بخش حقوق صاحبان سهام، سهم افراد درواحد تجاري رانشان ميدهد و بدهيها درترازنامه نشاندهنده حقوق بستانكاران در شركت مي باشد  در حاليكه سهام نشاندهنده حقوق سهامداران مي باشد ودرروش سنتي همواره واژه حقوق فقط درمورد مالكان مطرح بوده است .

دراين سده وبه ويژه درسالهاي كنوني درموردماهيت حقوق افرادوشيوه طبقه بندي حقوق صاحبان سهام ازديدگاههاي مختلف بحث شده است ودر اين قسمت روشهاي ثبت وگزارش كردن تغييرات وطبقه بندي مجددونيز گزارش كردن سودهر سهم برحسب هدفهاي مهم وبرمبناي تئوريهاي حقوق صاحبان سهام بحث مي نماييم .

افزايش در سرمايه پرداخت شده

سرمايه پرداخت شده عبارت است ازسرمايه گذاري مالكان درشركت . درموردشركت سهامي سرمايه پرداخت شده (سرمايه گذاري شده )عبارت است ازمبلغ پرداختي  بابت سهام به اضافه ارزش فعلي سودهاي انباشته ،از طريق پذيره نويسي يا فروش سهام ديگر،خريدوفروش مجدد سهام خزانه ،تبديل اوراق قرضه به سهام وانتقال سود انباشته به حساب سرمايه پرداخت شده مي يابد.

 پذيره نويسي براي سهام

هنگامي كه سهام مجاز را كه شركت منتشرنكرده است، درازاي وجه نقد يا مابه ازاي ديگري فروخته شود ،كل افزايش درحقوق صاحبان سهام را،درسرمايه پرداخت شده گزارش مي گردد.

قانون الگوي شركتهاي تجاري بيانگر اين است كه دربخش سرمايه اعلام شده فقط سهامي گنجانده مي شوند كه منتشروعرضه شده باشد.

درروش متداول حسابداري درصورت وجود شرايط زير پذيره نويسي بعنوان سرمايه پرداخت شده (سرمايه گذاري ) منظور مي گردد

1-    پذيره نويسي بيانگرادعاي قانوني نسبت به پذيره نويس باشد.

2-   شركت وجوه مربوط به پذيره نويسي در يك دوره معقول ومشخص وصول نمايد.

ضمنا ً شركتهاي كه پرونده دركميسيون بورس واوراق بهادار راتشكيل مي دهند بايستي در قسمت حقوق صاحبان سهام حسابي راتحت عنوان حسابهاي دريافتني پذيره نويسي شده بابت مانده پرداخت نشده به صورت يك حساب كاهنده (حساب تعيين ارزش ‌) ارائه نمايند.

  تبديل اوراق قرضه

يكي ازحسابهاي بدهي بلندمدت اوراق قرضه پرداختني مي باشد كه ازنظرصادركننده تامين مالي وازنظرخريدارسرمايه گذاري مي باشد و كلا ً اوراق قرضه رابه صورت زيرتعريف مي نمايند :

ورقه قابل مبادله اي است كه معرف مبلغي وام بابهره معيني مي باشد كه تماما ًيا اجزاي آن درموعد معيني بايد مسترد گردد ونيز اوراق قرضه را براساس مباني مختلف از جمله نرخ بهره ، سررسيد،وميزان انتشاروموارد ديگري طبقه بندي مي نمايند.

يكي از روشهاي طبقه بندي اوراق قرضه براساس نرخ بهره مي باشد كه اوراق قرضه قابل تبديل در طبقه اوراق قرضه بانرخ ثابت قرارمي گيرد ونيز تعريفي كه از اوراق قرضه قابل تبديل شده است بشرح زيرمي باشد:

اوراق قرضه اي كه قابليت تبديل به سهام عادي رادارندودرمواقعي كه اززش سهام عادي بيش از اوراق قرضه ميشود كاربرد دارد

روشهاي تبديل اوراق قرضه به سهام عادي به دوصورت مي باشد:

1-    روش ارزش دفتري :

هنگامي كه سهام جديد منتشروعرضه مي شود، ازرش دفتري اوراق قرضه بلندمدت به صورت سهام وصرف سهام طبقه بندي وگزارش مي گردد ودر اين رويداد هيچ گونه سود وزياني غيرعملياتي شناسايي وگزارش نمي گردد وارزش دفتري اوراق قرضه بصورت سهام در مي آيد.

2-   روش ارزش بازار:

در اين روش قيمت جاري اوراق قرضه تبديل به سهام مي گردد ومابه التفاوت بصورت زيان غيرمترقبه ناشي ازتبديل(مازادقيمت جاري اوراق قرضه نسبت به ارزش دفتري اوراق قرضه) وسود غيرمترقبه ناشي ازتبديل (مازادازرش دفتري نبست به قيمت جاري اوراق قرضه )گزارش مي گردد.

مفادبيانيه شماره 14هييت اصول حسابداري روش اول راترجيح مي دهد زيرادراين بيانيه همه وجوه حاصل ازفروش اوراق قرضه رابه عنوان بدهي گزارش وهيچ گونه سود وزياني رابابت تبديل محاسبه نمي كند.

اين روش با تئوري واحد تجاري سازگارمي باشد  زيرا همه حقوق بلندمدت رابه عنوان داشتن حق درشركت گزارش مي نمايدونيز نقل وانتقال راازيك دسته از حقوق به دسته ديگربه معني  تغييردرسرمايه پرداخت شده شركت   نمي داندوسودوزياني رادرنظر نمي گيردلذابا تئوري واحد تجاري سازگارمي باشد.

روش دوم ازنظرجامعه حسابداري امريكا ارجح ترمي باشدواين روش باتئوري مالكيت سازگار مي باشد زيراتغييردرمقدار يا ازرش بدهي رااز ديدگاه اثري راكه برسهامداران مي گذاردموردتوجه قرار مي دهد.

