پس از سال‌ها و به دلیل عملکرد ناموفق وی، اوایل امسال، صندوق يادشده تعطیل و وی نیز مجبور به استعفا از مدیریت صندوق شد. هرچه باشد اگر درک کامل فلسفه سرمایه‌گذاری وارن بافت کار ساده‌ای بود تنها یک وارن بافت در دنیای سرمایه‌گذاری نداشتیم!
Mahdi.Heidari@hhs.se*

Ali.Ebrahimnejad@bc.edu**



استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری (3)
استراتژی شتاب

مهدی حیدری*
علی ابراهیم‌نژاد**
در این نوشتار صندوق سرمایه‌گذاری مشترک AQR Momentum Fund در کشور آمریکا را موردکاوی می‌کنیم.
صندوق سرمایه‌گذاری AQR Momentum Fund در سال 2009 توسط شرکت AQR Capital Management و با هدف کسب سود مبتنی بر استراتژی شتاب (momentum) تاسیس شد.

این استراتژی اولین بار در 1993 در مقاله‌ای توسط دو استاد دانشگاه (Jegadeesh & Titman) معرفی شد. در این نوشتار، نشان داده شد که استراتژی خرید سهام شرکت‌های به اصطلاح برنده و فروش استقراضی (1) سهام شرکت‌های بازنده در ابتدای هر ماه بازده بسیار بالاتری از بازده شاخص بازار سهام به همراه دارد. منظور از سهام برنده و بازنده سهامی است طی 12 ماه قبل، به ترتیب بازدهی نسبی بالا و پایینی داشته اند. یک سال بعد، Clifford Asness موسس شرکت AQR که دکترای خود را در مدیریت مالی از دانشگاه شیکاگو اخذ کرده بود، مقاله‌ای منتشر کرد که نشان داد استراتژی شتاب در شرایط مختلف قادر است سودآوری بسیار بالای خود را حفظ کند. وی در سال 1998 شرکت AQR Momentum را تاسیس کرد که هم‌اکنون سرمایه تحت مدیریت آن بالغ بر 64 میلیارد دلار است.
درنهايت شرکت در سال 2009 تصمیم به تاسیس صندوقی مبتنی بر استراتژی شتاب گرفت که به دلیل محدودیت‌های موجود برای فروش استقراضی توسط صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک این استراتژی را بدون استفاده از فروش استقراضی به صورت زیر به اجرا درآورد:
1- سهام 1000 شرکت بزرگ (از نظر ارزش بازار) انتخاب می‌شود.
2- این شرکت‌ها بر اساس بازده سهام آنها در 12 ماه گذشته رتبه بندی می‌شوند.
3- یک سوم از این شرکت‌ها (حدودا 333 شرکت) که بالاترین رتبه را کسب کرده‌اند برای سرمایه‌گذاری انتخاب می‌شوند.
4- وزن سهام هر شرکت در سبد سرمایه‌گذاری بر اساس سهام شناور آزاد آن در بازار بورس مشخص می‌شود.
5- مراحل يادشده در بالا هر سه ماه یک بار تکرار می‌شوند و سبد سهام متناسب با آن تغییر می‌کند.
صندوق AQR Momentum در مقایسه با استراتژی شتاب که در مقالات دانشگاهی معرفی شده بود، چند تغییر مهم دارد؛ اولا همان‌طور که گفته شد، به دلیل محدودیت در فروش استقراضی توسط صندوق‌های مشترک، استراتژی تنها از طریق خرید سهام شرکت‌های برنده (بازده بالا در 12 ماه گذشته) اجرا می‌شود. ثانیا استراتژی شتاب به صورت ماهانه بازنگری می‌شود که این مستلزم گردش (Turnover) بسیار بالای سبد سهام و در نتیجه هزینه معاملات بالا است که بازده سبد را تحت تاثیر قرار می‌دهد. از همین رو، صندوقMomentum AQR
سبد خود را هر سه ماه یک بار بازبینی می‌کند که البته حتی با این روش بازبینی، گردش سالانه سبد حدود 100 درصد است. درنهايت اینکه این صندوق در سهام شرکت‌های بسیار کوچک (با ارزش بازار اندک) به دلیل نقدشوندگی پایین آنها سرمایه‌گذاری نمی‌کند. سهام دارای بالاترین وزن در این صندوق، سهام Apple است که حدود 7 درصد از وزن صندوق را تشکیل می‌دهد.
صندوق AQR Momentum تاکنون عملکرد موفقی داشته و بازدهی آن از ابتدای تاسیس نزدیک به 60 درصد است. در طی این مدت، بازده شاخص S&P500 بازدهی منفی معادل 8 درصد داشته است.
بازده صندوق AQR Momentum (آبی) و شاخص S&P500 (قرمز)

