گزينش مدلي کارآمد براي پيش بيني جريانهاي نقدي بر اساس مقايسه مدلهاي مربوط در شرکتهاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران 1384-1378
علي ثقفي1- حميد رضا فدائي2
1. دانشيار دانشگاه علامه طباطبايي، ايران
2. دانشجوي کارشناسي ارشد حسابداري دانشگاه علامه طباطبايي، ايران
چکيده:
تحقيق حاضر به بررسي مدلهاي پيش بيني جريانهاي نقدي مي پردازد و بر اساس خطاي مطلق پيش بيني قابليت پيش بيني مدلها را با يکديگر مقايسه مي کند. در تحليل ها از داده هاي 165 شرکت پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله زماني 1378 تا 1384 استفاده شده است. در اين تحقيق همچنين تاثير تغيير پذيري فروش ها و تغيير پذيري سودهاي عملياتي به عنوان شاخص هايي از تغيير پذيري محيط تجاري و همچنين تاثير اندازه شرکت بر قابليت پيش بيني هر يک از مدلها مورد بررسي قرار مي گيرد. به منظور بررسي تاثير هر يک از اين عوامل بر قابليت پيش بيني مدلها از همبستگي اسپيرمن مابين عوامل ذکر شده و خطاي مطلق پيش بيني استفاده شده است.
مقايسه مدلها در سطح کل شرکتها و همچنين در سطح صنايع به عمل آمده است. بر اساس نتايج به دست آمده مدلهايي که از اقلام تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي استفاده مي کنند نسبت به مدلهايي که تنها از جريان نقد براي پيش بيني استفاده مي نمايند قابليت پيش بيني بالاتري دارند.
بررسي همبستگي اسپيرمن نشان داد که تغيير پذيري فروش و تغيير پذيري سود هاي عملياتي بر قابليت پيش بيني مدلها تاثير گذار بوده است و با افزايش تغيير پذيري قابليت پيش بيني مدلها کاهش مي يابد. ولي اندازه شرکت هيچ گونه تاثيري در قابليت پيش بيني مدلها نداشته است.
واژه هاي کليدي: پيش بيني جريانهاي نقد آتي، وجوه نقد حاصل از عمليات، اقلام تعهدي، تغيير پذيري فروش، تغيير پذيري سودهاي عملياتي
مقدمه
امروزه سازمان هاي اقتصادي در جهت پيشبرد اهداف خود به شناسايي تک تک عوامل تأثير گذار بر توسعه آن سازمان مي پردازند. يکي از عواملي که مي تواند تأثير بسزايي در دستيابي به اين اهداف داشته باشد، وجه نقد است و عدم برنامه ريزي در رابطه با آن مي تواند مشکلات عديده اي را براي يک سازمان به وجود آورد. نه تنها آگاهي از وجه نقد و ميزان آن در هر سال براي يک سازمان مفيد مي باشد، بلکه پيش بيني آن نيز مي تواند به برنامه ريزي صحيح در ارتباط با منابع و مصارف سازمان در سالهاي آتي منجر شود. در حقيقت بنگاهي موفق تر است که نياز به منابع خود را از زمان حال پيش بيني کرده و در جهت تامين آن گام بردارد.
سرمايه گذاران نسبت به خريد سهام واحدهاي انتفاعي كه جريان وجوه نقد سرشاري دارند علاقه نشان ميدهند و از سرمايه گذاري در واحدهاي فاقد وجه نقد آزاد[1] ميپرهيزند. اعطا كنندگان وام و اعتبار دهندگان نيز براي جريان وجوه نقد واحدهاي انتفاعي اهميت خاصي قائلند. جريان هاي ورود و خروج وجه نقد و توان دسترسي واحدهاي انتفاعي به آن شالوده و مبناي بسياري از تصميمگيري ها و قضاوتهاي گروههاي عمده استفاده كننده از اطلاعات مالي واحدهاي انتفاعي را تشكيل مي دهد.
پيش بيني دقيق وجه نقد، خود نيازمند اطلاع و تحليل صحيحي از جريانهاي نقدي سال جاري و سالهاي قبل است. هنگامي مي توان موضوعي را با خطاي کمتري پيش بيني نمود که شناخت صحيح و دقيقي از گذشته و حال آن موضوع داشته باشيم.
اهميت پيش بيني جريان وجوه نقد
گزارشگري مالي بايد استفاده کنندگان از صورتهاي مالي را قادر به پيش بيني دقيق تر جريانهاي نقدي سازد. اين موضوع در چارچوب نظري گزارشگري مالي که تعيين کننده اهداف گزارشگري مالي است نيز به صراحت تأييد شده است. در بيانيه مفاهيم حسابداري مالي شماره يک هيئت تدوين استانداردهاي حسابداري مالي (FASB[2]) عنوان شده است که " گزارشگري مالي بايد به منظور کمک به سرمايه گذاران بالفعل و بالقوه، اعتبار دهندگان و ديگر استفاده کنندگان در برآورد مبلغ، زمان و عدم اطمينان دريافت هاي آتي اطلاعاتي را فراهم کند. چشم انداز اين دريافت هاي نقدي تحت تأثير توانايي شرکت در خلق وجه نقد کافي به منظور اداي تعهداتش به هنگام سررسيد و نيازهاي عملياتي نقدي از جمله سرمايه گذاري در عمليات، پرداخت سود نقدي سهام و همچنين تحت تأثير نگرش سرمايه گذاران و اعتبار دهندگان درباره توانايي تاثير گذاري آن بر قيمت سهام است. " ]13[
مفاهيم نظري گزارشگري مالي ايران نيز اين گونه بيان مي کند که " اتخاذ تصميمات اقتصادي توسط استفاده کنندگان صورتهاي مالي، مستلزم ارزيابي توان واحد تجاري جهت ايجاد وجه نقد، زمان و قطعيت ايجاد آن است ".]1[
استاندارد حسابداري شماره 2 ايران با عنوان " صورت جريان وجوه نقد " به منظور تأکيد بر اقلام صورت جريان وجوه نقد و توان پيش بيني کنندگي آنها بيان مي دارد " اطلاعات تاريخي مربوط به جريان وجوه نقد مي تواند در قضاوت نسبت به مبلغ، زمان و ميزان اطمينان از تحقق جريانهاي وجوه نقد آتي به استفاده کنندگان صورتهاي مالي کمک کند".]1[
با عنايت به آنچه که بيان گرديد و تأکيدي که چارچوب هاي نظري در ارتباط با بکارگيري صورتهاي مالي و مفيد بودن آن در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي و مبلغ و زمان اين وجوه دارند، مي توان به توجه خاص هيئت هاي استاندارد گذاري بر توانايي پيش بيني جريانهاي نقدي پي برد. اين امر نشان از خواسته هاي بستانکاران و سرمايه گذاران براي پيش بيني جريانهاي نقدي دارد که باعث شده است استاندارد گذاران حسابداري به منظور ارائه اطلاعات شفاف به بازار سرمايه و با آگاهي کامل از اهميت جريانهاي نقدي در تصميم گيري هاي سرمايه گذاران اقدام به انتشار بيانيه مفاهيم نظري شماره 7 ]15[و استاندارد شماره 95 ]14[با عنوان صورت جريان وجوه نقد نمايند.
مفاهيم نظري گزارشگري مالي بر قابليت اقلام تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي تاکيد نموده است و حسابداري تعهدي را به عنوان جزئي از گزارشگري مالي مي شناسد که مي تواند در پيش بيني جريانهاي نقدي اثر گذار باشد.
تاکيد مفاهيم نظري بر قابليت اقلام تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي
حسابداري تعهدي جزئي از گزارشگري مالي مي باشد که مي تواند به استفاده کنندگان اطلاعات مالي در پيش بيني هاي جريان وجوه نقد کمک کند. "ارزيابي توان ايجاد وجه نقد از طريق تمرکز بر وضعيت مالي، عملکرد مالي و جريانهاي نقدي واحد تجاري و استفاده از آنها در پيش بيني جريانهاي نقدي مورد انتظار و سنجش انعطاف پذيري مالي، تسهيل مي گردد. "]1[.