 تبديل سهام ممتاز

تعريف سهام ممتاز: نوعي ازسهام مي باشد كه دارنده آن نسبت به درآمدها وداراييهاي شركت حق يا ادعاي محدود ومعيني دارد.

ضمنا ًسهام ممتازرا بدليل داشتن هم ويژگي اوراق قرضه وهم خصوصيات سهام عادي، اوراق بهاداردو رگه نيز مي گويند.

سهام ممتاز قابل تبديل يكي از انواع سهام ممتازمي باشدكه دارندگان آن حق دارند درصورت تمايل، سهام ممتاز خود راتبديل به سهام عادي نمايند ونيز نرخ تبديل از پيش تعيين مي شود.

روشهاي تبديل سهام ممتازعبارتند از:

1-    روش ارزش دفتري

2-   روش ارزش بازار.

متداولترين روش تبديل سهام ممتاز به سهام عادي  روش ارزش دفتري مي باشد. در اين روش بايدارزش اسمي سهام ممتاز بانسبتي متناسب از صرف سهام ممتازبه سهام عادي وصرف سهام عادي تبديل شود. دراين روش باتوجه به قرارگرفتن سهام ممتازدرحقوق صاحبان سهام سود وزياني شناسايي وگزارش نمي گردد.

دومين روش تبديل سهام ممتاز به سهام عادي روش ارزش بازاركنوني سهام ممتازازدور خارج شده يا سهام عادي عرضه شده مي باشد.

اگر اين مبلغ بيش از سرمايه پرداخت شده (مربوط به سهام ممتاز ازدور خارج شده ) باشد، مبلغ اضافي از محل سود انباشته انتقال مي يابد .

سود سهمي وتجزيه سهام

اصولا ًسود سهمي وتجزيه سهام نوعي رزمايش مالي مي باشد كه ازنظر شيوه محاسبه سود وتعيين ارزش اقلام ترازنامه رابطه اي بااصول حسابداري ندارند.

اگر حسابداران طبقه بندي اقلام تشكيل دهنده حقوق صاحبان سهام رابراساس منابع تامين سرمايه انجام دهند ،ازبابت اين نوع  رويدادهاي مالي هيچ نيازي به جابجايي اقلام نخواهندداشت .وتنها اقدام لازمي كه بايد بعمل آورند اين است اطلاعات مربوط به تغييرات تعدادسهام منتشر شده ودردست مردم ونيز تغيير درارزش اسمي يااعلام شده راافشاءنمايند. همچنین لازم است سود هرسهم براي دوره جاري ودوره هاي پيش را يكبارديگر محاسبه نمايند.درحالتي كه فقط مسئله تجزيه سهام مطرح شود بايدبدين گونه عمل شود.

متداولترين مبالغ پيشنهادي براي منظور كردن به حساب سرمايه عبارت اند از:

1 – ارزش اسمي يا اعلام شده ازسهامي كه بعنوان سود تقسيمي منتشر وعرضه مي شود.

2 – ارزش بازاركنوني سهام منتشروعرضه شده .

3 – سرمايه پرداختي در ازاي هر سهم پيش از سود تقسيمي ضربدر تعدادسهم منتشروعرضه شده.

  ماهيت سود سهمي

بيشتر حسابداران در مورد اينكه سود سهمي از نظر دريافت كنندگان ، سود نمي باشد توافق نظر دارند .

كميته رويه هاي حسابداري از انجمن حسابداران آمريكا بااعتقاد به تئوري واحد تجاري،  سود سهمي را از نظر دريافت كنندگان آن ،سود نمي داند وچنين استدلال مي كند كه شركت سهامي يك واحد تجاري جداگانه است وتازماني كه بخشي از دارايي هاي شركت از ان جدا نشود سهامداران داراي سود نخواهند شد.

تفسير ديگر از تئوري واحد تجاري كه منجر به نتايج متفاوت ديگري مي شود اين است كه سود انباشته نشان دهنده بخشي از كل حقوق سهامداران است وازاينروسود شركت ناشي ازافزايش در سود انباشته نيز باعث افزايش در حقوق صاحبان سهام شركت مي شود .

يك نظريه پرداز حسابداري (جورج هاز بند ) درمورد تئوري واحد تجاري ابراز مي دارد كه سود حاصل از تلاش شركت نشان دهنده بخشي از اموال يا دارايي شركت مي باشد.وازديدگاه او سود انباشته نشان دهنده حق مالكيت شركت درخود مي باشد.واز اينرو سود نقدي را مي توان سود متعلق به سهامداران دانست .

معمولاً میزان سود سهمی به قابلیت و امکان استفاده از سود انباشته بستگی دارد . بنابراین سوالی در مورد میزان سود انباشته که می تواند به سرمایه تبدیل شود مطرح می شود. اولاً استانداردهای حسابداری حداکثری در این مورد تعیین نکرده است بنابریان مدیریت را درتجاری مجاز خواهد بود که هر مبلغی را که مناسب می داند باتوجه به رعایت مفاد قانون تجارت وشرایط اساسنامه به سرمایه تبدیل نماید. ثانیاً قوانین کشورها در مورد حداقل مبلغ سود انباشته که باید از طریق سود سهمی به سرمایه تبدیل گردد متفاوت است .حداقل قانونی دراکثر کشورها درمورد حداقل مبلغ سود انباشته که باید به سرمایه تبدیل گردد، ارزش اسمی یا ارزش تعیین شده سهامی است که به عنوان سود سهمی توزیع می گردد. درصورتی که سهام فاقد هرگونه ارزش تعیین شده باشد حداقل مبلغ ، متوسط مبلغ پرداخت شده بهای هرسهم است . اگرچه کمیته رویه های حسابداری توصیه کرد که درشرایط خاص مبلغی برابر ارزش مازاد سهام به حساب سرمایه منظور شود ولی کمیته مزبور توصیه کرد که درحالت خاصی زیر نیازی نیست که مبلغی بیش از مقررات قانونی به حساب سرمایه منظور کرد:

 1- هنگامی که تعداد سهم اضافی منتشر شده بسیار زیاد باشد به گونه ای که می توان صورتی معقول ، انتظار داشت که قیمت هرسهم به مقدار زیادی کاهش یابد .

