چرا مقاله می نویسیم؟(امین ناظمی)
|
بخش اول: این یادداشت حاصل مشاهدات من در میان هم سنخان خود در طی چهار سال اخیر و ا زمان تحریر اولین مقاله ام می باشد. در این مجال به انگیزه های مختلفی خواهم پرداخت که دانشجویان برای نوشتن مقاله در خود ایجاد می کنند. اگرچه این یادداشت یک تجربه شخصی است و قطعا ممکن است در مورد دیگران به صورت کامل مصداق نداشته باشد اما در عین حال معتقدم می تواند دیدگاه روشنی برای انجام تحقیق و پژوهش ترسیم سازد. این یادداشت انگیزه های افراد را برای نوشتن مقاله به چندین بخش تقسیم می کند:
چنین نتیجه گیری می شود که در شرایط فعلی جامعه دانشجویان حسابداری باید به سمت الگوی پنجم گام بردارند و سایر اهداف فوق را در هدف پنجم در نظر بگیرند. |
بسیاری از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد در موعد تصویب طرح مقدماتی پایان نامه خود به من و سایر دوستان من مراجعه می کنند و می خواهند تا در تعیین موضوع پایان نامه به آنها کمک شود. برخی از دوستان از من خواسته اند تا با مشارکت یکدیگر اقدام به تحریر مقاله ای شود که زمینه را برای ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر فراهم آورد. عده قلیلی با من تاکنون درباره موضوعاتی صحبت کرده اند که برگرفته از سؤالی است که در ذهن آنها شکل گرفته است. اگر چه بنده خود را در این مقطع صاحبنظر نمی دانم و از تلاشهای همه اساتید خود در دانشگاه سپاسگذارم و خود را مدیون و زحمات آنها می دانم، اما می خواهم از آنها فرصتی بگیرم و حالات دانشجویان در شرایط مختلف برای انجام تحقیق و پژوهش را توصیف نمایم. من معتقدم که این موضوع سبب می شود تا زمینه برای بازنگری در آثار بعدی دانشجویان فراهم آید.
1-پایان نامه و مقاله پایان ترم
پایان نامه در پایان دروس نظری دانشجویان کارشناسی ارشد و به منظور آشنایی و تمرین عملی دانشجویان برای انجام فعالیتهای تحقیقاتی و پژوهشی پیش بینی شده است. در رشته ما در حال حاضر این درس 4 واحدی است و معمولا بین 1 تا 2 ترم برای ایفای آن به زمان نیاز داریم. دانشجویان در ابتدا طرحی را از کار مورد نظر خود ارائه می نمایند و سپس تلاش می کنند به آن جامه عمل بپوشانند. اگرچه به نظر من نقطه شروع انجام تحقیقات به صورت جدی در دانشجویان حسابداری به مقطع اتمام پایان نامه بر می گردد، اما انجام آن بدون مشکل نیست. عدم دسترسی به اطلاعات مورد نیاز و محدودیتهای فراوان در جمع آوری اطلاعات، نداشتن زمان کافی به دلیل دغدغه های دانشجویان در سایر شؤونات زندگی بسیاری اوقات منجر به این موضوع می شود که آنچه هدف انجام یک پایان نامه یا مقاله است برآورده نشود. در اینجا قصد دارم به بعضی از مصادیق این مشکلات و محدودیتها اشاره نمایم. چند وقت پیش یکی از دانشجویان کارشناسی با من در مورد نوشتن مقاله پایان ترم خود مشورت نمود. در میان سخنان وی به موضوعی اشاره شد و ان این مطلب بود که به دلیل نداشتن زمان کافی قصد دارد یک مقاله را برای دو درس بنویسد و آن را به دو استاد ارائه کند. از این مطلب استقبال نکردم و به وی گفتم حتی اگر مقاله شایسته ای نوشته نشود اما نتیجه کار برای شما مطلوب نیست. ایشان در توضیح و توجیه این مطلب گفت همکلاسیهای وی راحت تر از این موضوع برخورد می کنند و مقاله ای که قبلا نوشته شده می یابند و به جای نویسنده اصلی نام خود را قرار می دهند آن گاه به نام خود دو یا چند بار به اساتید خود ارائه می کنند.