همچنين هيئت استانداردهاي حسابداري مالي(FASB) براي تأکيد بر اين موضوع بيان نموده است که"اطلاعات درباره سود شرکت براساس حسابداري تعهدي عموماً شاخص بهتري از توانايي جاري و مداوم شرکت در خلق جريان نقد نسبت به اطلاعات محدود شده به دريافتها و پرداختهاي نقد فراهم مي آورد. " ]14[
اين موضوع بر تأکيد FASB در رابطه با بکارگيري حسابداري تعهدي دلالت دارد. همچنين با توجه به بند بالا، FASB باور دارد در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي، سود نسبت به دريافتها و پرداختهاي آتي شاخص مطلوب تري است. به اين ترتيب پيش بيني جريانهاي نقدي زمينه ساز انجام تحقيقات گسترده اي شده است به گونه اي که تعداد زيادي از محققان، رابطه ميان اجزاء سود و معيارهاي انعطاف پذيري آتي را مورد بررسي قرار داده اند. از جمله اين محققان گرينبرگ، باون، بارس و ديگران بوده اند که در بخش هاي بعد به صورت کامل در رابطه با تحقيقات آنها بحث خواهد شد. ولي آنچه که از تحقيقات بر مي آيد آن است که با توجه به حجم نمونه و روش شناسي بکار رفته در هر تحقيق پاسخ هاي متفاوتي در رابطه با قدرت پيش بيني کنندگي اقلام تعهدي ارائه شده است.
تأکيد چارچوب هاي نظري بر اين است که بکارگيري اقلام تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي نسبت به زماني که تنها از جريانهاي نقدي جاري استفاده مي شود، قابليت پيش بيني را افزايش مي دهد. بر اساس آنچه که چارچوب هاي نظري بر آن تاکيد دارند نمي توان تنها از جريانهاي نقدي جاري براي پيش بيني استفاده نمود.
رويکردهاي تحقيقي در ارتباط با سودمندي اقلام تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي
فرض اساسي تحقيقات در محتواي اطلاعاتي سودها و ادبيات پيش بيني سود بر اين است که سودهاي حسابداري يک جايگزين خوب براي جريانهاي نقد آتي مي باشند. با اين حال از آنجائي که سودهاي حسابداري شامل اقلام تعهدي حسابداري هستند و از فعاليت هاي سرمايه گذاري مجزا مي باشند، تنها تحت شرايطي خاص (يا نشدني) سودهاي حسابداري مورد انتظار برابر جريانهاي نقد آتي مي شوند]25[. به علاوه نظر و صلاحديد مديران در انتخاب روشهاي تعهدي، قابليت اعتماد سودها را به عنوان جايگزين جريان نقد عملياتي کاهش مي دهد]11[ ]18[.
مشکلات پيش بيني سود هاي آتي و دستکاري مديريت در اين سودها باعث گرديد تا محققان اقدام به پيش بيني جريانهاي نقدي به صورت مستقيم نمايند و پيش بيني جريانهاي نقدي آتي را بدون استفاده از جايگزيني به نام سود انجام دهند. سه رويکرد تحقيقي براي ارزيابي تجربي سودمندي اقلام تعهدي در ارتباط با جريانهاي نقدي آتي، مورد استفاده قرار گرفته است. اين طبقه بندي بر گرفته از تحقيق يودر]28[ مي باشد.
رويکرد ارتباط ارزشي[3]
اين رويکرد بر ارتباط ارزشي اقلام تعهدي به واسطه رابطه شان با ارزش اوراق بهادار به طور همزمان تکيه دارد. استفاده از رويکرد ارتباط ارزشي براي ارزيابي سودمندي اقلام تعهدي بر دو فرض استوار است، کارائي بازار و کنترل کافي و مناسب ريسک.
بعضي از محققان مانند ديچو]10[ و ويلسون]26[ دريافتند که بين اجزاي مختلف سودهاي تعهدي با بازده سهام همبستگي وجود دارد. در اين شاخه از مطالعات ، از اطلاعات مربوط به سودها و اجزايشان استفاده مي شود. به عنوان مثال آنها از متغيرهاي وابسته به بازار (قيمتها و بازده) در ازاي معيارهاي حسابداري (جريانهاي نقد آتي) استفاده نمودند.
ويلسون محتواي اطلاعاتي اضافي اجزاء نقدي و غيرنقدي سودها در طي زمان اعلام سود و تاريخ هاي ارائه گزارش هاي سالانه را مدنظر قرار داده است. اين تحقيق، محتواي اطلاعاتي جريان نقد حاصل از عمليات و اقلام تعهدي را بيشتر از سودها بيان مي کند]26[ ]27[.
ري برن، باون و همکاران ، برنارد و استابر نتايج مختلفي را در ارتباط با اجزاء غيرقابل انتظار از جريانهاي نقدي، اقلام تعهدي و بازده سهام گزارش نمودند]24[ ]8[ ]7[.
بارس و همکاران برتري مدل سودهاي مجزايشان را نسبت به وجه نقد و سودهاي کل با R2 بالاتر، هنگامي که ارزش بازار سهام به عنوان يک متغير وابسته عمل مي کند نشان دادند]6[. در مقابل، تحقيقات ديگري توانايي پيش بيني ارقام حسابداري را با توجه به جريانهاي نقدي آتي و ارتباط شان با ارزش بازار سهام براساس خطاي پيش بيني خارج از نمونه مورد آزمون قرار دادند . نزديکترين تحقيق در اين رابطه به وسيله لو و همکاران ]21[ انجام شده است.
لو و همکاران گزارش نمود که اقلام تعهدي مشارکت با اهميتي در پيش بيني جريانهاي نقـدي آتـي انجام نمي دهند. آنها استنتاج کردند که مشارکت اقلام تعهدي از ديدگاه سرمايه گذاران اهميت اقتصادي ندارد. در حقيقت آنها دريافتند که بازدهي يک تا سه سال حاصل از يک پرتفوي کنترل شده که در آن براي پيش بيني جريانهاي نقدي آزاد آتي و سودها از جريانهاي نقدي و اقلام تعهدي استفاده مي شد از پرتفوئي که از اقلام تعهدي به عنوان پيش بيني کننده استفاده نمي کرد، بيشتر نبود]21[.
رويکرد محتواي اطلاعاتي
تحقيقات انجام شده در اين رويکرد بر ارزيابي سودمندي اقلام تعهدي با تکيه بر رابطه ميان اقلام تعهدي، جريانهاي نقدي آتي و سودهاي آتي تاکيد مي نمايد. ديچو و همکاران ، بارس و همکاران و کيم و کروس رابطه ميان اقلام تعهدي دوره جاري و جريانهاي نقدي دوره بعد را با استفاده از رگرسيون جريان نقدي در دوره بر جريانهاي نقدي و اقلام تعهدي دوره t پيش بيني کردند]11[ ]6[ ]20[. نتايج آزمونها، نشان دهنده قدرت تبيين رگرسيون بود.
ديچو و دايچو از رويکرد همبستگي ميان اقلام تعهدي دوره t و جريانهاي نقدي در دوره و استفاده نموده اند ]12[. ديچو و همکاران در سال 1998 با ارائه يک مدل جديد در رابطه با پيش بيني جريانهاي نقدي آتي بيان نمودند که سودها بهتر از جريانهاي نقدي جاري، جريانهاي نقدي آتي را پيش بيني مي کنند]11[.
رويکرد توان پيش بيني
تحقيقات انجام شده در اين رويکرد مفيد بودن اقلام تعهدي را با تکيه بر قابليت پيش بيني اضافي شان نسبت به جريانهاي نقدي آتي و سودها ارزيابي مي کند. چندين مطالعه قابليت پيش بيني اضافي سود[4] نسبت به جريانهاي نقدي را مورد بررسي قرار داده اند. باون و همکاران هيچ گونه شواهدي پيرامون اين موضوع که سودهاي قبل از اقلام غير مترقبه پيش بيني کننده بهتري از جريانهاي نقد عملياتي آتي نسبت به مدل گام تصادفي جريانهاي نقدي مي باشند را نيافتند]11[.