(1) فروش استقراضی یا Short-selling به معنای قرض گرفتن سهام و فروش آن است و هدف از آن کسب سود در نتیجه کاهش قیمت سهام فروخته شده است. به‌این ترتیب که اگر پیش بینی سرمایه‌گذار راجع به یک سهم، کاهش قیمت باشد می‌تواند آن سهم را قرض گرفته و به فروش برساند تا در آینده و پس از کاهش قیمت، آن را به قیمت پایین تری از بازار بخرد و به مالک اصلی بازگرداند.
*Mahdi.Heidari@hhs.se

**Ali.Ebrahimnejad@bc.edu



استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری در بورس (4)
سهام ارزشی و رشدی

مهدی حیدری*
علی ابراهیم‌نژاد**
در این یادداشت استراتژی صندوق سرمایه‌گذاری LSV را معرفی می‌کنیم. نام این صندوق مخفف اسامی سه استاد اقتصاد مالی (1) و نویسندگان مقاله ای در مورد استراتژی سهام ارزشی در مقابل سهام رشدی (Value vs. Growth) است.

اما استراتژی سهام ارزشی در مقابل سهام رشدی چیست؟ می‌دانیم که برای هر سهم، شاخص‌های بنیادی مانند ارزش دفتری (Book Value) وعایدی هر سهم (EPS) و همچنین شاخص‌های بازار مانند قیمت و بازده سهام تعریف می‌شود. شاخص‌های بازار بيشتر منعکس‌کننده وضعیت آتی شاخص‌های بنیادی هستند و معمولا نسبت‌هایی از شاخص‌های بازار و شاخص‌های بنیادین (مانند نسبت قیمت به عایدی هر سهم یاP/Eو ارزش دفتری به ارزش بازار یا Book to Market Value) تعریف می‌شود که در حقیقت مقایسه‌ای است از وضعیت فعلی و آتی شرکت. به عنوان مثال، ارزش دفتری نشان‌دهنده ارزش دارایی‌هایی است که شرکت هم‌اکنون در اختیار دارد؛ در حالی که ارزش بازار دربردارنده ارزش فرصت‌های سودآوری شرکت در آینده نیز هست. حال اگر پیش‌بینی بازار این باشد که فروش و سودآوری شرکت برای دوره‌های متمادی مناسب خواهد بود، نسبت شاخص‌های بازار به بنیادی (مثلا نسبت P/E) عدد بزرگی خواهد بود و برعكس نسبت شاخص‌های بنیادی به شاخص‌های بازار (مثلا ارزش دفتری به ارزش بازار) عدد کوچکی مي‌شود. این دسته از سهام را سهام رشدی (Growth Stock) می‌نامند؛ زيرا بازار انتظار دارد سود شرکت در آینده رشد بالایی داشته باشد. شرکت‌های نوپا در حوزه IT که پیش‌بینی می‌شود درآینده سودآوری بالایی داشته باشند، مثال بارز این دسته هستند. برعكس ممکن است شرکت در وضعیت پایداری باشد که انتظار رشد سودآوری در آینده نمی رود (و یا حتی انتظار کاهش سود در آینده وجود دارد)، در این صورت نسبت P/E عدد کوچک‌تری خواهد بود بنابراين به این نوع سهام، سهام ارزشی (Value Stock) می‌گویند. ایده استراتژی سهام ارزشی در مقابل سهام رشدی و در واقع یافته اصلی تحقیق يادشده بالا این است که بازار بیش از اندازه به سهام رشدی خوش بین و به سهام ارزشی بدبین است. در واقع سودآوری آتی سهام دسته اول را به صورت افراطی بالا و دسته دوم را پایین می‌پندارد بنابراين قیمت سهام رشدی بالاتر از ارزش ذاتی و قیمت سهام ارزشی، پایین‌تر از ارزش ذاتی آن است. به زبان ساده، سهام دسته اول گران و دسته دوم ارزان است و طبق معمول، سهام ارزان باید خریداری و سهام‌ گران به فروش برسد. پس خرید سهام ارزشی و فروش سهام رشدی یا به تعبیر دیگر استراتژی سهام ارزشی در مقابل سهام رشدی، سودمند خواهد بود.
صندوق LSV بر مبنای استراتژی بالا، از میان شرکت‌های بزرگ و متوسط (شرکت‌هایی که ارزش بازار آنها بیش از یک میلیارد دلار است)، سهام ارزشی و سهام رشدی را بر اساس شاخص‌های نسبت ارزش دفتری به ارزش بازار و قیمت بر عایدی هر سهم شناسایی می‌کند و سهام ارزشی را خریداری می‌کند و سهام رشدی را می‌فروشد (فروش استقراضی) و سبد خود را به طور متناوب با این استراتژی بازبینی می‌کند. سود سالانه این صندوق در سه سال گذشته حدود 10 درصد و در 10 سال گذشته که شامل بحران مالی اخیر نیز می‌شود، حدود 8 درصد بوده است که نسبت به شاخص کل عدد قابل قبولی است. همچنین بازده صندوق در سال 2012 حدود 20 درصد بوده است.
(1) LSV: Josef Lakonishok, Andrei Schleifer and Rob Vishny
*Mahdi.Heidari@hhs.se