بخش سوم :
این موضوع به نظر من به عدم اختصاص وقت کافی برای نوشتن مقاله باز می گردد. به بیان دیگر بعضی دانشجویان ما حاضر نیستند برای انجام تکالیف خود زمان در نظر بگیرند و یا علیرغم داشتن زمان ترجیح می دهند از آن برای انجام کارهای دیگری استفاده کنند. به نظر من سه عامل به این موضوع دامن می زند:
- دانشجویان به فکر کسب درآمد و تامین معاش هستند و انجام تحقیق نیز مستلزم صرف وقت و یا هزینه فرصتی است که از دیدگاه برخی دارای توجیه نیست.
- موضوع بیشتر جنبه رفع تکلیف دارد و دانشجو تنها به نمره در نظر گرفته شده در پایان ترم می اندیشند و اساسا هدف وسیله را توجیه می کند.
- زمان در اختیار دانشجو زیاد نیست و از این رو سیاست سهل الوصول تری را در اولویت قرار می د هد و آن سرقت علمی است. سرقتهای علمی در میان جامعه دانشگاهی فراوان است. اگر چه بسیاری اوقات این کار نادانسته و تنها از سر برآوردن مطالب فوق انجام می شود، اما گاهی نیز این کارها دانسته و با علم به موضوع صورت می پذیرد. در اینجا مایلم تنها به این نکته اشاره نمایم و آن این که سرقت علمی در نهایت دارای چندین مشکل باقوه است:
- همواره احتمال این مطلب وجود دارد که موضوع افشا شود و به بی آبرویی شخص بینجامد.
- از نظر علمی چیزی به معلومات فرد اضافه نمی کند.
- در صورت کسب نمره از این طریق و طی مدارج عالی، دانشجو خود را مدیون نویسنده مقاله سرقت شده کرده است و گاهی اثار این کار سالها در زندگی یک شخص باقی می ماند.
چگونه می توان این مشکل را برطرف نمود؟ پیشنهاد من در چند مورد زیر خلاصه می شود:
قوانین مناسب و ضمانت اجرایی. باید از نظر قانونی از انجام سرقتهای علمی ممانعت شود و مجازات شدیدی برای این کار در نظر گرفته شود و به انجام آن نظارت شود.
گزارش کار. مرجع رسیدگی کننده همانند استاد در طول ترم با دریافت و بررسی گزارش کار دانشجو وی را متقاعد سازد که در انجام تکالیف خود مسامحه نکند و آن را به دقایق پایانی نکشاند.
بازنگری در نظام تامین مالی دانشجویان. تا زمانی که دغدغه مالی در میان دانشجویان وجود داشته باشدٰ فرصت تمرکز بر وظیفه اصلی وی سلب شده و او ناچار است ضروریات زندگی خود را که شامل کسب درآمد است در اولویت قرار دهد. ادامه دارد..
بخش چهارم :
در اينجا لازم مي دانم كه به نحوه انتخاب موضوع توسط دانشجويان تحصيلات تكميلي نيز اشاره كنم. بسياري از من مي خواهند تا به آنها موضوعي را معرفي نمايم تا زمينه ساز انجام پايان نامه شود. اگر چه وظيفه ماست كه به يكديگر در انجام پژوهش و تحقيق در جامعه كمك كنيم ولي به نظر مي رسد كه انتخاب موضوع بايد با اختيار خود فرد صورت پذيرد و صرف معرفي يا يافتن يك مقاله يا پايان نامه نمي تواند منجر به نوشتن يك پايان نامه مناسب شود. حتما مستحضر هستيد كه بانك اطلاعاتي پروكوئست اقدام به جمع اوري و طبقه بندي پايان نامه هاي كارشناسي ارشد و دكترا در رشته هاي مختلف كرده است. در حال حاضر اين بانك اطلعاتي در دسترس دانشجويان دانشگاه هاي مختلف است. اگرچه چارچوب خارجي مي تواند زمينه مناسبي براي ايجاد چارچوب كار تحقيقاتي محسوب شود اما بايد به اين نكته اشاره كنم كه بسياري اوقات موضوع از ميان تحقيقات خارجي انجام گرفته ناشي از ضرورت آن در ايران نيست و اساسا بسياري از موضوعات به سبب اين انتخاب مي شوند كه اطلاعات آنها در دسترس هستند و مي توان نمونه خارجي آن را در ايران پياده كرد. اين مضوع به معني پرداختن به موضوعاتي است كه اساسا مشكل جامعه حسابداري نيست. از اين رو مشخص است كه اين تحقيق از تاريخ تعيين موضوع داراي مشكلات بنيادي است.