در مقابل تحقيق ديچو و همکاران نشان داد، سود قبل از اقلام غير مترقبه و عمليات متوقف شده، پيش بيني بهتري از جريانهاي نقدي براساس مدل گام تصادفي را در بردارد]11[. فينگر با بکارگيري تکنيک هاي سري زماني، شواهدي را مبني بر اينکه سودهاي گذشته پيش از جريانهاي نقدي گذشته قابليت پيش بيني جريانهاي نقدي آتي را دارند، نيافت]16[.
گرينبرگ و همکاران دريافتند که سودهاي کل، ارتباط بيشتري با جريانهاي نقد آتي نسبت به جريانهاي نقد جاري نشان مي دهد (در اکثر شرکتهاي نمونه). با استفاده از مدلهاي پيش بيني که ادعاي FASB را به صورت مستقيم تفسير مي کرد، گرينبرگ و همکاران شواهدي را فراهم نمودند که از ادعاي FASB حمايت مي کرد]17[.
در جهت عکس باون نتايجي را گزارش نمود که ادعايي که سودها ارتباط بيشتري با جريانهاي نقدي آتي نسبت به معيارهاي متفاوت جريان نقد جاري دارند را حمايت نمي کرد]8[.
به طور مشابه با استفاده از يک نمونه بزرگتر بارس و همکاران دريافتند که جريانهاي نقدي جاري نسبت به سودهاي جاري ارتباط قوي تري با جريانهاي نقدي آتي دارند. با اين حال، آنها مستند نمودند که سودهاي جاري تفکيک شده به جريـان نقـد عملياتي و اجـزاء اقـلام تعهدي ارتباط با اهميت تري با جريانهاي نقدي آتي نسبت به چندين وقفه از سودها و جريان نقد جاري به تنهايي دارد]6[.
از جمله ديگر تحقيقاتي که در اين رويکرد مي توان از آنها نام برد تحقيقات لورک و همکاران (1993)، لورک و ويلينگر (1996) و يودر (2007) مي باشد]22[ ]23[ ]28[.
ويژگي هاي شرکت
ديچو و دايچو در تحقيق خود ويژگي هاي شرکت را به عنوان عوامل تأثير گذار بر کيفيت اقلام تعهدي و پيش بيني جريانهاي نقدي آتي مورد بررسي و آزمون قرار دادند. آنها بيان نمودند که ويژگي هاي شرکت مي تواند به عنوان ابزاري براي ارزيابي کيفيت اقلام تعهدي استفاده شود]12[. از جمله ويژگي هاي شرکت مي توان به طول چرخه عمليات، انحراف استاندارد فروش، جريان نقد، اقلام تعهدي و سود عملياتي اشاره نمود.
با توجه به اينکه ويژگي هاي شرکت مي تواند بر قابليت پيش بيني مدل هاي اقلام تعهدي و مدلهاي جريان نقد تأثير بگذارد در اين تحقيق اقدام به بررسي دو ويژگي شرکت به عنوان ويژگي هاي اصلي تأثير گذار بر قابليت پيش بيني مدلها شده است. اين دو ويژگي عبارتند از تغيير پذيري فروش ها و سودهاي عملياتي و اندازه شرکت.
تغيير پذيري فروش ها و سودهاي عملياتي
تغيير پذيري فروش و سودهاي عملياتي عموماً از ادبيات پيش بيني سود و تأثيرات اين تغيير پذيري بر روي پيش بيني سود برگرفته شده است. اين گونه ارتباط را مي توان با اثرات تغييرات سود بر روي اقلام تعهدي و در نتيجه بر روي پيش بيني هاي جريان نقد آتي شرکت مورد بررسي قرار داد. تغيير پذيري فروش ها و سودهاي عملياتي، منعکس کننده تغيير پذيري محيط عملياتي شرکت مي باشد. شرکتهاي بزرگ عمليات پايدار و قابل پيش بيني دارند و بنابراين خطاي پيش بيني کمتر و کوچکتري خواهند داشت]12[.
اندازه شرکت
يکي ديگر از ويژگي هاي شرکت که مي تواند در پيش بيني جريانهاي نقدي تأثير گذار باشد اندازه شرکت است. شرکتهاي بزرگتر احتمالاً پارامترهاي با ثبات تري براي مدلهاي اقلام تعهدي از قبيل مشتريان و فروشندگان گوناگون دارند. براي شرکتهاي کوچک، پارامترهاي مدل ممکن است به گونه اي با اهميت از مشتريان و يا قراردادها تأثير بپذيرد.
هر چه اندازه شرکت بزرگتر باشد از دست دادن مشتريان و يا قراردادها نمي توانند تأثير با اهميتي بر توانايي خلق سود شرکت بگذارد و در نتيجه نمي تواند جريانهاي نقدي شرکت را تحت تأثير قرار دهد. براساس موارد ذکر شده اندازه شرکت احتمالاً همبستگي منفي با تغيير پذيري جريانهاي نقدي دارد. بنابراين انتظار مي رود که قابليت پيش بيني مدلهاي پيش بيني جريانهاي نقدي با اندازه شرکت افزايش يابد.
پيشينه تحقيق در ايران
در رابطه با پيش بيني و اندازه گيري جريانهاي نقدي آتي و محتواي اطلاعاتي آنها تحقيقات مختلفي در ايران انجام شده است. رعيت کاشاني بيان نمود که سود تعهدي نمي تواند تفسيري روشن در مورد روند جريانهاي نقدي و همچنين اطلاعاتي درباره آن ارائه نمايد. به علاوه به علت عدم وجود رابطه بين سرمايه در گردش و جريانهاي عملياتي، سرمايه در گردش نيز نمي تواند خلاء اطلاعاتي ناشي از فقدان صورت جريان وجوه نقد را پر نمايد. در نتيجه تهيه صورت جريان وجوه نقد به منظور تکميل فرآيند گزارشگري مالي لازم و ضروري مي باشد.]3[
عرب مازار رابطه معني داري ميان تغييرات غير منتظره بازده سهام شرکتها و تغييرات غير منتظره جريانهاي نقدي حاصل از عمليات به دست نياورد. در مقابل مجموعه شواهـد به دست آمده در ايـن تحقيق و نتايـج آزمون ها اولاً بيانگر رابطه معني دار ميان تغييرات غير منتظره سود و تغييرات غيرمنتظره بازده سهام است و ثانياً حکايت از محتواي افزاينده سود و هر دو متغير جريانهاي تعهدي (سود و سرمايه در گردش حاصل از عمليات به همراه هم) نسبت به محتواي جريانهاي نقدي حاصل از عمليات دارد.]4[
نتايج تحقيق مدرس بيان مي دارد که استفاده همزمان از جريانهاي نقدي عملياتي تاريخي و سودهاي تاريخي تا حد زيادي مدل پيش بيني را بهبود مي بخشد.]5[ يافته هاي تحقيق ثقفي و هاشمي نشان مي دهد که بين جريان هاي نقدي عملياتي و سود حسابداري و اجزاي آن رابطه معني داري وجود دارد. در مجموع يافته هاي اين تحقيق با نظريه توانايي سود حسابداري و اجزاي آن در پيش بيني جريانهاي نقدي عملياتي و همچنين نظريه برتري توانايي سود در پيش بيني جريان هاي نقدي نسبت به جريانهاي نقدي هماهنگي دارد.]2[
فرضيه هاي تحقيق
آنچه که از تحقيقات پيشين بر مي آيد: احتمالا قابليت پيش بيني جريانهاي نقدي آتي بر اساس مدلهاي اقلام تعهدي نسبت به مدلهايي که فقط از جريانهاي نقدي به منظور پيش بيني استفاده مي نمايند بيشتر است. اين سئوال منجر به طرح فرضيه اول تحقيق مي شود که به صورت زير بيان مي گردد:
فرضيه 1: قابليت پيش بيني جريانهاي نقدي آتي بر اساس مدل اقلام تعهدي، بيشتر از مدلهاي است که صرفا از اطلاعات جريانهاي نقدي استفاده مي کنند.
با توجه به اينکه ويژگي هاي شرکت مي تواند بر قابليت پيش بيني اضافي مدل اقلام تعهدي اثر گذار باشد ، دو ويژگي شرکت بر اساس تحقيقات ديچو و دايچو ]12[ در اين بخش آزمون مي شود. اين دو ويژگي عبارتند از : تغيير پذيري فروش ها و سود هاي عملياتي و اندازه شرکت .