2-درمورد شرکتهای سهامی خاص .

منظور کردن سهام به حساب سرمایه برمبنای قیمت بازار یا ارزش اسمی:

درمواردی که میزان سهام صادره به عنوان سود سهمی نسبت به تمامی سهامی که قبلاً صادر شده است  با اهمیت نیست (یعنی کمتر از 20 تا 25 درصد سهام منتشر شده )  ارزش جاری بازار سهام اضافی باید به سرمایه تبدیل شود . چنین ادعا می شود که سهامداران می توانند این سهام اضافی را به این مبلغ بفروشند و از نظر میزان ثروت یا رفاه (یعنی تعداد سهم متعلق به سهامداران ) کماکان در وضع قبلی باقی بمانند. رهنمود کمیته رویه های حسابداری دراین زمینه به شرح زیراست :

-    بسیاری از دریافت کنندگان سود سهمی ، سهام دریافتی را به عنوان توزیع سود شرکت تلقی می کنند ومعولاً میزان آن را معادل قیمت بازار سهام اضافی دریافت شده محاسبه می نمایند. علاوه براین باید فرض شود که چنین استنباط هایی توسط دریافت کنندگان درمواردی که سهام جدید صادره درمقایسه با سهامی که قبـلاً صـادر شده اند عمده نیست تا حدی تقویت می شود زیرا سهام جـدید نمی تواند تأثیر با اهمیتی برقیمت بازار داشته باشد ودرنتیجه قیمت بازار سهام قبلی تاحدود زیادی بدون تغییر باقی می ماند . بنابراین در چنین شرایطی شرکت باید مبلغی معادل ارزش بازار سهام جدید صادره را از حساب سود انباشته به حساب سرمایه انتقال دهد.

درمواردی که تعداد سهم اضافی منتشر و عرضه شده به حد کافی زیاد است که به گونه ای که می تواند برقیمت بازار سهام اثر بگذارد کمیته رویه های حسابداری توصیه کرده است که نباید مبلغی بیش از ارزش اسمی یا ارزش اعلام شده هرسهم به حساب سرمایه منظور کرد . یک نسبت بدون ضابطه کرده است که نباید مبلغی بیش از ارزش اسمی یا ارزش اعلام شده هرسهم به حساب سرمایه منظور کرد. یک نسبت بدون ضابطه برابر با 20 تا25 درصد سهامی که پیش از این در دست مردم بوده است ، نشان دهنده مرز یا خطی است که می توان بین سود سهمی زیاد وسود سهمی اندک کشید. براساس همین دیدگاه ، کمیسیون بورس اوراق بهادار نرخ 25 درصد را به عنوان بالاترین درصد شناسایی کرد که می توان بران اساس از محل سود انباشته به حساب سرمایه پرداخت شده منتقل کرد.

توزیع سود سهمی خاص :

دراین مورد نظیرسود سهمی به شکل سهام ممتاز که برای صاخبان سهام عادی صادر می شود، ارزش بازار سهام صادره (یعنی سهام ممتاز) مبنای ثبت حساب سرمایه قرار می گیرد.

ارائه برگ اختیارخرید سهام و( تضمین فروش سهام)

 اغلب شرکتها به سهامداران کنونی خود حق تقدم خرید سهام می دهند و بدین گونه به آنها اجازه داده می شود تعدادی سهام (متناسب با سهامی که دردست دارند) به قیمتی کمتر ازقیمت بازار سهام ، خریداری نمایند. سهامدارفعلی ممکن است پس از اعطای حق تقدم خرید سهام جدید: (1) از طریق خرید سهام اضافی از این اختیار استفاده کند، (2) حقوق مزبور را به قیمت بازار به فروش رساند (3)  از حقوق مزبور تا تاریخ انقضاء استفاده ننماید و امتیاز حق تقدم درخرید سهام جدید مشمول مرور زمان گردد.وضعیت هایی که شرکتـها اغلب اقدام به صدور حق تقدم و اختیار خرید سهام جدید می نمایند به شرح زیراست :

1- درمواردی که شرکت تصمیم می گیرد از طریق فروش تعداد زیادی سهام جدید ، حقوق صاحبان سهام را افزایش دهد وبرای سهامداران فعلی جهت خرید سهام اضافی اولویت قایل می شود.

2- به منظور جبران خدماتی که برخی افراد نظیر  تضمین کنندگان ، اداره کنندگان شرکت و .... برای شرکت انجام دهند.

3-به منظور اعطای پاداش اضافی به اداره کنندگان وکارکنان شرکت این گونه امتیازات اغلب اختیار خرید سهام یا رحهای تشویقی خرید سهام نامیده می شود.

4-افزایش قابلیت فروش سایر اوراق بهادار که توسط شرکت صادر شده است .

هنگامی که برگ اختیار خرید سهام به فروش برسد ، وجوه حاصل نشان دهنده سرمایه پرداخت شده است چه اینکه دارنده برگ اختیار خرید سهام از حق خود استفاده کند یا نکند . اگر دارنده برگ اختیار خرید سهام از حق خود استفاده کند ،وجوه اصلی به اضافه مبلغ اضافی پرداخت شده به وسیله دارندگان این اوراق برای خرید سـهام ، نشان دهنـده کل مبلغی است که سهامداران جدید درشرکت سرمایه گذاری می کنند و باید آن را به عنوان سرمایه پرداخت شده گزارش نمود.