بخش پنجم :
می خواهم موضوع را به این شکل بیان نمایم که بهتر است از همان اول دانشجو ملزم شود تا بر روی موضوعات عینی مبتلای جامعه متمرکز شود و تکرار تحقیقات گذشته را که نتایج چندانی عاید کشورمان نخواهد کرد کنار بگذارد. البته ذکر این نکته را لازم می دانم که در مورد این مشکل یک پیشنهاد این است که نهادی ایجاد یک بانک اطلاعاتی جامع از موضوعات پایان نامه را در رشته حسابداری بر عهده بگیرد تا در عین حال که همه از نتایج مطالعات یکدیگر مطلع می شوند و یکدیگر را در انجام پژوهش یاری می دهند در تکرا موضوع و یا ایجاد شبهه سرقت علمی نیز مرجعی وجود داشته باشد که مانع از آن شود. خوشبختانه جامعه علمی در دنیا در روزگار اخیر به این نتیجه رسیده اند که با طراحی نرم افزارهایی و دادن حجم زیادی از بانکهای اطلاعاتی ابزارهایی طراحی کنند که منجر به کشف درصد سخن دزدی افراد در سطح بین المللی شود. نتایج اخیر این کارها نیز متاسفانه نشانگر آن بوده است که بعضی از اساتید دانشگاه های کشور در ادامه مقالات به زبان انگلیسی ارجاع به منابع را به میزان منطقی رعایت نکرده اند و در نتیجه در معرض اتهام سرقت علمی قرار گرفته اند( برای کسب اطلاعات بیشتر به آدرس اینترنتی استادان علیه تقلب مراجعه نمایید).
2-ادامه تحصیل در مقاطع بالاتر
بعضی دوستان نگران وضعیت ادامه تحصیل خود هستند. به خصوص افرادی که از مقطع ارشد می خواهند وارد دوره دکترا شوند، چون در معرض آزمون مصاحبه هستند و بخشی از نمره مصاحبه حاصل آثار علمی به صورت تدریس، مقاله یا کتاب است، از این رو همواره به دنبال چاپ مقاله ای هستند که حتی اگر یک مورد هم شده به همراه خود به جلسه مصاحبه ببرند. البته ذکر این نکته لازم است که در بسیاری موارد دانشجویان تازه فارغ التحصیل شده از مقطع ارشد فاقد آثار علمی درخور هستند و تازه آنها از زمان تحریر پایان نامه با آداب تحقیق آشنا می شوند. اما هستند افرادی که نوشتن مقاله یا ترجمه کتاب را از زمان کارشناسی شروع کرده اند و در نتیجه آن را در مقطع کارشناسی ارشد هم ادامه می دهند. به هر حال اگر چه این پدیده میمون و مبارک می تواند آثار مطلوبی داشته باشد چرا که دانشجویان با ایده توفیق اجباری پا در عرصه علم و پژوهش می گذارند اما به خودی خود مطلوب نمی نماید و شرط لازم و کافی هم برای محقق شدن تلقی نمی شود، چرا که در صورت عدم قبولی در مقطع بالاتر و یا حتی قبولی و رسیدن به هدف، وسیله توجیه شده و دیگر ادامه نمی یابد. چندین تن از دوستان من با تماس اظهار کرده اند که شما چون صاحب مقاله هستید بیایید و با هم مقاله مشترکی چاپ کنیم تا زمینه برای قبولی دکترای ما فراهم شود. من در اینجا می خواهم این نکته را عرض نمایم که این انگیزه خوبی نیست و توصیه می کنم دوستان به مقاله نویسی با این دید نگاه نکنند، چرا که هنوز در دانشگاه های کشور بخش عمده نمره آزمون دکترا مربوط به ازمون کتبی است و هنوز هم بسیاری از دانشجویان به مدد مطالعه شخصی و معلومات ازمون در دوره دکترا پذیرفته شده اند.
3-استفاده در طرح سرباز نخبگی
بر اسا قوانین مصوب جدید در خصوص تشکیل معاونت فن آوری ریاست جمهوری و بنیاد ملی نخبگان( که جزییات آن را می توانید از طریق سایت bmn.ir ملاحظه نمایید)، دانشجویان ممتاز هر دوره با ارائه حداقل یک مقاله علمی پژوهشی می توانند دوره سربازی خود را در قالب طرح پژوهشی در یک نهاد دولتی و نهاد مربوطه انجام دهند. این پدیده گرچه برای آقایان مبارک و مایه برکات بسیاری است، اما نکته در خور توجه در خصوص چاپ و مقاله علمی پژوهشی به عنوان شرط و لازم و کافی برای استفاده از این مزایا موجب می شود که دانشجو از تمامی ابزارهای ممکن در جهت رسیدن به این هدف استفاده نماید.