فرضيه 2: قابليت پيش بيني مدلهاي مبتني بر اقلام تعهدي و مدلهايي که فقط از جريان نقد براي پيش بيني استفاده مي کنند، با تغيير پذيري فروش ها و تغيير پذيري سودهاي عملياتي، تغيير مي کند.
فرضيه 3: قابليت پيش بيني مدلهاي مبتني بر اقلام تعهدي و مدلهايي که صرفا از جريانهاي نقدي استفاده مي کنند ، با افزايش اندازه شرکت، افزايش مي يابد.
مدلها و متغير هاي عملياتي تحقيق :
در اين قسمت مدلهايي که در تحقيق فوق مورد بررسي قرار گرفته است ارائه گرديده است. در بخش اول مدلهاي پيش بيني بر اساس جريان نقد و سپس مدل اقلام تعهدي بيان مي شود.
مدلهاي پيش بيني براساس جريان نقد :
در اين تحقيق از دو مدل پيش بيني براساس جريان نقد براي مقايسه قابليت پيش بيني آنها با مدلهاي اقلام تعهدي استفاده مي شود. اولين مدل فرض مي کند که جريانهاي نقدي به صورت گام تصادفي رفتار مي کنند. مدل جريان نقدي گام تصادفي به وسيله باون و همکاران ]8[ و ديچو و همکاران ]11[ استفاده شده است.
مدل جريان نقدي گام تصادفي (مدل [5]CFRW) :
(1)
جريان نقدي حاصل از عمليات شرکت i در دوره t ،در اين مدل به عنوان متغير مستقل مورد استفاده قرار گرفته است.
جريان نقدي حاصل از عمليات شرکت i در دوره 1+ t،که متغير وابسته اين مدل مي باشد.
دومين مدل ، جريان هاي نقدي دوره بعد را به عنوان تابع خطي از جريانهاي نقدي دوره جاري پيش بيني مي کند. همه رگرسيون هاي حداقل مربعات در اين تحقيق به وسيله همگن سازي همه متغيرها به وسيله ميانگين مجموع دارايي ها ارزيابي مي شود.
مدل رگرسيون جريان نقد (مدل [6]CFREG) :
(2)
مدلهاي پيش بيني براساس اقلام تعهدي:
به منظور پيش بيني جريانهاي نقدي آتي در بسياري از تحقيقات از مدلهاي مبتني بر اقلام تعهدي استفاده شده است. فرض اوليه اين مدلها بر اين است که تغييرات در اقلام تعهدي به پيش بيني جريانهاي نقدي آتي کمک مي نمايد. در ذيل دو مدل پيش بيني مبتني بر اقلام تعهدي ارائه گرديده است که در اين تحقيق مورد آزمون قرار مي گيرد.
مدل بارس:
بارس و همکاران ]6[سودهاي جاري را به 6 جزء تعهدي و 1 جزء نقدي تقسيم نموده اند. در مدل بارس استهلاک دارايي هاي مشهود و نامشهود به عنوان دو متغير مستقل استفاده شده است. مدل ارائه شده به صورت زير مي باشد :
(3)
اقلام تشکيل دهنده مدل به صورت زير تعريف مي گردد :
= تغيير در حسابهاي دريافتني
= تغيير در حسابهاي پرداختني
= تغيير در موجودي کالا
DEPR = هزينه استهلاک دارايي ثابت ( در مدل بارس استهلاک دارايي هاي مشهود و نامشهود جدا شده است.)
OP = سود عملياتي
مدل تعهدي کامل:
اين مدل توسط Kim و Kroos در سال 2002 استفاده گرديده است.]19[ تغييرات در اقلام تعهدي از صورت جريان وجوه نقد استخراج مي شود. اگر صورت جريان وجوه نقد در دسترس نباشد تغيير بر اساس تفاوت بين اقلام تعهدي دوره جاري و اقلام تعهدي دوره قبل قابل محاسبه است .
(4)
= کل اقلام تعهدي شرکت i در دوره t
روشهاي آزمون فرضيه ها :
در فرضيه اول قابليت پيش بيني جريانهاي نقدي آتي براي هر 4 مدل به دست مي آيد. قابليت پيش بيني مدلها بوسيله خطاي پيش بيني مطلق اندازه گرفته مي شود و هر مدل که خطاي پيش بيني پائين تري داشته باشد به عنوان مدلي کارآمد براي پيش بيني جريانهاي نقدي مورد استفاده قرار مي گيرد. خطاي پيش بيني در مدل اول از تفاوت مقدار واقعي و مقدار پيش بيني شده محاسبه مي گردد و در مدلهاي بعد خطاي پيش بيني براي هر شرکت سال از مدل رگرسيوني به دست مي آيد.
براي آزمون فرضيه اول قابليت پيش بيني مدلها بوسيله خطاي پيش بيني مطلق اندازه گرفته مي شود. براي ارزيابي قابليت پيش بيني اضافي[7] مدل هاي تعهدي، خطاي پيش بيني مطلق مدلها با خطاي پيش بيني مدل هاي جريان نقدي مقايسه مي گردد.
فرضيه دوم قابليت پيش بيني مدلهاي مبتني بر اقلام تعهدي و مدلهايي که صرفا از جريانهاي نقدي استفاده مي کنند را با تغيير پذيري فروش ها و سودهاي عملياتي مورد بررسي قرار مي دهد، اين دو ويژگي به صورت زير تعريف مي گردد:
تغيير پذيري فروشها که بر اساس انحراف استاندارد نسبت براي تمام سالهاي نمونه محاسبه مي شود .
فروش سالانه (خالص) در دوره t
ميانگين مجموع دارايي هاي اول و پايان دوره t.
تغيير پذيري سود عملياتي که بر اساس انحراف استاندارد سود عملياتي که با ميانگين مجموع دارايي ها همگن شده است براي تمام سالهاي نمونه محاسبه مي شود .
سود عملياتي
در فرضيه سوم همبستگي بين قابليت پيش بيني مدلهاي مبتني بر اقلام تعهدي و مدلهايي که صرفا از جريانهاي نقدي استفاده مي کنند با اندازه شرکت مورد بررسي قرار مي گيرد. شاخص استفاده شده براي اندازه شرکت ميانگين مجموع دارايي ها مي باشد.
فرضيه دوم و سوم به وسيله آزمايش همبستگي اسپيرمن[8] مابين ويژگي هاي شرکت و خطاي پيش بيني (همگن شده با ميانگين مجموع دارايي ها ) 4 مدل ارائه شده به صورت تک تک آزمون مي شود.
جامعه آماري و روش نمونه گيري
جامعه آماري در اين تحقيق به دلايل زير شرکتهاي پذيرفته شده در بورس مي باشد:
1- دسترسي به اطلاعات مالي شرکتهاي پذيرفته شده در بورس ، امکان پذير است .
2- معيارها و ضوابط خاصي براي پذيرش و ادامه فعاليت شرکتها در بورس و نحوه گزارشگري آنها وضع شده است ؛ از اين رو به نظر مي رسد اطلاعات مندرج در صورتهاي مالي اين شرکتها از کيفيت بالاتري برخوردار بوده و اطلاعات آنها همگن تر است .
3- نياز به پيش بيني جريانهاي نقدي آتي توسط سرمايه گذاران بالفعل و بالقوه شرکتهاي پذيرفته در بورس نسبت به بقيه شرکتها ، بيشتر است .
روش نمونه گيري ، روش حذفي بوده است. بدين ترتيب که کليه شرکتهاي عضو جامعه آماري که داراي شرايط زير بوده جزء نمونه آماري لحاظ شده و آن دسته از شرکتهايي که اين شرايط را نداشته اند از نمونه آماري، حذف گرديده اند. شرايط مذکور به شرح زير مي باشند:
1- اطلاعات مالي شرکت براي دوره زماني بين 01/01/1378 الي 29/12/1384 موجود باشد.
2- شرکت در طي دوره مورد بررسي تغيير سال مالي را تجربه نکرده باشد .
3- سال مالي آن ها منتهي به پايان اسفند ماه باشد.
4- شرکتهايي که تا پايان سال 1378 در بورس اوراق بهادار پذيرفته شده باشند و همچنين نام شرکت در دوره مورد بررسي از بين شرکت هاي پذيرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران حذف نشده باشد.