دادن حق برای خرید سایر اوراق بهادار

اغلب بـرگ اختیار خرید سهام به اوراق قرضه الصاق می شود و خریداران اوراق قرضه می توانند با جدا کردن این برگ ها تعدادی سهم عادی به قیمتی شخصی (اغلب کمتراز قیمت بازار سهام ) خریداری نمایند. دربیانیه شماره 14 از هیأت اصول حسابداری توصیه شده که برای تخصیص وجوه حاصل از فروش اوراق بهادار بهدارندگان اوراق قرضه و سهام ازقیمت بازار اوراق قرضه و برگ اختیار خرید سهام استفاده شود . هنگامی که افراد از بـرگ اختیار خرید سهام استفاده می کنند مبلغی که به این برگ ها تخصیص می یابد به اضافه مبلغ اضافی پرداخت شده از بابت سهام را همانند وجوه حاصل از فروش سهام جدید ثبت و گزارش می نماید.

اجرای برنامه های خرید سهام به وسیله کارکنان  (نه از نوع جبران خدمات )

اغلب شرکتها برای تأمین سرمایه و گسترش دادن سطح مالکیت شرکت بین مقامات ارشد و سایر کارکنان خود اقدام به انتشار برگ اختیار خرید سهام می نمایند و آن را به این افراد اهدا می کنند. درچنین مواردی شرکت تصمیم به جبران خدمت کارکنان ندارد و از این دو مبلغ پرداختی به وسیله کارکنان را باید  در بخش حقوق صاحبان سهام گزارش کرد . در مورد اجرای برنامه اهدای برگ اختیار خرید سهام ( از نوعی که به صورت جبران خدمات نیست ) باید 4 ویژگی را مورد توجه قرار داد که از این قرارند:

  1. 1.    به طور کلی باید این برگ ها را به کارکنانی داد که به صورت تمام وقت در استخدام شرکت و دارای شرایط لازم هستند.
  2. 2.      سهام را باید برمبنای یکسان به کارکنان واجد شرایط داد و یا آنها را متناسب ، حقوق یا دستمزد به آنان داد.
  3. 3.     دوره استفاده از حق خرید سهام کوتاه مدت و یا طول زمان ،معقول باشد .
  4. 4.     قیمت خرید باید از قیمتی که این سهام به دیگران عرضه می شود کمتر باشد.

همچنین فرض می شود که دادن برگ اختیار خرید به کارکنان تعهد اضافی برآنها تحمیل نخواهد کرد.

اهدای برگ اختیار خرید در ازای جبران خدمات

یکی از روش های متداول برای جبران خدمات مدیران اجرایی این بود که شرکتها برگ اختیار خرید سهام به آنها می دادند زیرا دریافت کننده این نوع سهام می توانست در دوره های مختلف زمانی ، از مزایای بالقوه مالیاتی بهره مند گردد.مسئله عمده  همواره این بود که آیا باید هیچ نوع هزینه جبران خدمات را ثبت و گزارش کرد و اگرچنین است، درچه زمان و به چه مبلغ باید گزارش نمود.

یک دیدگاه این است رعایت روش دقیق مبتنی بر واحد تجاری ، از دیدگاه حسابداری ایجاب می کند خدماتی ار که شرکت دریافت می کند و در ازای آنها برگ اختیار خرید سهام به کارکنان می دهد نباید هیچ نوع هزینه ای برای شرکت داشته باشد و از این رو ، به هیچ وجه نباید آن را ثبت کرد.

دربیانیه شماره 25 از هیأت اصول حسابداری ، به امکان جبران خدمات ناشی از قراردادهای اختیار خرید سهام توجه می شود. دراجرای برنامه های اهدای برگ اختیار خرید سهام برای جبران خدمات، ما به ازایی که شرکت درازای سهام منتشرشده دریافت می کند شامل وجوه نقد یا دارایی های دیگری به اضافه خدماتی است که از مجرای کار کارکنان دریافت می نماید . حسابدارانی که وجود جبران خدمات را شناسایی می کنند معمولاً  دراین مورد توافق نظر دارند که مبلغ جبران خدمات را باید بر روی دوره هایی که شرکت این نوع خدمات را دریافت می نماید،سرشکن کرد.

اختلاف نظر در شیوه تعیین ارزش خدمات وتعیین افزایش مربوطه درسرمایه پرداخت شده است که ناشی از اجرای برنامه اهدای برگ اختیار خرید سهام به کارکنان می شود . متداول ترین روش های پیشنهادی  برای تعیین ارزش خدمات به صورت زیراست :

  1. 1.    منظور کردن مازاد ارزش بازار سهم نسبت به قیمت مندرج در برگ اختیار خرید سهام در تاریخی که چنین حقی اهدا میشود.
  2. 2.      منظـور کردن مـازاد درتاریخی که شخص ازحق خود (برای خرید سهام ) اقدام می نماید.
  3. 3.   منظور کردن مازاد ارزش بازار سهم نسبت به قیمت مندرج در برگ اختیار خرید سهام درتاریخی که شخص برای نخستین بار از این حق استفاده می نماید.
  4. 4.     منظور نمودن مازاد قیمت درتاریخی که شخص ، به صورت واقعی از حق خود استفاده می نماید.
  5. 5.   منظور کردن هزینه هایی که درتاریخ اعمال حق برشرکت تحمیل می شود وهمزمان منظور کردن اثر مالیات بردرآمد ناشی از استفاده از این حق برشرکت.
  6. 6.   منظور کردن ارزش احتمالی برگ اختیارخرید سهام از نظر دریافت کننده این برگ (درتاریخی که حق مزبور به وی داده می شود) .