بخش آخر :
مشکلی که ممکن است در اینجا ایجاد شود این است که دانشجویان ممتاز نخبه پس از احراز شرایط مسوولیت انجام پروژه ای را در یک نهاد بر عهده می گیرند و از آنها خواسته می شود تا به رفع یک مشکل در دنیای واقعی بپردازند. اگر موضوع اتلاف وقت در قالب انجام طرح سربازی نخبگی را رد نماییم و فرض کنیم که دانشجویان اخلاقا خود را متعهد به انجام پروژه یا طرح می دانند احتمالا به تناقضی بر می خوریم که آن مساله احراز توانایی برای انجام پروژه می باشد. به بیان دیگر اگر فردی نتواند مقاله علمی-پژوهشی را به خوبی انجام دهد احتمالا در انجام طرح پژوهشی در شرایط واقعی نیز دچار مشکلاتی خواهد بود. من خود دانشجویانی را می شناسم که تنها به مدد ارتباط و آشنایی با هیات تحریریه مجلات فوق موفق به احراز شرایط نخبگی شده اند و از آن به بعد انجام طرح پژوهشی صرفا یک رفع تکلیف محسوب می شود. پیشنهاد من این است که حد نصاب نخبگی از یک مقاله علمی -پژوهشی در مقطع ارشد به بیش از یک مقاله افزایش یابد تا اگر فردی صرفا به مدد امدادهای غیبی حائز شرایط نخبگی شده است نتواند مشکلاتی را برای سازمانها و نهادهای دولتی به قیمت فرصت رفع تکلیفی سربازی ایجاد کند. البته شاید این پیشنهاد به مذاق بسیاری از دانشجویان خوش نیاید اما بژذیریم که تا زمانی که این قوانین سهل الوصول باشند گرهی از مملکت باز نخواهد شد. پس بیایید تا خود را نفریبیم.
۳-معروفیت تصور این که نام بنده در مجلات کثیرالانتشار کشور دیده شود احتمالا مطلوبیت قابل توجهی را در من ایجاد خواهد کرد. در آغاز انتشار مقالات این حس در جوانان جویای نام وجود دارد. دانشجویان سعی می کنند در سخنان خود ورتب به آثار منتشر شده خود ارجاع دهند و آن را نشانه شایستگی و معروفیت خود تلقی می کنند. این مطلب فی نقسه ناخوشایند نیست. اصولا معرفی یک فرد در میان هم سنخان خود در جامعه خوب است. این که از وضع و حال یکدیگر آگاه می شویم مطلوب است ضمن این که خاصیت فعالیتهای رسانه ای و روزنامه ای و مجله ای ایجاد معروفیت نزد دیگران است. اما بهای این معروفیت چقدر است؟
متاسفانه یکی از مشکلات جامعه ما تنگ نظریهای بی حدوحصر است. افراد در هنگام رویارویی با یکدیگر به شدت به تحسین یکدیگر می پردازند و یکدیگر را به سبب آثار علمی مدح می کنند. گاهی اوقات به اقتضای شرایط نزد دیگران تملق گویی می کنند و مقالات بی ارزش یا کم ارزش را تا حد اعلا می ستایند. اما زمانی که زمانه عوض شد و یا چشم یکدیگر را دور ببینند بساط غیبت را می گسترند و همان مقالات را به سبب تخریب اراد به شدت مورد انتقاد قرار می دهند. بارها دیده ام که دوستان به محض ذکر فردی به سرعت نکات ضعف وی را پر رنگ می کنند و تلاش می کنند با هدف برتری جویی و انتقام وی را به سبب آثار ضعیف تقبیح کنند. از این مطلب چنین بر می آید که در جامعه کوچک حسابداری ما هستند افرادی که حضور یکدیگر را بر نمی تابند و برای رسیدن به منافع خود حاضرند به هر عمل غیر اخلاقی دست بزنند. تصورات خود را مایه عمل خود قرار می دهند و سعی می کنند با برقراری روابط آشکار و پنهان عرصه را بر مخالفان خود تنگ کنند و یا آنها را به بیرون از گود برانند. معمولا این افراد ضعفهای بسیاری در آثار علمی خود دارند و با نگاهی اجمالی به راحتی می توان دریافت که انتشار آثار آنها بیشتر تابع لابی های بیشمار است تا شایستگی علمی. نتیجه گیری کلی این است که انتشار مقاله اگر در راستای برآوردن نفسانیات! و با هدف بزرگ کردن خویش باشد گرهی از مشکلات این جامعه نخواهد گشود. بیاییم در هنگام انجام آثار علمی بغض و کینه ها را کنار بگذاریم. تنگ نظریها را پس بزنیم و به حقیقت جامعه و رفع مشکلات عینی فکر کنیم.