5- يک شرکت سرمايه گذاري يا چند رشته اي صنعتي(بر اساس طبقه بندي سازمان بورس) نباشد.
با اعمال معيارهاي فوق تعداد 165 شرکت به عنوان نمونه انتخاب شدند و داده هاي مربوط به 7 سال آنها (1378 الي 1384) از صورتهاي مالي و نرم افزار تدبير استخراج گرديد. تخمين هاي انجام شده به وسيله نرم افزارهاي spss و eviews انجام شده است.
آمار توصيفي:
نگاره 1 آمار توصيفي متغيرهايي که در مدل هاي پيش بيني استفاده گرديده است را نشان مي دهد. ميانه و ميانگين جريان نقد حاصل از عمليات، تغيير در حسابهاي دريافتني و پرداختني مثبت بوده و ساير اقلام تعهدي منفي مي باشد. ميانه و ميانگين مثبت براي کل اقلام تعهدي نشان دهنده اين حقيقت است که جريان نقد حاصل از عمليات کوچکتر از سود عملياتي مي باشد.همچنين اقلام تعهدي جاري همچون ، و نسبت به استهلاک که يک قلم تعهدي بلند مدت مي باشد تغيير پذيري بيشتري دارند.
نگاره1 :آمار توصيفي
|
نام متغير |
Mean |
Median |
Std. Deviation |
|
CFO |
0.111 |
0.102 |
0.163 |
|
|
0.035 |
0.031 |
0.066 |
|
|
0.023 |
0.009 |
0.088 |
|
DEPR |
0.023 |
0.017 |
0.022 |
|
OTHER |
-0.011 |
-0.013 |
0.116 |
|
|
0.041 |
0.037 |
0.079 |
|
ACCRUALS |
0.034 |
0.036 |
0.116 |
يافته هاي تحقيق :
به منظور انتخاب مدل کارآمد براي پيش بيني جريانهاي نقدي آتي ، آزمون هاي آماري لازم با استفاده از الگوهاي پارامتري و رگرسيون تک متغيره و چند متغيره انجام شد و خطاي مطلق پيش بيني هر يک از مدلها با يکديگر مقايسه گرديد. در انتها براي تعيين اثر گذاري محيط تجاري (ويژگي هاي شرکت) بر روي قابليت پيش بيني مدل ها از همبستگي اسپيرمن مابين ويژگي هاي شرکت و خطاي مطلق پيش بيني هر يک از مدل ها استفاده گرديد . تخمين مدل هاي رگرسيوني در سطح کل شرکتها انجام گرديد و به منظور بررسي دقيق تر و ارزيابي اثر صنايع بر قدرت پيش بيني مدل هاي تحقيق، آزمونها در 7 صنعت مورد بررسي قرار گرفت. صنايع بررسي شده شامل صنعت خودرو و ساخت قطعات، فلزات اساسي ، ماشين آلات و تجهيزات، محصولات شيميايي، منسوجات ، مواد داروئي و مواد غذايي مي باشند. يافته هاي حاصل از آزمون فرضيه ها به شرح زير مي باشد :
به منظور بررسي فرضيه اول در ابتدا مدلهاي 2 ،3 و 4 تخمين زده شدند و ضرايب هر يک از متغيرهاي به کار رفته در هر مدل تخمين زده شد که در نگاره شماره 2 ارائه گرديده است. مدل اول تحقيق پارامتري بوده و به همين جهت براي آن هيچگونه تخمين رگرسيوني انجام نشده است.
نگاره 2 :نتايج تخمين مدلهاي تحقيق در سطح کل شرکتها
|
مدل 4 |
مدل 3 |
مدل 2 |
نام متغير | ||||||
|
prob |
t-statistic |
coef |
prob |
t-statistic |
coef |
prob |
t-statistic |
coef | |
|
0.2674 |
1.1096 |
0.0064 |
0.6902 |
0.049 |
0.0012 |
0.000 |
8.25 |
0.0462 |
c |
|
0.000 |
24.66 |
0.7054 |
0.000 |
24.00 |
0.0295 |
0.000 |
18.18 |
0.5227 |
CFO |
|
|
|
|
0.000 |
5.13 |
0.3385 |
|
|
|
|
|
|
|
|
0.000 |
8.31 |
-0.5943 |
|
|
|
|
|
|
|
|
0.000 |
6.54 |
0.3899 |
|
|
|
|
|
|
|
|
0.5948 |
-0.5321 |
-0.0031 |
|
|
|
DEPR |
|
|
|
|
0.000 |
10.34 |
0.4646 |
|
|
|
OTHER |
|
0.000 |
12.59 |
0.4791 |
|
|
|
|
|
|
ACCRUALS |
بر اساس نتايج به دست آمده از تخمين مدلها خطاي مطلق پيش بيني هر يک از مدلها محاسبه گرديد. در نگاره شماره 3 خطاي پيش بيني مدلها به همراه R2 و R2 تعديل شده ارائه گرديده است. مدل دوم يک مدل تک متغيره ساده مي باشد که R2 تعديل شده آن نسبت به 2 مدل رگرسيوني ديگر کمتر مي باشد و نشان از قابليت تبيين پايين اين مدل مي باشد، به گونه اي که تنها 25/0 تغييرات متغير مستقل ، تغييرات متغير وابسته را توجيه مي نمايد.
نگاره 3: خطاي پيش بيني مطلق و ضريب تعيين مدلها
|
R2 تعديل شده |
median absolute forecast error | |||
|
TA |
CASH | |||
|
مدل 1 (پارامتري) |
- |
- |
0.09567 |
0.7179 |
|
مدل 2 |
0.2597 |
0.2589 |
0.08263 |
0.6437 |
|
مدل 3 |
0.4365 |
0.4321 |
0.07199 |
0.5771 |
|
مدل 4 |
0.406 |
0.4047 |
0.07395 |
0.5763 |
در مدل شماره 3 که به عنوان مدل بارس معروف مي باشد جريان هاي نقدي آتي با استفاده از 6 متغير تخمين زده شده است. R2 تعديل شده اين مدل از ساير مدل ها بالاتر مي باشد و دليل اصلي اين موضوع اضافه شدن متغيرهاي پيش بيني و همچنين تجزيه سود عملياتي به اجزاء اقلام تعهدي مي باشد که توانسته قدرت تبيين مدل را بالا برد. البته هنگامي که مدل فوق با مدل شماره 4 که در آن از مجموع اقلام تعهدي و جريان نقد استفاده شده مقايسه مي گردد R2 تعديل شده دو مدل تفاوت زيادي ندارند و مي توان اينگونه نتيجه گرفت که مدل شماره 4 عليرغم اينکه R2 تعديل شده کمتري از مدل شماره 3 دارد ولي مدل کارآمدتري مي باشد. در حقيقت مدل 4 تنها با 2 متغير اقدام به پيش بيني جريانهاي نقدي آتي مي نمايد و اين در حاليست که پيش بيني در مدل 3 به وسيله 6 متغير انجام مي شود که اين موضوع نشان از ساده تر بودن مدل شماره 4 براي پيش بيني مي باشد. با بررسي خطاي مطلق پيش بيني مدل هاي شماره 3 و 4 که به عنوان مدل هاي تعهدي در اين تحقيق از آنها نام برده شده مي توان دريافت که اين مدلها داراي خطاي مطلق پيش بيني کمتري نسبت به مدلهاي نقدي مي باشند به نحوي که خطاي پيش بيني دو مدل 3 و 4 تا اندازه زيادي به يکديگر نزديک بوده و از ساير مدلها کمتر مي باشند. ولي با توجه به اينکه مدل 3 از 6 متغير براي پيش بيني استفاده نموده و در مدل 4 تنها از 2 متغير استفاده شده است مي توان بيان نمود که از لحاظ کارايي مدل شماره 4 کاراتر مي باشد. بدين ترتيب فرضيه اول تحقيق اثبات مي شود و مي توان بيان نمود که مدل هاي تعهدي قابليت پيش بيني بيشتري از مدل هاي نقدي دارند.