روشهاي تعيين ارزش جبران خدمات

ازديدگاه نويسندگان كتاب ،وجوه نقدي را كه از بابت خدمات مي پردارند كه مقدار آن برمبناي ارزش برگ اختيار خريد سام در تاريخ اهداي حق تعيين مي شود مي تواندمنطقي ترين روش براي تعيين ارزش جبران خدمات باشد كه بدليل ذهني بودن بيشتر حسابداران نمي پذيرند.

موضع هيئت اصول حسابداري در بيانيه شماره 25 اين است كه فقط قيمت مشخص در تاريخ اهدا رابايد بعنوان ارزش جبران خدمات ثبت نمود

برخي ديگر براي تعيين ارزش جبران خدمات دنبال معيارعيني مي باشند وبرمبناي آن منافعي كه كارمند دريافت مي كند يا هزينه هاي كه برشركت تحميل مي شود قرارداده اند.در هر تاريخ مشخصي مازادقيمت بازار نسبت به قيمت قابل اعمال (مندرج در برگ اختيار خريد سهام )وبراساس تئوري بهاي تمام شده (نه برمبناي ارزش خدماتي كه كارمند در شركت سرمايه گذاري مي كند ) قراردارد..كساني كه به ديدگاه مبتني بربهاي تمام شده به اين موضوع مي نگرند اين رافراموش كرد هاند كه سرمايه پرداخت شده در شركت برحسب مابه ازاي در يافتي به وسيله شركت (نه برعكس ) تعيين مي شود .اگرچه در برآورد ارزش خدمات دريافتي از ارزش برگ اختيار خريد سهام استفاده مي كنند ، كارمند خدماتي كه داراي چنين ارزشي است در شركت سرمايه گذاري مي كند وبايستي در هنگام تعيين ارزش همه نتايج وريسك ها راكه درافت كننده حق يابرگ اختيارخريد سهام مي پذيرد به حساب آورد .بدون توجه به انتخاب روش براي تعيين برگ اختيار خريد سهام بايداطلاعات كامل رادرمورد مفاد قراردادمر بوطه وشرايط موجود در تاريخ تهيه تراز نامه وروش تعيين ارزش را افشاء نمود.

كاهش سرمايه پرداخت شده

معمولا ً تصور براين است كه سرمايه پرداخت شده نشان دهنده سرمايه دائمي يك شركت است .ومعقول نيست كه ازمحل سرمايه مبالغي به بستانكارپرداخت شود واگرشركتي اينكار را كرد بايداين موضوع رادريادداشتهاي صورتهاي مالي افشاء نمايد.

هنگامي كه يك شركت يك طبقه خاص سهام رابازخريدمي نمايديعني بخشي از نيازهاي خودراازاين محل تامين مي كند.

اگر شركتي اقدام به بازفروش سهام خزانه نمايد.نتيجه اين اقدام موجب افزايش ياكاهش حقوق صاحبان سهام مي گرددوياآن راتغييرنمي دهد.

همچنين باتوجه به اين واقعيت كه زيانهاي انباشته موجب كاهش سرمايه پرداخت شده مي گرددامكان دارددرسايه تجديدساختار،حساب سرمايه كاهش يابد.

سهام خزانه

شركتهاي سهامي دربرخي ازكشورهاي صنعتي مجازهستندسهام عادي خودراخريدوفروش نمايندواز اين بابت نمي تواندسودوزياني شناسايي نمايند.

سهام خرانه تحصيل شده توسط يك شركت درحساب كاهنده حقوق صاحبان سهام منعكس مي گردد.اگرچه اين سهام ازنظر حقوقي منتشرشده ولي بعنوان سهام منتشرشده محسوب نمي گردد.

بعضي از صاحب نظران معتقد هستند تحصيل سهام خزانه نشانه اعلام وضعيت آتي شركت دربازارسرمايه مي باشد.

دلايل تحصيل سهام خزانه عمدتا ًعبارتند از:

1- بالابردن توان شركت ويا دراختيارداشتن درصد بيشتري ازسهام عادي

2- دراختيارداشتن سهام براي اعمال اختيارخريد سهام

3- كاهش سرمايه گذاري در پروژه هاي جديدبدليل كاهش بازده داخلي پروژه ها نسبت به هزينه تامين مالي

4 – حمايت از قيمت سهام عادي شركت دربورس .

درارتباط باسهام خرانه واثرات آن برروي سرمايه پرداخت شده وسودانباشته، دو دیدگاه مطرح است:

1-    دیدگاه مبتنی بر یک رویداد مالی (روش بهای تمام شده)

2-   دیدگاه مبتنی بر دو رویداد مالی (روش ارزش اسمی)

      ديدگاه مبتني بريك رويدادمالي(روش بهای تمام شده) 

درروش بهاي تمام شده مبادلات مربوط به سهام خزانه بعنوان يك رويدادمالي تلقي مي گرددزيراخريدوفروش بعدي سهام خزانه بعنوان يك مبادله ادامه داركه داراي دوبخش مي باشدشناخته مي شود:

بخش اول درهنگام تحصيل سهام خزانه بهاي تمام شده (معمولاًبستانكارموجودي نقد)سهام خزانه به بدهكاريك حساب معلق به نام سهام خزانه منظورمي گردد.براي گروههاي مختلف سهام ،حسابهاي جداگانه سهام خزانه ايجادمي گردد.

بخش دوم مبادله ،درتاريخ فروش مجددبعدي ،حساب سهام خزانه به بهاي تمام شده سهام خزانه بستانكار(همانندحساب موجودي ها)مي گردد.

    اگراين سهام به قيمتي بيش ازبهاي تمام شده به فروش رود مبلغ اضافي بعنوان افرايش در سرمايه پرداخت شده است كه بصورت صرف سهام گزارش مي گرددوهنگامي كهسهام خزانه به قيمتي كمتراز بهاي تمام شده به فروش برسدمبلغ اضافي نسبت به قيمت فروش نشاندهنده بازپرداخت سرمايه پرداخت شده است ويا به حساب سود  انباشته منظور مي شود.