مشکلی که ممکن است در اینجا ایجاد شود این است که دانشجویان ممتاز نخبه پس از احراز شرایط مسوولیت انجام پروژه ای را در یک نهاد بر عهده می گیرند و از آنها خواسته می شود تا به رفع یک مشکل در دنیای واقعی بپردازند. اگر موضوع اتلاف وقت در قالب انجام طرح سربازی نخبگی را رد نماییم و فرض کنیم که دانشجویان اخلاقا خود را متعهد به انجام پروژه یا طرح می دانند احتمالا به تناقضی بر می خوریم که آن مساله احراز توانایی برای انجام پروژه می باشد. به بیان دیگر اگر فردی نتواند مقاله علمی-پژوهشی را به خوبی انجام دهد احتمالا در انجام طرح پژوهشی در شرایط واقعی نیز دچار مشکلاتی خواهد بود. من خود دانشجویانی را می شناسم که تنها به مدد ارتباط و آشنایی با هیات تحریریه مجلات فوق موفق به احراز شرایط نخبگی شده اند و از آن به بعد انجام طرح پژوهشی صرفا یک رفع تکلیف محسوب می شود. پیشنهاد من این است که حد نصاب نخبگی از یک مقاله علمی -پژوهشی در مقطع ارشد به بیش از یک مقاله افزایش یابد تا اگر فردی صرفا به مدد امدادهای غیبی حائز شرایط نخبگی شده است نتواند مشکلاتی را برای سازمانها و نهادهای دولتی به قیمت فرصت رفع تکلیفی سربازی ایجاد کند. البته شاید این پیشنهاد به مذاق بسیاری از دانشجویان خوش نیاید اما بژذیریم که تا زمانی که این قوانین سهل الوصول باشند گرهی از مملکت باز نخواهد شد. پس بیایید تا خود را نفریبیم.
۳-معروفیت تصور این که نام بنده در مجلات کثیرالانتشار کشور دیده شود احتمالا مطلوبیت قابل توجهی را در من ایجاد خواهد کرد. در آغاز انتشار مقالات این حس در جوانان جویای نام وجود دارد. دانشجویان سعی می کنند در سخنان خود ورتب به آثار منتشر شده خود ارجاع دهند و آن را نشانه شایستگی و معروفیت خود تلقی می کنند. این مطلب فی نقسه ناخوشایند نیست. اصولا معرفی یک فرد در میان هم سنخان خود در جامعه خوب است. این که از وضع و حال یکدیگر آگاه می شویم مطلوب است ضمن این که خاصیت فعالیتهای رسانه ای و روزنامه ای و مجله ای ایجاد معروفیت نزد دیگران است. اما بهای این معروفیت چقدر است؟
متاسفانه یکی از مشکلات جامعه ما تنگ نظریهای بی حدوحصر است. افراد در هنگام رویارویی با یکدیگر به شدت به تحسین یکدیگر می پردازند و یکدیگر را به سبب آثار علمی مدح می کنند. گاهی اوقات به اقتضای شرایط نزد دیگران تملق گویی می کنند و مقالات بی ارزش یا کم ارزش را تا حد اعلا می ستایند. اما زمانی که زمانه عوض شد و یا چشم یکدیگر را دور ببینند بساط غیبت را می گسترند و همان مقالات را به سبب تخریب اراد به شدت مورد انتقاد قرار می دهند. بارها دیده ام که دوستان به محض ذکر فردی به سرعت نکات ضعف وی را پر رنگ می کنند و تلاش می کنند با هدف برتری جویی و انتقام وی را به سبب آثار ضعیف تقبیح کنند. از این مطلب چنین بر می آید که در جامعه کوچک حسابداری ما هستند افرادی که حضور یکدیگر را بر نمی تابند و برای رسیدن به منافع خود حاضرند به هر عمل غیر اخلاقی دست بزنند. تصورات خود را مایه عمل خود قرار می دهند و سعی می کنند با برقراری روابط آشکار و پنهان عرصه را بر مخالفان خود تنگ کنند و یا آنها را به بیرون از گود برانند. معمولا این افراد ضعفهای بسیاری در آثار علمی خود دارند و با نگاهی اجمالی به راحتی می توان دریافت که انتشار آثار آنها بیشتر تابع لابی های بیشمار است تا شایستگی علمی. نتیجه گیری کلی این است که انتشار مقاله اگر در راستای برآوردن نفسانیات! و با هدف بزرگ کردن خویش باشد گرهی از مشکلات این جامعه نخواهد گشود. بیاییم در هنگام انجام آثار علمی بغض و کینه ها را کنار بگذاریم. تنگ نظریها را پس بزنیم و به حقیقت جامعه و رفع مشکلات عینی فکر کنیم.