بررسي فرضيه اول در صنايع مختلف :
فرضيه اول اين تحقيق در سطح صنايع مختلف نيز مورد آزمون قرار گرفته است. نگاره شماره 4 خطاي پيش بيني مدلها و R2 تعديل شده چهار مدل آزمون شده در سطح صنايع مختلف را نشان مي دهد. ( با توجه به اينکه مدل شماره 1 پارامتري مي باشد R2 تعديل شده براي آن محاسبه نشده است.)
نگاره 4 : خطاي مطلق پيش بيني و R2 تعديل شده هر مدل در صنايع مختلف
|
median absolute forecast error |
R2 تعديل شده |
نام صنعت | |||||
|
مدل 4 |
مدل 3 |
مدل 2 |
مدل 1 |
مدل 4 |
مدل 3 |
مدل 2 | |
|
0.6578 |
0.652 |
0.6037 |
0.9298 |
0.177 |
0.1682 |
0.0987 |
خودرو و ساخت قطعات |
|
0.6249 |
0.6286 |
0.6584 |
0.9189 |
0.312 |
0.3261 |
0.1701 |
فلزات اساسي |
|
0.8932 |
0.8924 |
0.8834 |
0.9607 |
0.1626 |
0.2226 |
0.1359 |
ماشين آلات و تجهيزات |
|
0.4388 |
0.3395 |
0.503 |
0.5564 |
0.2098 |
0.4131 |
0.0883 |
محصولات شيميايي |
|
0.3082 |
0.352 |
0.4306 |
0.6515 |
0.5217 |
0.4907 |
0.2816 |
منسوجات |
|
0.3394 |
0.3662 |
- |
0.4605 |
0.1652 |
0.1947 |
- |
مواد دارويي |
|
0.5806 |
0.6274 |
0.6571 |
1.035 |
0.2295 |
0.2523 |
0.0349 |
مواد غذايي |
بر اساس خطاي مطلق پيش بيني، مدلهاي کارآمد در هر صنعت در نگاره شماره 5 ارائه شده است. همانطور که مشاهده مي شود در 5 صنعت مدلهاي تعهدي به عنوان مدل هاي پيش بيني کننده برتر انتخاب گرديده اند و تنها در 2 صنعت مدلهاي نقدي قابليت پيش بيني بالاتري نسبت به مدلهاي تعهدي دارند. مدل شماره 4 در 4 صنعت به عنوان مدل بهينه انتخاب گرديده و تنها در صنعت محصولات شيميايي مدل شماره 3 به عنوان مدل بهينه مي باشد. که اين موضوع نشان از برتري مدل شماره 4 نسبت به مدل شماره 3 در سطح صنايع مختلف مي باشد.
نگاره 5: مدل کارآمد در هر يک از صنايع
|
نام صنعت |
تعداد شرکت |
تعداد مشاهدات |
مدل کارآمد |
خطاي مطلق پيش بيني |
R2 |
R2 تعديل شده |
|
خودرو و ساخت قطعات |
20 |
120 |
شماره 2 |
6037/0 |
1062/0 |
0987/0 |
|
فلزات اساسي |
12 |
67 |
شماره 4 |
6249/0 |
3328/0 |
3120/0 |
|
ماشين آلات و تجهيزات |
18 |
108 |
شماره 2 |
8834/0 |
1439/0 |
1359/0 |
|
محصولات شيميايي |
12 |
56 |
شماره 3 |
3395/0 |
4771/0 |
4131/0 |
|
منسوجات |
13 |
54 |
شماره 4 |
3082/0 |
5397/0 |
5217/0 |
|
مواد داروئي |
16 |
93 |
شماره 4 |
3394/0 |
1834/0 |
1652/0 |
|
مواد غذايي |
16 |
94 |
شماره 4 |
5806/0 |
2461/0 |
2295/0 |
فرضيه دوم تحقيق رابطه بين تغيير پذيري فروش و تغيير پذيري سودهاي عملياتي و قابليت پيش بيني مدلها را مورد بررسي قرار مي دهد. براساس داده هاي نگاره شماره 6 همبستگي اسپيرمن بين تغيير پذيري فروش و سودهاي عملياتي و خطاي مطلق پيش بيني مدل هاي جريان هاي نقدي ارائه شده است. همبستگي مابين خطاي پيش بيني مدلها و ويژگي هاي شرکت ضعيف مي باشد و بيشترين همبستگي ميان مدل 4 و تغيير پذيري سود عملياتي بوده و برابر 245/0 است، که همبستگي ضعيفي مي باشد. با وجود همبستگي نه چندان قوي مابين تغيير پذيري فروش و سود عملياتي و خطاي پيش بيني مدل ها، شواهد حاکي از تأثيرگذاري تغيير پذيري فروش و سودهاي عملياتي بر خطاي پيش بيني مدلها مي باشد. اين تغيير پذيري توانسته بر قدرت پيش بيني مدلها تأثيرگذار باشد و با خطاي مدلها هم جهت است( ضريب همبستگي مثبت است). به اين ترتيب با افزايش تغيير پذيري، خطاي مطلق پيش بيني مدلها افزايش مي يابد. به دليل نزديک بودن مقادير همبستگي در مدل هاي مختلف مي توان عنوان نمود که تغيير پذيري فروش و سودهاي عملياتي بر روي مدل هاي مختلف داراي اثر يکساني مي باشند. در نتيجه فرضيه دوم تحقيق نيز پذيرفته مي شود.
نگاره 6: همبستگي اسپيرمن مابين ويژگي هاي شرکت و خطاي مطلق پيش بيني مدل ها
|
شماره مدل ويژگي شرکت |
Model 1 |
Model 2 |
Model 3 |
Model 4 |
|
تغيير پذيري سود عملياتي |
209/0 |
236/0 |
198/0 |
245/0 |
|
تغيير پذيري فروش |
218/0 |
214/0 |
244/0 |
234/0 |
فرضيه سوم به بررسي رابطه بين اندازه شرکت و قابليت پيش بيني مدلها مي پردازد. براساس داده هاي نگاره شماره 7 ، مابين اندازه شرکت و قابليت پيش بيني مدل ها همبستگي وجود ندارد و تنها در دو مدل 1 و 4 همبستگي ضعيفي وجود دارد که در مدل اول علامت همبستگي منفي بوده و مورد انتظار است، ولي در مدل 4 اين علامت مثبت مي باشد و در حقيقت با افزايش اندازه شرکت خطاهاي پيش بيني مدل 4 نيز افزايش مي يابد. به دليل وجود همبستگي ضعيف بين اندازه شرکت و خطاي مطلق پيش بيني مدل هاي جريانهاي نقدي فرضيه شماره 3 تحقيق رد مي شود، به گونه اي که بين اندازه شرکت و قابليت پيش بيني مدل هاي جريانهاي نقدي هيچ گونه رابطه معناداري وجود ندارد.
نگاره 7: همبستگي اسپيرمن مابين اندازه شرکت و خطاي مطلق پيش بيني مدل ها
|
نام مدل ويژگي شرکت |
Model 1 |
Model 2 |
Model 3 |
Model 4 |
|
size |
168/0- |
064/0 |
065/0 |
126/0 |
نتيجه گيري و توضيح نتايج :
بر اساس آنچه که در بخش قبل ذکر گرديد فرضيه اول تحقيق پذيرفته شد. در حقيقت مدلهاي مبتني بر اقلام تعهدي نسبت به مدلهاي مبتني بر جريان نقد داراي قدرت پيش بيني اضافي مي باشند. اين همان موضوعي است که در تحقيقات خارجي نيز تاييد شده است و نتايج بدست آمده در اين تحقيق نيز مصداقي بر اين ادعا مي باشد و ادعاي FASB را نيز تأييد مي نمايد.
در مدل سوم از اجزاي اقلام تعهدي و جريان نقد عملياتي براي پيش بيني جريانهاي نقد آتي استفاده شده است. براساس نتايج به دست آمده، بکارگيري هزينه استهلاک در مدل فوق معني دار نمي باشد و ضريب آن برابر صفر است. اين موضوع مي تواند بيانگر عدم تأثيرگذاري اقلام بلندمدت تعهدي بر قابليت پيش بيني مدل شماره 3 باشد. اين نتيجه در تضاد با تحقيق بارس و همکاران ]6[ مي باشد. در آن تحقيق اقلام تعهدي بلند مدت (شامل استهلاک دارائي هاي مشهود و نامشهود) قدرت پيش بيني مدل را افزايش مي دهد. از جمله دلايلي که مي توان در ارتباط با اين نتيجه مطرح نمود طريقه محاسبه استهلاک است به نحوي که هزينه استهلاک براساس جداول مالياتي که توسط وزارت امور اقتصادي و دارائي ارائه مي گردد بدون در نظر گرفتن عمر اقتصادي دارائيها محاسبه مي شود و ممکن است دارائي در طي 10 سال مستهلک گردد ولي پس از ده سال نيز در حال کار باشد و تأثيري در جريان وجوه نقد نداشته باشد و لزومي به خريد دارائي جديد نباشد.