ديدگاه مبتني بردو رويداد مالي(روش ارزش اسمی)

    دراين روش فرض براين گذاشته مي شود كه شركت باخريدسهام خوددرصدد كوچك كردن ساختارخود مي باشد .

اگر پس از مدتي سهام خريداري شده به فروش بروند، فروش اين سهام را همانند فروش سهام منتشرنشده منظور مي نمايند.

هنگامي كه هزينه بازخريدسهام ازسرمايه پرداخت شده (بصورتي متناسب )بيشتر شود اين مازادرابعنوان پرداخت ازمحل سودانباشته منظور مي نمايند.

بيانيه شماره 6 هيئت اصول حسابداري  اجازه مي دهدكه مازادقيمت خريدنسبت به ارزش اسمي يا ارزش اعلام شده ،بطور كامل ،به حساب سودانباشته بدهكاروحساب صرف سهام بستانكارگردد.

ارزيابي ديدگاههاي مبتني بريك رويداد يا دو رويداد مالی

هر یک از این روشها برای شرایط خاصی مناسب است.اگر شركتي اعلام کند که  هدف از خريد سهام وفروش مجددبه كاركنان يامديران اجرايي ياگروه خاص ديگري است ، معقول استفاده از روش بهای تمام شدهمي باشد.

اگرهدف شركتي ازخريدسهام خارج كردن سهام ازدست سهامداران مزاحم یا باطل كردن سهام باشد، معقول استفاده ازروش ارزش اسمی مي باشد. اگر هدف مشخص نباشد پیشنهاد می شود از روش ارزش اسمی استفاده شود.

تركيب شركتها

هنگامي كه شركتي اقدام به خريددارايي هاي شركت ديگري مي نمايد مستلزم پرداخت وجه نقد يامبادله داراييهاي ديگر است ،ومعمولا ً داراييهاي خريداري شده برمبناي بهاي تمام شده

درحسابهاي شركت خريدارثبت مي كنندوفرض براين است كه اين مبلغ نشان دهنده ارزش جاري دارايي خريداري شده مي باشد.

اگر شركت خريداري شده منحل گردد نتيجه اين رويدادمالي همانندخريددارايي است بااحتمال اين تفاوت كه شركت بدهي هاي شركت خريداري شده رابپذيرد .

اگرشركت خريداري شده منحل نگردد بايددارايي هاي خريداري شده رابرمبناي بهاي تمام شده كنوني كه شامل بهاي تمام شده داراييهاي نامشهود هم مي شود درترازنامه شركت شركت خريدارگزارش كرد.ودرنتيجه خريدسهام ياتلفيق واحد تجاري اصلي وواحدتجاري فرعي دربخش حقوق صاحبان سهام شركت خريداري شده هيچ تغييري رخ نخواهد داد.فقط اگر درصدكمي ازسهام باقي بماندكل حقوق صاحبان سهام شركت تلفيقي افزايش خواهد يافت .

اگردوياچندشركت درهم تركيب شوند ويازماني كه شركتي جديدباچنين هدفي تشكيل شود اين پرسش مطرح خواهدشدكه آيارويدادمالي رابعنوان يك خريد ويادرواقع فقط بعنوان تجميع منافع دوياچند شركت منظور وگزارش كرد.

تركيب شركتها به روش خريد

هرگاه شركتي درازاي سهام اقدام به خريد دارايي هاي شركت بنمايدفرض براين گذاشته مي شود كه ارزش داراييهايي خريداري شده برابرباارزش سهامي است كه درازاي آن دادشده است ويابايدارزش داراييهاراازمجراي قانوني تعيين نمود

   شيوه ثبت وگزارش كردن رويدادمالي به روش خريد

1 – ارزش خالص دارايي هارابرحسب كل ارزش سهامي كه بصورت مابه ازاداده مي شود، تعيين مي گردد.اين كل بهاي تمام شده را بايد درصورت امكان برروي دارايي هاي خاص سرشكن وهرنوع مازادرابايد بعنوان سرقفلي خريداري شده يادارايي نامشهود دیگری ثبت و گزارش کرد.

2 – كل ارزش سهام عرضه شده رابايدبه حساب سرمايه پرداخت شده بستانكارودرصورت امكان برروي سرمايه قانوني وصرف سهام  سرشكن نكرد.

به سبب ناتواني روش تجميع منافع درارائه معيارهاوشاخص هاي كارسازونيزسوء استفاده ازروشهاي حسابداري درسايه اين ناتواني درهنگام خريدشركت ديگرموردانتقادقرارگرفتومخالفان براين باور هستندكه درهمه مواردازروش خريدمي توان استفاده كرد.

تجميع منافع

    فرض براين است ، تجميع منافع زماني به اجراءدرمي آيدكه دويا چندتاشركت درهم تركيب شوند ويك واحداقتصادي مشخص ومنحصربه فردبه وجود آيدتاهمع امور متعلق به چندشركت راانجام دهد.

شركت جديدمي تواندبه يكي از اشكال زيرباشد:

    يكي ازشركتهاي موجودياكنوني ،يك شركت جديدكه براي هدفي خاص بوجودآيدياادامه حيات شركتهاي پيشين كه درنتيجه يكي ازآنهبه صورت واحدتجاري اصلي وبقيه بصورت واحد فرعي در مي ايند.

      دراجراي روش تجميع منافع شيوه حسابداري ايجاب مي كندكه درمقايسه باروش خريد دوتفاوت عمده گزارش گردد:

1 – داراييهاوبدهيهاي چندشركت كه درهم تركيب مي شونددريك شركت جديدگزارش مي شودوآنهابرمبناي ارزش دفتري حسابهاي هريك از شركتهاي پيشين منظورخواهند شدبااين استثنا كه براي ارائه گزارش يكسان ثبتهاي اصلاحي نوشته خواهدشد.

