نكاتی چند در مورد تقسیم سود شركتها
احمد مهجوري *
اگرچه نگارنده در سالهای گذشته (مقاله مندرج در شماره 1259 مورخ 21/03/86 دنیای اقتصاد) مواردی را مطرح و پارامترهایی را پیشنهاد كرد كه در صورت به كارگیری آنها روش مناسب تقسیم سود عملي مي شود؛
اما از آنجا كه پس از پایان فصل مجامع نقطه نظراتی در این مورد بیان میشود كه جاي بحث و گفتوگو را دارد، بنابراين ضمن باور بر رعایت پارامترهای ششگانه، نكات زیر را اضافه ميكنم:
1- در فرهنگ بازار سرمایه و اعتقاد دستاندركاران این بازار، این باور وجود دارد كه پول سهامدار، گرانترین نرخ را دارد و زمانی این پول سرمایهگذاری میشود تا بتواند سود مورد انتظار سرمایهگذار را همراه بیاورد و معمولا سود مورد انتظار به مراتب بيش از نرخ سود بانكي است؛ زيرا اينگونه سرمايهگذاريها توام با پذيرش ريسك است.
2- تقسیم سود بیشتر به این معنی نیست كه شركت اصلا برنامه توسعه و یا ارتقاي ظرفیت را ندارد و بدان توجه نمیشود؛ زیرا در این گونه برنامهها نحوه مديريت مالي طرح نیز تعیین ميشود و معمولا كمترین بخش تامین مالی به سهامداران اختصاص داده میشود. به طور كلی برنامههای توسعه، زمانی مقرون به صرفه است كه از منابع غیرسهامداری و با نرخهای بسیار پایین تامین شود تا سرمايهگذاري توجيه پذير باشد؛ ضمن آنكه سهامدار به تنهايي نميتواند يك پروژه را تامين مالي كند.
3- در مقاله مورخ 30/06/90 صفحه 9 آن روزنامه عنوان شده كه... هر چه فریاد در مجمع شنیده میشود برای تقسیم سود حداكثری و حتی بیش از سود هر سهم در آن سال است.
اینگونه فریادها قابل درك است؛ زیرا سهامداران حقیقی
(به اصطلاح جزء) به دنبال كسب سود نقدي هر چه بیشتر میباشند و كاملا نیز طبیعی است، اما این فریادها زمانی تبدیل به مصوبه مجمع میشود كه سهامداران اصلی این تقسیم حداكثری را منطبق بر سیاستها، اهداف، جریان نقدینگی و... بدانند، در غیر این صورت با توسل به پتانسیلهای موجود در قانون تجارت موضوع را به رایگیری محول كرده و تصمیم مناسب، اتخاذ میشود، بنابراين فريادها الزاما تبديل به مصوبه و تقسيم سود نميشود.
بدیهی است سهامداران اصلی، هر یك به گونهای، بخشی و یا تمامی پارامترهای ششگانه تعریف شده در مقاله يادشده را در ذهن خود دارند و سپس با جمعبندی صحیح، بهترین شیوه را انتخاب ميكنند.4- بايد توجه شود كه فرهنگ سهامداری در كشوری با سابقه كم در بازار سرمایه (بخصوص بورس) و با بورسی بسیار كم عمق نمیتواند قابل قیاس با فرهنگ سایر كشورها و بازارهای توسعه یافته باشد و كمتر سهامدار جزئی وجود دارد كه سرمایهگذاری در بورس را با دید بلندمدت انجام دهد تا بتواند اهداف توسعهای را در نظر بگیرد و بصورت بلند مدت سرمايهگذاري كند.5- در نهایت بايد توجه داشت كه با گسترش دامنه فعالیت بنگاههای اقتصادی و ظهور شركتهای چند منظوره (Conglomerate)، هلدینگهای تخصصی، صندوقهای پس انداز و بازنشستگی و... با صدها هزار سهامدار، توزیع سود مناسب یك امر اجتنابناپذیر است بخصوص آنكه صرفنظر از نیاز مالی این بنگاهها، استانداردها نیز سود تقسیم شده در شركتهای فرعی را ملاك محاسبه درآمد شركتهای مادر میدانند تا هم بتوانند درآمد ناشی از فعالیتهای خود را هر چه شفافتر نشان دهند و هم پاسخگوی نیازهای پولی سهامداران خود باشند. بنابراین تصمیم گیرندگان در مجامع با توجه به موارد يادشده بالا نسبت به تقسیم و توزیع سود تصمیم میگیرند نه كسانی كه فریاد سود حداكثری را سر میدهند.
* كارشناس ارشد بازار سرمايه
منبع: دنیای اقتصاد
دیروز کمیتها برام مهم بود! امروز شاید کیفیتها!