عموما جايگزيني دارايي ها در کشورهاي توسعه يافته اقتصادي به دليل پيشرفت تکنولوژي در کوتاه مدت انجام مي گيرد و با پيشرفت تکنولوژي شرکتها مجبور به جايگزيني دارايي هاي خود مي شوند. در حاليکه در کشورهاي در حال توسعه و يا کمتر توسعه يافته جايگزيني دارايي ها در بلند مدت انجام مي پذيرد. همين امر مي تواند يکي از دلايل تضاد نتايج اين تحقيق با تحقيق بارس و همکاران]6[ باشد.
قدرت تبيين دو مدل 3 و 4 تا حدودي به يکديگر نزديک مي باشند و خطاي پيش بيني اين دو مدل نيز از ساير مدل ها کمتر مي باشد ولي به دليل کمتر بودن تعداد متغيرهاي مدل 4 و ساده تر بودن آن اين مدل از مدل 3 کارآمدتر مي باشد. در حقيقت تقسيم کل اقلام تعهدي به اجزاء اقلام تعهدي نتوانسته قدرت پيش بيني مدل را افزايش دهد و در پاره اي از موارد نيز از قدرت آن کاسته شده است. از جمله دلايلي که مي توان پيرامون اين نتيجه ذکر نمود اين است که ممکن است رقم اقلام تعهدي که در صورت تطبيق جريان وجوه نقد حاصل از عمليات بکار برده مي شود واقعي نباشد، ولي مجموع آنها که حاصل تفريق سود عملياتي و جريان نقد حاصل از عمليات مي باشد و کل اقلام را در نظر مي گيرد دقيق تر مي باشد. بدين معني که ارقام ارائه شده براي هر يک از اجزاء تعهدي ممکن است دقيق نباشد ولي رقم ارائه شده براي کل اقلام تعهدي به دليل اينکه از مابه التفاوت دو متغير به دست مي آيد دقيق باشد . همين امر باعث گرديده تا خطاي مطلق پيش بيني مدل شماره 4 از مدل شماره 3 کمتر شود.
براساس نتايج به دست آمده در صنايع مختلف مي توان بيان نمود که معاملات انجام شده در صنايع خودرو و ساخت قطعات و ماشين آلات و تجهيزات عموماً نقدي مي باشند و اقلام تعهدي رابطه کمتري با جريانهاي نقد آتي دارند ولي اين موضوع براي ساير صنايع صحت ندارد و مدل هاي تعهدي به عنوان مدل هاي بهينه براي پيش بيني جريانهاي نقدي به دست آمده اند. لازم به ذکر است که در صنايعي که مدل هاي تعهدي به عنوان مدل کارآمد به دست آمده خطاي مطلق پيش بيني نيز پايين مي باشد ولي در صنايعي که مدل هاي نقدي براي پيش بيني جريانهاي نقدي آتي به عنوان مدل بهينه انتخاب گرديده اين خطا بسيار بالاتر از خطاي مدلها در صنايع ديگر مي باشد.
البته بايد به اين نکته توجه داشت که به دليل تعداد کم شرکتها در هر صنعت، نتايج تحليل در صنايع ممکن است تحت تاثير قرار گيرد و نتوان به نتايج دقيقي براي تعميم پذيري، دست يافت.
تأثيرگذاري ويژگي هاي شرکت بر قابليت پيش بيني مدل ها :
براساس آنچه که در بخش هاي قبل ذکر شد تغيير پذيري فروش و سودهاي عملياتي بر قابليت پيش بيني مدل ها تأثير گذار مي باشد. نتايج همبستگي اسپيرمن حاکي از همبستگي نسبتاً ضعيف مابين ويژگي هاي شرکت و قابليت پيش بيني مدل ها است. ولي وجود همين مقدار همبستگي حاکي از تأثيرگذاري محيط تجاري شرکت بر خطاي مطلق پيش بيني مدلها مي باشد. ممکن است عوامل ديگر بر روي قابليت پيش بيني جريانهاي نقدي تأثير گذار باشد که مي توان از آن جمله چرخه عملياتي وجه نقد، تورم، سياستهاي اقتصادي دولت، بحرانهاي سياسي و اقتصادي، دوره هاي رکود و رونق و ... را نام برد که هر يک مي توانند تأثيرات جداگانه اي بر قابليت پيش بيني داشته باشند. در نتيجه تغيير پذيري فروش و سودهاي عملياتي تنها عامل تأثيرگذار نمي باشد و ممکن است قابليت پيش بيني مدلها متأثر از عوامل ديگري نيز باشند.
براساس نتايج آزمون انجام شده اندازه شرکت با قدرت پيش بيني مدل ها همبستگي معناداري ندارد. با افزايش اندازه شرکت هيچ گونه ريسک سياسي را متحمل نمي شود. انتظار مي رود شرکتهايي که داراي اندازه بزرگتري هستند داراي مشتريان با ثبات تري باشند به گونه اي که با از دست دادن يک مشتري تأثير زيادي بر قدرت سودآوري و همچنين جريانهاي نقدي آنها نداشته باشد. ولي به دليل فضاي اقتصادي که در ايران وجود دارد و عدم ارائه صحيح جريانهاي نقدي و صورت جريان نقد توسط شرکتها باعث شده است حتي شرکتهايي که داراي حجم و اندازه بزرگ مي باشند صورت جريانهاي نقدي نادرستي ارائه دهند و اين موضوع مي تواند يکي از دلايل عدم تاثير پذيري خطاي مطلق پيش بيني مدلها از اندازه شرکت باشد.(تعديلات سنواتي گوياي اين مطلب است.)
همچنين ممکن است در شرايط تورمي اقتصاد ايران مجموع ارزش دفتري دارائيهاي يک واحد تجاري معيار مناسبي براي اندازه شرکتها به نظر نرسد.
پيشنهاد ها :
با توجه به نتايج تحقيق و نيز مطالعات و بررسي هايي که از مقالات مختلف داخلي و خارجي جهت تدوين اين پژوهش انجام شده است، پيشنهادهايي به شرح زير ارائه مي گردد:
1- با توجه به قدرت اضافي مدل هاي تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي آتي نسبت به مدل هاي نقدي، توصيه مي شود که سرمايه گذاران توجه بيشتري بر اقلام تعهدي داشته باشند. همچنين به استفاده کنندگان صورتهاي مالي، تحليل گران بازار و همچنين سرمايه گذاران توصيه مي شود توجه بيشتري نسبت به صورت جريان وجوه نقد داشته باشند. بسياري از اطلاعات مورد نياز براي پيش بيني جريانهاي نقدي آتي در صورت جريان وجوه نقد و صورت تطبيق وجوه نقد عملياتي نهفته مي باشد. استفاده از مدلهاي پيش بيني جريان نقدي و توجه بيشتر به صورتهاي مالي علي الخصوص صورت جريان وجوه نقد منجر به تصميمات منطقي تر سرمايه گذاران خواهد شد.
2- به منظور بکارگيري مدل هاي تعهدي در پيش بيني جريانهاي نقدي لازم است استفاده کنندگان به يادداشت هاي همراه صورتهاي مالي دسترسي داشته باشند. از اين رو، لازم است سازمان بورس و اوراق بهادار يک بانک اطلاعاتي جامع از صورتهاي مالي و ساير اطلاعات مورد نياز جهت تجزيه و تحليل مالي ايجاد نمايد. در صورتي که دسترسي به اين اطلاعات به سهولت ممکن باشد و استفاده کنندگان آشنايي کافي با تجزيه و تحليل هاي مالي داشته باشند کيفيت تصميمات مي تواند افزايش يابد.