2 – سودانباشته شركتهاي تركيب شده باهم جمع ودرشركتي كه بوجود مي آيددر ترازنامه تلفيقي ارائه مي گرددبه استثناي مبلغي كه بايدبه حساب سرمايه پرداخت شده منظوركردتابتوان سرمايه قانوني رابه مبلغ قابل قبول رسانيد.

ارزيابي روش هاي خريدوتجميع منافع

  تعیین  واحد تجاري كه درسايه اين رويدادها به وجود مي آيد بيانگر اين است كه آيارويدادها به صورت خريدويا تجميع منافع ثبت وگزارش شده اند.

      درروش خريد،فقط يك شركت باهويت وشكل مشخص به وجود خواهد آمد وسايرشركتها،هم ازنظرشكل وهم ازنظرموجوديت وادامه حيات ازبين مي روند.ولي در روش تجميع منافع شركت جديديا تازه تاسيس تركيبي از چند واحد اقتصادي زنده ،فعال وداراي هويت متعلق به خود مي باشد.

تعيين ارزش دارايي ها دريك شركت تازه تاسيس ،ناشي از تركيب

هنگامي كه  شركتي كه داراييهاي شركت ديگر رامي خردوآنها راروش خريدثبت وگزارش مي نمايد،خالص ارزش دارايي خريداري شده برمبناي بهاي تمام شده ثبت ومقدارآنهابرحسب ارزش بازارسهام داده شده تعيين مي گردد.(اين روش بدليل اينكه بهاي تما م شده داراييها(براي شركت خريدار)نشاندهنده بهترين معيارتعيين ازرش جاري دارايي هايي است كه درشركت خريدارثبت وگزارش مي گرددودرصورت عدم امكان اختصاص بهاي تمام شده به دارايي ها، مابه التفاوت نشاندهنده يك قلم هزينه به نام سرقفلي يا دارايي نامشهود ديگري مي باشد كه بايد گزارش نمود.)

طبقه بندي اقلام حقوق صاحبان سهام شركت تازه تاسيس

اگر چندين شركت تركيب شوند بدون اينكه حقوق صاحبان سهام تغييركند منابع تامين سرمايه در شركت جديد برابراست با مجموع منابع سرمايه در شركت هاي پيش از تركيب .ولي اگر بخش حقوق صاحبان سهام تغييريابد سود انباشته شرکتی که  منحل شده نباید به بخش حقوق صاحبان سهام شرکت تازه تاسیس ( ناشی از ترکیب شرکت ها)منتقل شود.

سود هر سهم

   اطلاعات مربوط به سود هر سهم (EPS )يا زيان هر سهم (LPS)معيار بااهميتي براي ارزيابي عملكرد واحدهاي تجاري و همچنین قضاوت درباره اثربخشی مدیریت و سیاست تقسیم سود، توسط استفاده كننده گان صورتهاي مالي به شمار مي آيد وبايد آشكارا در صورت حساب سود وزيان دوره هاي مالي مربوطه  گزارش شود .

.ولي درمورد اينكه آيا داده هاي سود هر سهم فقط بايد منعكس كننده اطلاعات تاريخي باشند ويا اينكه بايد داراي اطلاعات مربوط به آينده (وتوان پيش بيني ) باشند يا خيرتوافق نظر وجود ندارد.

   هيئت اصول حسابداري در بيانيه شماره 15 بر ديدگاه مبتني بر صور تهاي مالي پيش بيني شده تاكيد كرد زيرا تصور بر اين بود كه اطلاعات مزبور مي توانند براي تصميمات سرمايه گذاري ها   وقضاوت در باره تمام شركت براي بازپرداخت بدهي ها اطلاعات مفيد ارائه كنند.

   از همين ديدگاه ،بيانيه مزبور مقرر كرد كه دو نوع سود هر سهم  محاسبه شود كه هر دو از نظر ماهيت بر اساس صور ت هاي مالي پيش بيني شده قرار دارند وتصور براين است كه داراي توان پيش بيني مي باشند.ضمنا ً سود هر سهم صرفا  براي سهام عادي محاسبه وگزارش مي شود.

محاسبه تعدادسهم

     براي محاسبه سود هر سهم بايد نخست سود خالص متعلق به سهامداران عادي كه در صورت كسر قرار مي گيرد وتعدادسهام عادي كه در مخرج كسر قرار خواهد گرفت محاسبه نمود .

اگر طي سال تغييرات عمده اي در اقلام تشكيل دهنده سرمايه وجود نداشته باشد تعهدات جديدي مبني بر عرضه سهام جديد بوجود نيامده باشد ،عددي كه در مخرج كسر قرار مي گيرد عبارت است از تعدادسهمي كه در پايان سال در دست مردم است .ولي اگر در طي سال سهام اضافي عر ضه شده باشد در آن صورت ميانگين موزون سهام برحسب تعداد ماه هايي كه آنها در دست مردم بوده اند مي تواند عدد معقول تري باشد.

اگر در زمان كنوني انواع مختلف اوراق بهادار وجود داشته باشند هيئت اصول حسابداري در بيانيه شماره 15 توصيه كرد كه دونوع سود هر سهم محاسبه شود وآنها را سود هر سهم پيش از رقيق شدن (سود اوليه ) وسود هر سهم پس از رقيق شدن ( سود تقليل يافته ) ناميد

سود سهمي پيش از رقيق شدن (سود سهمي اوليه )

در محاسبه سود اوليه هرسهم بايد از ميانگين موزون سهام منتشر شده ودردست مردم طي سال به اضافه تعداد سهامي كه با توجه به اوراق بهادار مي توانند به سهام عادي تبديل شوند (معادل سهام عادي هستند ) وتوان رقيق كنندگي دارند استفاده كرد .