**Ali.Ebrahimnejad@bc.edu



استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری (5)
استراتژی حال و احوال

مهدی حیدری*
علی ابراهیم‌نژاد**
در ادامه یادداشت‌های پیشین در مورد استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، در این یادداشت استراتژی صندوق سرمایه‌گذاری Twitter fund را معرفی می‌کنیم. یکی از زیبایی‌های دانش مالی، گستردگی و تنوع نگاه‌ها در آن است.

در این یادداشت، در ادامه استراتژی‌های سرمایه‌گذاری در صندوق‌های مشترک، به استراتژی جالب «حال‌و‌احوال مردم» خواهیم پرداخت. توجه به چنین استراتژی‌هایی علاوه بر سودمندی مستقیم در استفاده از آنها، بینش خوبی نسبت به آنچه در دنیای مالی می‌گذرد به ما می‌دهد. اصولا مساله‌ اصلی در بازارهای مالی بسیار ساده است: فردا بازار مثبت خواهد بود یا منفی؟ اما اهمیت این سوال ساده و درگیری افراد متعدد در آن، باعث شده روش‌های مختلف و متنوعی برای پاسخ دادن به آن پیشنهاد شود. برخی دست به دامن ریاضیات شده اند و از پیچیده‌ترین مدل‌ها و ابزارهای ریاضی برای پیش‌بینی وضعیت بازار و روند آتی آن استفاده می‌کنند. بعضی دیگر به سراغ بررسی وضعیت صنایع و شرکت‌های مختلف رفته‌اند و زیر و بم بازار محصولات تولیدی را برای پیش‌بینی قیمت آتی سهام مورد کنکاش قرار می‌دهند و عده ای به دنبال کشف اصول رفتاری و روانشناسی انسان‌ها در تصمیم‌گیری هستند تا با استفاده از آن، مکانیزم خرید و فروش دیگران را پیش‌بینی کنند و در نهایت پول بسازند! استراتژی مد نظر در این یادداشت در مورد اخیر (مالی‌رفتاری) طبقه‌بندی می‌شود. می‌دانیم واکنش به اخبار خوب یا بد تا حد زیادی تابع احساس و حال درونی افراد است. مثلا اگر فردی وضعیت روحی خوبی نداشته نباشد، احتمالا به یک خبر منفی حتي کم اهمیت، واکنش شدیدی نشان می‌دهد و دستور فروش صادر می‌کند. برعكس اگر کسی روز خوبی را آغاز کرده باشد، احتمالا هر خبر مثبت نسبی را بسیار جدی می‌گیرد. پس اگر بتوان حال و احوال کلی مردم در یک روز خاص را سنجید، می‌توان تا حدودی وضعیت بازار را پیش‌بینی کرد.
اما چگونه می‌توان از احوال مردم باخبر شد؟ شبکه‌های اجتماعی، به‌خصوص از نوع نوشتاری ابزار خوبی برای سنجش افکار و احوال مردم هستند. يكي از اين شبكه‌ها حدود 200 میلیون عضو دارد که روزانه حدود 100 میلیون پُست یا اظهار نظر در آن منتشر می‌کنند. محققان دانشگاه ایندیانا و منچستر در سال 2010 با استفاده از نرم‌افزارهایی، تعداد کلمات مرتبط با احساسات مثبت و منفی در اين شبكه را به صورت روزانه جمع‌آوری و با استفاده از آن حال عمومی مردم را اندازه گیری کرده‌اند و نشان داده‌اند احوال مردم پیش‌بینی کننده خوبی از وضعیت شاخص
داو جونز است به طوری که در حدود 88 درصد موارد، تغییر حال عمومی از خوب به بد و برعكس پیش‌بینی‌کننده تغییر جهت شاخص داو جونز بوده است. چند ماه بعد از انتشار نتایج این تحقیق، شرکت سرمایه‌گذاری Derwent Capital Markets در لندن دست به کار شد و صندوقی با این استراتژی تاسیس کرد. این صندوق با به کارگیری متخصصان علوم کامپیوتر، الگوریتمی را توسعه داده است که با استفاده از
اظهار نظرهای منتشر شده در اين شبكه، دستور خرید و یا فروش برای چند شاخص اصلی از جمله داوجونز را فراهم کند. به گفته مدیر صندوق، تنها نگرانی آنها، استفاده نکردن مردم از اين شبكه‌ها و به تعبیری بی‌خبر گذاشتن آنها از حال و احوالشان است!
* Mahdi.Heidari@hhs.se