3- تحليل گران مالي از مدل هاي آماري مبتني بر اقلام صورت هاي مالي براي پيش بيني جريان نقد استفاده نمايند و نتايج آنرا به عنوان شاخصي جهت سنجش پيش بيني خود و عملکرد مديران بکار برند. همچنين پيشنهاد مي شود از نتايج مدل هاي آماري مبتني بر اقلام تعهدي جهت پيش بيني جريانهاي نقد آتي شرکتها استفاده شود و از ارقام به دست آمده به عنوان يکي از مباني جهت تعيين قيمت پايه سهام در بازار بورس استفاده شود.
منابع
- استانداردهاي حسابداري ايران، نشريه 165 سازمان حسابرسي
، استاندارد حسابداري شماره 2، صورت جريان وجوه نقد
، مباني نظري گزارشگري مالي
- ثقفي، علي و هاشمي، سيدعباس، 1383، "بررسي تحليلي رابطه بين جريانهاي نقدي عملياتي و اقلام تعهدي ، ارائه مدل پيش بيني جريان هاي نقدي عملياتي"، بررسي هاي حسابداري و حسابرسي، شماره38، 52-29
- رعيت کاشاني، 1372، "شواهدي در رابطه با سود حسابداري و اندازه گيري جريان هاي نقدي در ايران"، پايان نامه کارشناسي ارشد، دانشگاه تربيت مدرس
- عرب مازار يزدي، محمد، 1374، "محتواي افزاينده اطلاعاتي جريانهاي نقدي و تعهدي"، پايان نامه دکتري، دانشگاه تهران
- مدرس، احمد،1380، "کاربرد مدل سري زماني چند متغيري در پيش بيني جريانهاي نقدي عملياتي، مقايسه تئوري با شواهد تجربي"، پايان نامه دکتري، دانشگاه علامه طباطبائي
6. Barth, M. E., D. Cram, and K. Nelson, 2001. Accruals and the Prediction of Future Cash Flows. The Accounting Review 76 (January): 27-58.
7. Bernard, V.L., and T.L. Stober. 1989. Predictive Ability as a Criterion for the Evaluation of Accounting Data. The Accounting Review (October): 624-52
8. Bowen, Robert M., David Burgstahler, and Lane A. Daley, 1986. Evidence on the Relationships between Earnings and Various Measures of Cash Flow. The Accounting Review 61 (Oct): 713-725.
9. Brown, L.D. 1993. Earnings Forecasting Research: Its Implication for Capital Market Research. International Journal of Forecasting 9: 295-320
10. Dechow, Patricia M., 1994. Accounting Earnings and Cash Flows as Measures of Firm Performance: The Role of Accounting Accruals. Journal of Accounting and Economics 18: 3-42.
11. Dechow, Patricia M., S.P. Kothari, and Ross Watts, 1998. The Relation between Earnings and Cash Flows. Journal of Accounting and Economics 25: 133-168.
12. Dechow, Patricia M. and Ilia D. Dichev, 2002. The Quality of Accruals and Earnings:The Role of Accrual Estimation Errors. The Accounting Review 77 (Supplement): 35-59.
13. Financial Accounting Standards Board (FASB), 1978. Objectives of Financial Reporting by Business Enterprises. Statement of Financial Accounting Concepts No. 1. Stamford, CT: FASB.
14. Financial Accounting Standards Board (FASB), 1987. Statement of Cash Flow. Statement of Financial Accounting Standard No. 95. Stamford, CT: FASB.
15. Financial Accounting Standards Board (FASB), 2000. Using Cash Flow Information and Present Value in Accounting Measurements. Statement of Financial Accounting Concepts No. 7. Stamford, CT: FASB.
16. Finger, Catherine A., 1994. The Ability of Earnings to Predict Future Earnings and Cash Flows. Journal of Accounting Research 32 (autumn): 210-223.
17. Greenberg, Robert R., Glenn L. Johnson, and K. Ramesh, 1986. Earnings versus Cash Flow as a Predictor of Future Cash Flow Measures. Journal of Accounting, Auditing & Finance 1 (fall): 266-277.
18. Guay, w.r., S.P. Kothari, and R.L.Watts.1996. A Market-Based Evaluation of Discretionary-Accrual Models. Journal of Accounting Research, Vol. 34 :83-105
19. Kim ,Myung-Sun,William Kross, 2002 ; The Abitity of Earning to Predict Future Operating Cash Flow Has Been Increasing – Not Decreasing , Working Paper ,www.ssrn.com.
20. Kim, Myungsun and William Kross, 2005; The Ability of Earnings to Predict Future Operating Cash Flows Has Been Increasing – Not Decreasing. Journal of Accounting Research 43 (Dec): 1 – 28.
21. Lev, Baruch, Siyi Li, and Theodore Sougiannis, 2005. Accounting Estimates: Pervasive, Yet of Questionable Usefulness. Working Paper, www.ssrn.com.
22. Lorek, K. S, T.F. Schaefer and G. L. Willinger. 1993. Time-Series Properties and Predictive Ability of Fund Flow Variables. The Accounting Review (January): 151-63.
23. Lorek, Kenneth S., and G. Lee Willinger, 1996. A Multivariate Time-Series Prediction Model for Cash Flow Data. The Accounting Review 71 (Jan): 81 – 102.
24. Rayburn, Judy, 1986. The Association of Operating Cash Flow and Accruals with Security Returns. Journal of Accounting Research 24 (Studies on Alternative Measures of Accounting Income): 112-133.
25. Watts, R., and J. Zimmerman, 1986. Positive Accounting Theory. Prentice Hall, Englewood Cliffs, NJ
26. Wilson, G. Peter, 1986. The Relative Information Content of Accruals and Cash Flows: Combined Evidence at the Earnings Announcement and Annual Report Release Date. Journal of Accounting Research 24 (Studies on Alternative Measures of Accounting Income): 165 – 200.
27. Wilson, G. P. 1987. The Incremental Information Content of the Accrual and Funds Components of Earnings after Controlling for Earnings. The Accounting Review 62: 293-322.
28. Yoder, Timothy R. 2007. The Incremental Predictive Ability of Accrual Models with Respect to Future Cash Flows. Unpublished working paper. Mississippi State University, www.ssrn.com.
An Effective Model to Predict Cash Flow Based on a Comparison of the Relevant Models: Case of Tehran Stock Exchange
Ali Sagafi1 & Hamid Reza Fadaei2
1-Associate professor of allameh tabatabaee University, Iran
2-M.A. student in Accounting, allameh tabatabaee University, Iran
Abstract
This paper studies the cash flows forecast models and compares the predictive ability of models based on absolute forecast error. In these analyses a sample data of 165 listed companies in Tehran stock exchange for the period of 1378 to 1384 has been used. Also this paper as indicator of volatility of business environment, the effect of volatility of sales and volatility of operational profits has been used and in this paper the effect of firm size on predictive ability of each model has been considered. In order to study the effect of each factor on predictive ability of models, spearman correlation has been used between the mentioned factors and absolute forecast error.
The comparison of models has been performed across all firm and industries. According to the reached results, those models with use accruals information in prediction of cash flows higher predictive ability than those models with use only the cash flow in prediction.
The investigation of spearman correlation showed that the volatility of sales and volatility of operational profit influence the predictive ability of models. predictive ability of models decreases as volatility increases, but the firm size has no effect on predictive ability of models.
Key words: Cash Flow Prediction, Cash Flow from Operations, Accruals, Volatility of Sales, Volatility of Operational Profit
[1] Free Cash Flow
[2] Financial Accounting Standard Board
[3] Value relevane
[4] Aggregate earning
[5] Cash Flow Random Walk Model
[6] Cash Flow Regression Model
[7] توانايي پيش بيني اضافي در اين تحقيق به مقايسه تفاوت در قابليت پيش بيني مدل اقلام تعهدي و مدلهايي که صرفا از جريان نقد استفاده مي کنند ، اشاره دارد.تحقيقات ديگر اغلب قابليت پيش بيني اضافي را زماني که يک متغير به مدل موجود اضافه مي شد مورد بررسي قرار داده اند.
[8] Spearman correlation
دیروز کمیتها برام مهم بود! امروز شاید کیفیتها!