5-ايجاد آگاهي عمومي از طريق گزارش يافته ها و فراهم ساختن زمينه براي اعتلاي وضعيت موجود
به رغم همه انگيزه هاي مطرح شده هنوز هم حقيقت علم و انجام پژوهش ارزشمند و بر پايه فطرت آدمي پسنديده است. ما حتي در مواردي دشمنان خود را به سبب انجام كارهاي ارزشمند علمي مي ستاييم و سعي مي كنيم از آنها كسب معلومات نماييم. از اين رو در جامعه نوپاي حسابداري انجام پژوهش تنها با هدف اطلاع رساني به ديگران و بهبود وضعيت موجود داراي حداقل فايده اي است و آن هم اين است كه فرد وجدانا از اننجام كار خود راضي است حتي اگر كسي براي خواندن اثر او رغبتي نداشته باشد. اصولا در جامعه ما بايد مقاله نويسي از حالت وسيله بودن خارج شود. يكي از اساتيد ارجمند در هنگام توصيف مقاطع تحصيلات تكميلي اين نكته را متذكر مي شد كه اگر كسي مثلا بخواهد دكترا بخواند بايد به اين واقعيت توجه نمايد اين دوره ها لا اقل در كوتاه مدت فوايد اقتصادي درخور توجهي ايجاد مي كند و اساسا اگر فردي شايستگي داشته باشد بايد جامعه وي را از لحاظ مالي و ساير ابعاد زندگي تامين كند تا وي با فراغ خاطر به سوي كشف واقعيات و درمان مشكلات حركت نمايد. من در اينجا مي خواهم عرض كنم كه افزايش آگاهي عمومي از طريق انتشار يافته ها مطلوب است ولي بايد زمينه اين كار فراهم شود. مثلا در حال حاضر كفته مي شود تنها چند مجله علمي پژوهشي در حسابداري وجود دارد. با افزايش اين مجلات در آينده مي توان شاهد خروج از بن بست انتشار مقالات علمي-پژوهشي در كشور باشيم.
پيشنهادات است براي دانشجويان گرامي:
به نظرم مي آيد بخش پاياني اين يادداشت را به ارائه پيشنهاداتي در خصوص انجام كار علمي اختصاص دهم:
1. ما بايد سطح توانايي خود در مطالعه و نگارش زبان انگليسي را هر چه سريع تر به سطح قابل قبولي برسانيم به گونه اي كه بتوانيم در سطح بين المللي به انعكاس شرايط كشور خود بپردازيم و بدانيم كه گزارش شرايط كشور در حرفه حسابداري مورد توجه بسياري از مجلات خارجي است.
2. ما بايد روشهاي انجام تحقيق را به خوبي بدانيم و نكات ضعف خود را برطرف نماييم و براي اين كار علم به آمار و روشهاي آماري را در صدد اولويتهاي خود قرار دهيم.
3. مهارت در استفاده از داده هاي موجود در بانكهاي و نيز پايگاه هاي اطلاعات علمي نيز از اولويتهاي ديگر محققين حسابداري و مالي كشور مي تواند باشد. اين كه بدانيم چگونه و از كجا به مقاله اي دست يابيم هنري است كه ما در رفع بسياري از مشكلات كمك مي كند.
4. از پرس و جو و كسب نظراز افراد صاحبنظر هيچ گاه نبايد غافل شد. تنگ نظريها را كنار بگذاريم و تنها به اعتلاي كشور بينديشيم. اين به معني سكوت و انجماد و انفعال در جامعه نيست. تذكر اشتباهات و خطاها بر هر فردي واجب است. بدون امربه معروف و نهي از منكر علمي امكلن اعتلاي حرفه وجود ندارد.. تذكر و تخريب از يكديگر جداست. از اين رو هيچ گاه نبايد در پرس و جوهاي علمي تعصب و اريب بر نتايج تاثيرگذار باشد
دیروز کمیتها برام مهم بود! امروز شاید کیفیتها!