* Ali.Ebrahimnejad@bc.edu



استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری(6)
استراتژی بازار سالاری!

مهدی حیدری*
علی ابراهیم‌نژاد**
در ادامه یادداشت‌های پیشین و آخرین نوشتار از سلسله نوشتارهای «استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری در بورس» در این یادداشت استراتژی بازار سالاری یا Marketocracy را معرفی می‌کنیم.


فناوری اطلاعات پیاده‌سازی بسیاری از ایده‌ها که قبلا نا ممکن بود را میسر ساخته است. یکی از این ایده‌ها، یافتن بهترین تحلیلگران بازار و استفاده از آنها برای مدیریت سبدسرمایه‌گذاری است. شرکت سرمایه‌گذاری Marketocracy با فراهم کردن امکان رقابت در مدیریت صندوق‌های مجازی در وب‌سایت این شرکت، حدود هفتاد هزار نفر را به کار گرفته است. این افراد بیش از 9 سال صندوق‌های مجازی خود را تجزیه و تحلیل و مدیریت کرده و پایگاه داده بزرگی ایجاد کرده اند. این کار به طور پیوسته ادامه دارد و Marketocracy تا به حال با بیش از 500 نفر از کسانی که عملکرد خوبی در مدیریت صندوق‌های مجازی داشته‌اند قرارداد همکاری بسته است. با این حساب در یک رقابت شفاف و بلند مدت و در محیطی شبیه به محیط واقعی، استعدادهای برتر برای مدیریت صندوق‌ها شناسایی می‌شوند و از آنها در تصمیمات سرمایه‌گذاری صندوق‌های زیر‌مجموعه استفاده مي‌شود. همچنین بعضی از شرکت‌های دیگر از پایگاه داده ایجاد شده استفاده می‌کنند و افراد شناسایی شده در این رقابت را به خدمت می‌گیرند.
همان‌طور که مشاهده می‌شود Marketocracy بیش از آنکه استراتژی خاصی در بازار سهام باشد، روشی است برای انتخاب مدیران سرمایه‌گذاری. روشی که با استفاده از نتایج عملکرد افراد در دوره ای طولانی مدت، آنها را انتخاب می‌کند. البته بازار سالاری برای افراد شرکت کننده هم سودمند است و راهی است که استعدادهای خود را در انتخاب سهام نشان دهند و وارد بازار شوند.
صندوق سرمایه‌گذاری The Masters 100 Fund یکی از صندوق‌های مجموعهMarketocracy است که از پایگاه داده آن برای انجام معاملات استفاده می‌کند. این صندوق از نتایج عملکرد سبدهای سرمایه‌گذاری فرضی که در واقع یک الگوریتم پیچیده کامپیوتری است و توسط 100 نفر از برترین اعضای سایت Marketocracy ایجاد شده بهره می‌برد. همچنین برخی از سهام استفاده شده توسط اعضای سایت که عملکرد خوبی داشته اند به طور جداگانه مورد توجه و بررسی قرار می‌گیرند و از آنها در صندوق استفاده می‌شود. علاوه بر صندوق‌های سرمایه‌گذاری مجموعهMarketocracy، اطلاعات تولید شده توسط این شرکت برای سرمایه‌گذاران حقیقی و حقوقی دیگر نیز قابل دسترسی و استفاده است، البته بعد از پرداخت هزینه!
در سلسله نوشتارهای «استراتژی‌های نوین سرمایه‌گذاری» تلاش شد تا با معرفی نمونه‌هایی از ایده‌های خلاقانه در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک، نمونه‌هایی از آخرین تحولات و نوآوری‌های بازارهای جهانی به خوانندگان محترم معرفی شود. امید است این نوشتارها گامی در جهت حرفه‌ای‌تر شدن و نوآوری در صندوق‌های سرمایه‌گذاری مشترک کشورمان باشد.
Mahdi.Heidari@hhs.se*
Ali.Ebrahimnejad@bc.edu**