اوراق بهاداري كه انتظار مي رود به سهام عادي تبديل شوند عبارتند از .

همه برگ هاي اختيار خريدسهام ،اوراق بهادارباحق سهيم شدن در سود شركت ،اوراق بهادار قابل تبديل كه در زمان انتشار در يك فرمول خاص قرار مي گيرند وساير اوراق بهاداري كه به صورت بالقوه توان تبديل شدن به سهام عادي رادارند.

 

سود هر سهم كاملاً رقيق شده (تقليل يافته) :

براي محاسبه سود تقليل يافته هر سهم بايد همه اوراق بهاداري كه به صورت بالقوه توان رقيق شدن دارند ، گنجانيد (چه اينكه آنها به عنوان مثال سهام عادي طبقه بندي شده باشند يا نشده باشند) اگر اثر رقيق كنندگي اين دسته از اوراق بهادار از سه درصد بيشتر نباشد نيازي به ارائه اطلاعات مربوط به سود هر سهم پيش و پس از رقيق شدن نخواهد بود .

هدف سود تقليل يافته هر سهم اين است كه حداكثر توان بالقوه سود هر سهم جاري بر مبناي رويدادهاي آينده ارائه شود .

محاسبه سود خالص :

از آنجا كه سود خالص فقط در رابطه با سهام عادي كه خالص دارايي ها به آنها تعلق مي گيرد ، محاسبه مي شود ، بايد سود تقسيمي پرداخت شده يا قابل پرداخت به سهام عادي با اولويت اول را از محاسبه سود خالص ارائه شده در صورت سود و زيان ، كسر كرد . اگر به سهام عادي كه در مخرج كسر قرار مي گيرند عدد نشان دهنده اوراق قرضه قابل تبديل منتشر شده و در دست مردم اضافه شود ، در آن صورت هنگام گزارش كردن سود خالص ، بايد هزينه بهره متعلق به آن سال ( براساس اثري كه در اين اعداد بر ماليات سود مي گذارند ) اصلاح كرد . ولي هنگام گزارش كردن سود خالص نيازي به اصلاح سود از بابت سهام ممتاز قابل تبديلي نيست كه در مخرج كسر قرار مي گيرد زيرا بايد سود خالص را به اين سهام و سهام عادي تخصيص داد .

در مورد برگ اختيار خريد سهام و برگ هاي الصاق شده به اوراق قرضه قابل تبديل و سهام ممتاز قابل تبديل ، بيانيه شماره 15 از هيئت اصول حسابداري بر مبناي اين فرض قرار دارد كه شركت مي تواند با استفاده از وجوه حاصل از اعمال اين اوراق سهام خود را به قمتي برابر با متوسط قيمت بازار در طول سال بازخريد كند . براساس اين روش به اصطلاح سهام خزانه ، تعداد سهم اضافه شده به مخرج كسر را بايد براساس تعداد سهمي را كه شركت مي تواند در ازاي وجوه حاصل از اعمال حق به دست آورد كم كرد و سود خالص ، در صورت كسر ، افزايش نمي يابد . از اين رو اگر ميانگين قيمت سهام عادي در بازار برابر يا كمتر از قيمت مندرج در برگ ها باشد ، سود سهام رقيق نخواهد شد و اين اوراق در محاسبات وارد نمي شود ولي بيانيه شماره 15 هيئت اصول حسابداري مقرر كرد كه اگر تعداد سهمي را كه دارندگان برگ اختيار خريد سهام مي توانند خريداري نمايند به بيش از 20درصد سهام عادي منتشر شده و در دست مردم برسد ، وجوه حاصل از اين سهام ، مازاد بر 20 درصد ، را بايد به عنوان بازپرداخت بدهي به حساب آورد و يا چنين فرض كرد كه مي توان آنها را در اوراق بهادار دولتي يا اوراق تجاري سرمايه گذاري كرد .

در چنين حالتي با توجه به اثر بهره بر سود خالص (كه شركت مي توانست در اين زمينه صرفه جويي كند) سود خالص بايد افزايش يابد .

 

 

نکات برجسته استاندارد شماره 19 ایران:

ترکیب تجاری، اجتماع واحد ها یا فعالیت های تجاری جداگانه در قالب یک شخصیت گزارشگری است. تقریبا در تمام ترکیب ها یک واحد تجاری به عنوان تحصیل کننده، کنترل یک یا چند واحد تجاری تحصیل شده را به دست می آورد.

ترکیب تجاذی ممکن است به دلایل قانونی، مالیاتی یا سایر دلایل، به شیوه های گوناگونی صورت پذیرد. ترکیب می تواند به صورت حقوق مالکانه (سهام یا سهم الشرکه)یا کل یا بخشی از خالص دارایی های یک واحد تجاری توسط واحد دیگر در ازای صدور سهام، پرداخت وجه نقد یا واگذاری سایر دارایی ها انجام شود.

روش حسابداری:

حسابداری ترکیب های تجاری باید با استفاده از روش خرید انجام شود.

بهای تمام شده ترکیب تجاری:

ترکیب تجاری باید به بهای تمام شده منعکس شود که عبارت است از وجه نقد و معادل وجه نقد پرداختی و ارزش منصفانه سایر مابه ازاهای خرید واگذار شده در تاریخ تحصیل توسط واحد تحصیل کننده به اضافه هر گونه مخارج تبعی مستقیم ترکیب.

سرقفلی:

هر گونه مازاد بهای تمام شده ترکیب تجاری نسبت به سهم تحصیل کننده از ارزش منصفانه دارایی ها و بدهی های قابل تشخیص در تاریخ انجام معامله به عنوان یک دارایی با نام سرقفلی شناسایی می شود که پس از شناخت اولیه باید به بهای تمام شده پس از کسر استهلاک انباشته و زیان کاهش ارزش منعکس شود.

 

منبع :http://javadrashidpoor.ir/33-.html